نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

بیماری ام اس(MS) چیست؟

بیماری ام اس (MS) چیست؟

بیماری مالتیپل اسکلروزیس (MS) جز گروه بیماری های “خود ایمن” محسوب می شود که در آن سیستم ایمنی فرد به اشتباه سیستم عصبی مرکزی (شامل مغز و نخاع) را هدف حملات خود قرار می دهد در نتیجه این حمله،در داخل سیستم عصبی،واکنش های التهابی به وجود می آید که در نهایت سبب تخریب برخی قسمت ها بخصوص غلاف میلین می شود(غلاف میلین پوشاننده رشته های عصبی است و سلامت آن برای سرعت بخشیدن به انتقال پیام های عصبی لازم است).امروزه می دانیم که قسمت های آسیب دیده فقط میلین نیست بلکه خود رشته های عصبی نیز هدف حمله های سیستم ایمنی قرار می گیرند و تخریب می شوند.
بیماری ام اس

علت بیماری ام اس (MS)

علت بیماری ام اس مشخص نیست اما در حال حاضر دانشمندان بر این باورند که تداخل چند عامل برای ابتلا به بیماری ضروری است:عوامل ژنتیکی،پاسخ های غیر طبیعی سیستم ایمنی و عوامل محیطی همه دست به دست هم می دهند و بیماری را ایجاد می کنند.

 

دانشمندان معتقدند مجموعه ای از فاکتور ها آغازگر بیماری هستند.برای یافتن این فاکتور ها تحقیقات در زمینه ایمونولوژی در حال انجام است.همچنین در حال بررسی عوامل عفونی گوناگون که ممکن است در بیماری نقش داشته باشند،هستند.

 

یافتن علل هر بیماری به طور کلی و ام اس به طور اختصاصی راهیست برای یافتن راه های موثر کنترل و یا حتی علاج قطعی آن و یک گام فراتر،پیشگیری از بروز آن.

فاکتور های ایمونولوژیک

امروزه می دانیم آنچه در بیماری ام اس و سایر بیماری های خود ایمن روی می دهد در واقع پاسخ غیر طبیعی از جانب سیستم ایمنی است که موجب ایجاد التهاب و آسیب بخش هایی از بدن می شود.

 

در بیماری ام اس این سیستم عصبی است که آسیب می بیند به ویژه غلاف میلین(غلاف پوشاننده رشته های عصبی)،خود رشته های عصبی و حتی سلول های سانده میلین در سال های اخیر متخصصین توانسته اند سلول های ایمنی که به سیستم عصبی حمله می کنند،برخی فاکتور هایی را که سبب غیر طبیعی این سلول ها می شوند و حتی روند پاسخ غیر طبیعی سیستم ایمنی را شناسایی کنند.

فاکتور های محیطی

هیچ فاکتور مشخصی به تنهایی عامل ایجاد کننده ام اس شناخته نشده بلکه چند فاکتور متفاوت متهم هستند که در بروز بیماری،نقش دارند.این فاکتور ها عبارتند از:

 

1-عوامل جغرافیایی:به نظر می رسد ام اس در مناطقی از دنیا که از خطر استوادور تر هستند بیشتر بروز می کند.در این رابطه دانشمندان عواملی همچون سن،جنس و نژاد را مورد توجه قرار داده اند و ژنتیک هر منطقه،عوامل عفونی موجود در هر ناحیه و الگو های مهاجرت را نیز مد نظر قرار داده اند.

 

2-ویتامین D:شواهد فزاینده ای نشان می دهد که ویتامین D نقش مهمی در بیماری ام اس بازی می کند.بعضی محققین باور دارند که مواجهه با آفتاب(منبع طبیعی ویتامین D)ممکن است علت تفاوت شیوع ام اس در منطق شمالی و جنوبی کره زمین باشد.افرادی که در نزدیکی خط استوا زندگی می کنند بیشتر در معرض آفتاب هستند و سطح ویتامین D بالاتری دارند و از آنجا که می دانیم این ویتامین بر روی سیستم ایمنی به گونه ای موثر است که بدن را در مقابل بیماری های خود امن محافظت می کند شاید این مسئله شیوع کمتر ام اس در این مناطق را توجیه کند.

 

3- مصرف دخانیات:شواهد عیه مصرف دخانیات در بیماری ام اس نیز رو به افزایش می دهد وپیشرفت بیماری را نیز تسریع می کند.خبر خوب این که به نظر می رسد توقف مصرف سیگار-چه قبل و چه پس از شروع ام اس-با پیشرفت آهسته تر بیماری همراه است.

 

4- چاقی:مطالعات متعددی نشان داده است که چاقی در دوران کودکی و نوجوانی به خصوص در دختر ها ریسک ابتلا به ام اس را در سال های آینده زندگی افزایش می دهد.مطالعاتی هم نشان داده اند که چاقی در سنین جوانی هم می تواند همین اثر را داشته باشد.از طرفی چاقی ممکن است سبب تشدید التهاب و فعایت ام اس در مبتلایان شود.

فاکتور های عفونی

بسیاری از ویروس ها و باکتری ها از جمله ویروس سرخک،هرپس تیپ 6،ویروس EBV و میکروب کلامیدیا پنومونیه مورد بررسی قرار گرفته اند.در سال های اخیر ویروس EBV،بیش از همه مورد توجه قرار گرفته است.(این ویروس عامل بیماری منونوکلئوز عفونی است.)شواهد فزاینده ای نشان داده است که آلودگی قبلی با این ویروس می تواند در ابتلا به ام اس نقش داشته باشد.

فاکتور های ژنتیکی

امروزه تصور می شود که بیماری ام اس ارثی نیست به این معنا که این بیماری از نسلی به نسل دیگر منتقل نمی شود.با این حال به نظر می رسد یک ویژگی ژنتیک باید وجود داشته باشد که فرد را مستعد ابتلا به ام اس کند.

 

این تفکر از آن جاریشه گرفته است که احتمال بروز ام اس در دو قلو های تک تخمی خیلی بالاتر از جمعیت معمولی است و اینکه بستگان درجه یک مبتلایان نیز با ریسک بالاتری به این بیماری ابتلا پیدا می کنند.

چه کسانی احتمال ابتلای بالاتری دارند؟

در سراسر دنیا به نظر می رسد حدود 2.3 میلیون نفر مبتلا به ام اس هستند.ضمن اینکه می دانیم بیماری مسری نیست و به طور مستقیم هم به ارث نمی رسد،اما به نظر می رسد فاکتور هایی وجود دارند که نحوه توزیع بیماری را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می دهند و شاید در نهایت همین مسئله کمک کند که علت بیماری مشخص شود.این فاکتور ها عبارتند از :جنس،ژنتیک ،سن و جغرافیای مناطق ویژگی های نژادی.مطالعه تمام این عوامل در دانشی می گنجد به نام اپیدمیولوژی.(اپیدمیولوژی دانشی است که احتمال وقوع بیماری،نحوه توزیع آن و کنترل احتمالی بیماری ها و سایر فاکتور های مرتبط با سلامت انسان را مورد بررسی قرار می دهد.)مطالعات اپیدمیولوژیک در بیماری ام اس پیچیدگی هایی دارد که گاه کار را دشوار می سازد اما با همه دشواری ها لحظه ای متوقف نشده و نخواهد شد.

تشخیص بیماری ام اس(MS)

علائم بیماری ام اس را به طور مفصل توضیح دادیم.در حال حاضر هیچ یک از علائمی که ذکر کردیم برای بیماری ام اس اختصاصی نیستند و به عبارتی دیگر نمی توانند چه کسی به ام اس مبتلا هست و چه کسی نیست.همینطور هیچ تست آزمایشگاهی و یا روش عکس برداری هم وجود ندارد که تشخیص بیماری ام اس را برای ما به صورت قطعی ممکن سازد.بنابراین مجموعه ای از شرایط و بررسی های تشخیصی است که ما متخصصین مغز واعصاب را در تشخیص بیماری یاری می کند.این مجموعه شامل شرح حال،معاینه مخصوص مغز و اعصاب و تست های مختلف شامل عکس برداری با MRI،تست های پتانسیل برانگیخته و امتحان مایع مغزی-نخاعی می شود.

بحث و نتیجه گیری

از آنجا که در بیماری ام اس ممکن است مشکلات گوناگونی روی دهد که هر یک در حیطه تخصصی گروهی خاص از متخصصین می گنجد،در واقع مدیریت ام اس یک مدیریت چند جانبه و اصطلاحا کار تیمی است و هر عضوی از این تیم به روش خود گوشه ای از مشکل فرد مبتلا را مدیریت می کند.در برخی مراکز دنیا همه اعضاء تیم مذکور در یک مرکز حضور دارند و فرد مبتلا به ام اس با مراجعه به همان مرکز می تواند با هر یک از آنها مشکل خود را در میان بگذارند اما تعداد چنین مراکزی در دنیا زیاد نیست و در اغلب موارد پزشک معالج فرد را به سایر تخصص ها در مکانی متفاوت ارجاع می دهد.در چنین تیمی،رهبر،متخصص بیماری های مغز واعصاب است و اوست که بیماری را تشخیص می دهد،استراتژِ درمان را انتخاب می کند و بین اعضاء مختلف تیم هماهنگی برقرار می نماید.
نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

اختلال دو قطبی چیست؟

bipolar disorder

اختلال دو قطبی چیست؟انواع و اختلالات آن

اختلال دو قطبی در یک نگاه

تعریف اختلال دو قطبی

اختلال دو قطبی عبارت است از یک بیماری روانی جدی و اغلب نا توان کننده است که قبلا افسردگی شیدائی خوانده می شد.

علائم

اختلال دو قطبی با دو نوع بسیار متفاوت از نوسانات خلقی توصیف می شود:پایین ترین سطح افسردگی و بالاترین شیدایی 

انواع 

دو نوع اصلی از اختلال دو قطبی وجود دارد:
-دو قطبی نوع اول
-دو قطبی نوع دوم 
-یک نوع سوم،تحت عنوان ادواری خویی،شکل معتدل تری از اختلال دو قطبی است.

علل و محرک ها

مقامات بهداشت،شیوع مادام العمر اختلال دو قطبی در ایالت متحده را برابر با 3.9 درصد جمعیت تخمین می زنند.دانشمندان نمی دانند که علت اختلال دو قطبی چیست،اما معتقدند که به دلیل تعامل پیچیده عوامل بیولوژیکی و عوامل زیست محیطی توسعه می باید.استرس و انواع فراوانی از رویداد های زندگی می توانند آغازگر دوره های شیدایی یا افسرده کننده در شخصی باشند که از لحاظ بیولوژیکی نسبت به اختلال دو قطبی در حال توسعه آسیب پذیر است.
اختلال دو قطبی می تواند تاثیری منفی بر کیفیت زندگی شخص داشته باشد که خود می تواند منجر به مشکلاتی از قبیل سو استفاده از مواد و ریسک بالای خودکشی شود.هیچ آزمایشی نمی تواند اختلال دو قطبی را تشخیص دهد،لذا پزشکان به تاریخچه پزشکی،ارزیابی علائم بیمار ومعیار های بیماری مقرر شده توسط انجمن روانپزشکی آمریکا متکی هستند.بیشتر افراد مبتلا به اختلال دو قطبی با چندین نوع داروی ترکیب شده با روان درمانی درمان می شوند.
bipolar disorder
اختلال دو قطبی می تواند تاثیری منفی بر کیفیت زندگی شخص داشته باشد که خود می تواند منجر به مشکلاتی از قبیل سو استفاده از مواد وریسک بالای خودکشی شود.
هیچ آزمایشی نمی تواند اختلال دو قطبی را تشخیص دهد،لذا پزشکانی به تاریخچه پزشکی،ارزیابی علائم بیمار و معیار های بیماری مقرر شده توسط انجمن روانپزشکی آمریکا متکی هستند.
بیشتر افراد مبتلا به اختلال دو قطبی با چندین نوع داروی ترکیب شده با روان درمانی درمان می شوند.
اختلال دو قطبی یک بیماری مزمن است،به این معنا که در تمام طول عمر با فرد همراه است.با درمان صحیح،بسیاری از مبتلایان قادر به کنترل علائم خود و برخورداری از زندگی شاد و پربار خواهند بود.
                                               “اختلال دو قطبی یکی از شدید ترین اختلالات روانی است که یک شخص می تواند به آن مبتلا شود.”                                   “زمانی که شما به اختلال دو قطبی مبتلا هستید،به طور شتاب دهنده مغز شما دچار اختلال می شود.در سرعت پایین،شما را غرق در افسردگی عمیق می سازد.”

اختلال دو قطبی چیست؟؟

اختلال دو قطبی که سابقا به عنوان بیماری افسردگی شیدایی شناخته می شد.یک بیماری روانی جدی و اغلب نا توان کننده است.مشخصه تعریف آن،اتصال دو نقطه بی نهایت است:اپیزود های شیدایی که با حملات افسردگی تغییر می کنند.اگر چه برخی حرفه ای های سلامت روانی هنوز استفاده از نام قبلی را ترجیح می دهند(و به این کار خود ادامه می دهند)،اما انجمن روان پزشکی آمریکا در سال 1980 به طور رسمی آن را به اختلال دو قطبی تغییر داد.

 

دیوید میکلوویتز روانپزشک در کتاب خود با عنوان راهنمای نجات از اختلال دو قطبی ،منطق این نام را شرح می دهد:این بیماری بدان دلیل دو قطبی خوانده می شود که نوسانات خلق و خو بین دو قطب بالا و پایین رخ می دهند،درست بر خلاف اختلال تک قطبی(افسردگی اصلی)،جایی که نوسان خلق و خو تنها در امتداد یک قطب رخ می دهد:قطب پایین.

 

استفاده میکلوویتز از اصطلاح نوسان خلقی در میان حرفه ای های سلامت روانی در زمان توصیف فراز و نشیب های اختلال دو قطبی مرسوم است:اما این مسئله را نباید با دمدمی بودن نرمال اشتباه گرفت.تغییرات در خلق و خو که توسط افراد مبتلا به اختلال دو قطبی تجربه شده است ،شدید و طولانی است.در حالی که همه از خلق و خو های خوب و بد برخوردارند،فراز و نشیب های شدید و بی دلیل افراد مبتلا به اختلال دو قطبی می تواند غیر  قابل پیش بینی، بینهایت و نا توان کننده باشد.این اپیزود های خلقی از یک الگوی منظم و قابل پیش بینی پیروی نمی کنند،به این معنا که افسردگی همیشه به دنبال شیدایی رخ نمی دهد و بالعکس.

دو قطبی نوع اول و دوم

دو قطبی نوع اول شدید ترین نوع اختلال دو قطبی در نظر گرفته می شود،عمدتا به این دلیل که شیدایی تا چه اندازه می تواند شدید و ناتوان کننده باشد.برای اینکه یک اختلال در مقوله دو قطبی نوع اول جای بگیرد،شخص باید حداقل یک اپیزود شیدایی داشته باشد و همراه با آن تغییری چشمگیر در انرژی در طول عمر وی مشاهده شود.شیدایی باید به مدت یک هفته یا بیشتر طول کشیده باشد یا حتی به اندازه کافی شدید باشد که بستری شخص الزامی باشد. بیشتر افراد مبتلا به دو قطبی نوع اول دچار اپیزود شیدایی مبتلا باشید اما افسرده نباشد،تشخیص پزشک شما هنوز این است که شما به اختلال دو قطبی نوع اول مبتلا هستید.این بدان علت است که او فرض می کند افسردگی نهایتا در صورتی رخ می دهد که اختلال به اندازه کافی درمان نشود.

 

دو قطبی نوع دوم از جهات زیادی شبیه به دو قطبی نوع اول است،اما شامل شرایطی تحت عنوان هیپومانیا است تا شیدایی .تریز جی بورچارد،نویسنده و ویراستاری که مبتلا به دو قطبی نوع دوم بود،هیپومانیا را به صورت سطح ملایم تا متوسطی از شیدایی تعریف می کند که معمولا حالتی کمتر مخرب نسبت به شیدایی است.برخی افراد مبتلا به دو قطبی نوع دوم هیپومانیای خود را می پذیرند،ممکن است برای شخصی که این بیماری را تجربه می کند حس خوبی باشد و حتی ممکن است با عملکرد خوب و بهبود بازدهی همراه باشد.بنابراین،حتی زمانی که خانواده و دوستان نحوه تشخیص نوسانات خلقی به عنوان اختلال دو قطبی را فرا می گیرند،شخص ممکن است انکار کند که همه چیز اشتباه است.با وجود این، این مسئله می تواند منجر به مشکلات جدی شود،بدون درمان صحیح هیپومانیا می تواند به شیدایی شدید در برخی مردم یا به افسردگی مبدل شود.
BIPOLAR

اختلال ادواری خویی

اختلال ادواری خویی که سایکلوتایمیا نیز خوانده می شود،معمولا به عنوان شکل ملایم تری از اختلال دو قطبی توصیف می شود.افراد مبتلا به سایکلوتایمیا بین هیپومانیا و حملات افسردگی جای می گیرند و چندین اپیزود رخ می دهد که به مدت 2 سال یا بیشتر به طول می انجامد.این اپیزود ها می توانند سبب بروز مشکلاتی برای فرد شوند،اما آنقدر شدید نیستند که به عنوان اختلال دو قطبی دسته بندی شوند.

 

کاندیدا فینک روان پزشک و همکارش جو کرایناک در کتاب خود تحت عنوان اختلال دو قطبی برای خنگ ها،سایکلوتایمیا را به عنوان رژیم دو قطبی توصیف می کنند و به عقیده آنها،این اختلال “شکل خاموشی از دو قطبی است که با زندگی یک شخص تداخل دارد.”

چه کسی اختلال دو قطبی را توسعه می دهد؟

در سرتاسر جهان،مردان و زنان از تمامی نژاد ها،قومیت ها و اقشار جامعه تحت تاثیر اختلال دو قطبی قرار دارند.پژوهشی در سال 2011 با هدایت محقق موسسه ملی سلامت روان به نام کاتلین آر مریکانگاس نشان داد که شیوع جهانی این بیماری تقریبا 2.4 درصد است.مطابق NIMH،شیوع مادام العمر در ایالت متحده 3.9 درصد است و بیشترین اشخاص مبتلا به این بیماری در سنین هجده تا بیست و نه سال هستند.

 

این که کودکان می توانند اختلال دو قطبی را توسعه دهند،موضوعکی کاملا متناقض با احساسات قوی از تمامی جهات است.برخی روان پزشکان معتقاعد هستند که این بیماری بر کودکان تاثیری ندارد و اضهار می کنند که آنها دچار شرایط دیگری هستندو تشخیص بر روی آنها اشتباه صورت گرفته است.دیگران مخالف این مسئله هستند و استدلال می کنند که اختلال دو قطبی می تواند بر افراد تمامی سنین تاثیر بگذارد،حتی کودکان کم سن و سال.

 

فینک و کرایناک می نویسند:تشخیص اختلال دو قطبی در کودکان(تا سن 12 سالگی) و نوجوانان به مدت بیش از یک دهه یک حوزه مورد بحث و مشاجره بوده است.حتی حرفه ای های این حوزه نیز اساسا در خصوص برخی ویژگی های تشخیص این اختلال در گروه های سنی جوان مخالف هستند.
نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

کاربرد دستگاه EEG در ارگونومی

ارگونومی

کاربردEEG در ارگونومی

مقدمه

الکتروانسفالوگرافی از جمله روش های غیر تهاجمی و نسبتا ارزان است که می تواند ارزیابی نوروفیزیولوژی و عملکرد های شناختی مورد استفاده قرار گیرد.این مقاله با هدف کاربرد الکتروانسفالوگرافی (EEG) در علم ارگونومی به نگارش در آمده است.

تعریف ارگونومی و کاربرد آنها

ارگونومی کلمه ای یونانی است و به معنای به کار بردن دانش و اطلاعات علمی انسان در حیطه کاری است یا به عبارتی دیگر ارگونومی ظرفیت ها و توانمندی انسان را مورد بررسی قرار میدهد سپس اطلاعات به دست آمده را در ظرفیت مشاغل،فضای کاری و تجهیزات آن نیز به کار می بندند.

 

امروزه به منظور مطالعه فاکتور های انسانی و ارگونومی جهت بررسی بارکار شناختی و اختصاصا بارکاری ذهنی کارکنان در محیط های کاری از روش های اندازه گیری متغیر های فیزیولوژیک رایج در حوزه بالینی و پزشکی استفاده می شود.تغییرات در طراحی ماهیت کاری(انجام کار با استفاده از نیروی عضلات به سمت فعالیت های ذهنی و نظارتی تبدیل شده است)از یکسو و رخداد حوادث در محیط های کاری به علت خطاهای انسانی ناشی از بارکار شناختی بالا از سوی دیگر ضرورت توجه به موضوعاتشناختی را در مطالعات حال حاضر و آینده نشان می دهد.بدین منظور پارامتر هایی همچون درک،حافظه،بارکاری شناختی،تصمیم گیری و زبان به مولفه های شناختی برای اپراتور در محیط های کاری مطرح می باشد که با هدف متناسب سازی کار و ایستگاه کاری با اپراتور،کاهش احتمال رخداد خطا و رفاه و آسایش توسط محققین این حوزه مورد مطالعه قرار می گیرد.

 

به منظور درک مستقیم حالات افراد در موقعیت های شغلی از روش های مختلفی همچون بررسی فعالیت الکتریکی عضلات (EMG)،فعالیت الکتریکی چشم(EOG)،فعالیت الکتریکی قلب(ECG)،فعالیت الکتریکی مغز(EEG) و غیره استفاده می شود.این روش ها که بر اساس اندازه گیری سیگنال های بیولوژیکی پایه گذاری شده اند از سوی محققان برای تشخیص خستگی،خواب آلودگی،استرس و …به کار گرفته شده اند.

ارگونومی

در میان روش های مختلف ثبت سیگنال های بیولوژیکی،روش EEG یکی از روش های پر کاربرد و قابل اعتماد به شمار می آید:زیرا در این روش،فعالیت مغز انسان به صورت غیر تهاجمی ارزیابی می شود.

معمولا هر نوار EEG  به پنج باند فرکانسی تقسیم می شوند که هر باند مربوط به فعالیت ویژه ای از مغز است.

امواج EEG در واقع مجموع فعالیت های الکتریکی مغز را نشان می دهد که از طریق سطح استخوان جمجمه و با استفاده از الکترود های سطحی و یا الکترود های سوزنی ثبت و ضبط می شود.به طور طبیعی،مغز در حالت هوشیاری زمانی که قسمت های متفاوتی از مغز به طور مجزا فعال هستند فرکانس بالایی را در محدوده 16 تا 50 هرتز به صورت الگو های نامنظم نشان می دهد.

زمانی که حالت هوشیاری مغز کاهش می یابد نیز کاهش یافته و شدت آن تا فرکانس امواج EEG  هنگامی که تعداد بیشتری از نورون ها به صورت متحد وبه طور هم زمان در ناحیه تالاموس فعال شوند افزایش می یابد.غالبا افراد در حالت استراحت کامل و با چشم بسته و در وضعیت پاسخ به محرک های محیطی فعالیت امواج از نوع آلفا با محدوده فرکانسی 8 تا 12 هرتز را از خود نشان می دهند.با تمایل افراد به عدم پاسخ به سمت محرک های محیطی فرکانس امواج EEG محدوده امواج تتا(4 تا 8 هرتز) و بعدا تا محدوده امواج دلتا(0 تا 2 هرتز) یعنی حالت خواب کاهش پیدا می کند.

تکنیک الکتروانسفالوگرافی در مقایسه با دیگر تکنیک های تصویر برداری مغز مانند FMRI  و PET  از نظر اندازه و هزینه،استفاده در شرایط آزمایشگاهی یا میدانی مناسب می باشد.این روش همچنین در اندازه گیری فعالیت الکتریکی مغز از تفکیک زمانی بالا برخوردار است که اجازه می دهد مطالعات شناختی و فعالیت مغز را به نحو مطلوب ارزیابی نمود.

ثبت EEG به طور کامل غیر تهاجمی است و میتواند بار ها و بار ها از بیماران،بزرگسالان نرمال و کودکان،بدون ریسک یا محدودیت در مطالعات بخصوص در حوزه ارگونومی شناختی(خستگی ذهنی،درک مطلب،حافظه،توجه،زبان،عواطف .بارکار شناختی)به عنوان یک ابزار ارزشمند مورد استفاده قرار گیرد.لذا مطالعه حاضر با هدف گستره کاربرد الکتروانسفالوگرافی(EEG) در ارگونومی به صورت یک مطالعه مروری نظام مند انجام گرفت.

بحث و نتیجه گیری

این بررسی سینماتیک کاربرد های شاخص های EEG را برای تعیین کمیت عملکرد شناختی انسان بر اساس تجزیه و تحلیل مقالات منتخب بین سال 2010 تا 2021 بررسی کرده است و اولین مطالعه در این می باشد.طی 11 سال گذشته روند افزایشی برای انتشار در این زمینه مشاهده شده است.بیشتر مطالعات از چگالی طیفی قدرت EEG به عنوان روش های خطی برای ارزیابی عملکرد شناختی انسان استفاده می کنند.پس از آن،FFT برای استخراج طیف قدرت استفاده شده است.

یک محدودیت این است که انتخاب شاخص بهینه EEG  همچنان نامشخص است.ارزیابی حالت روانی فرد،به ویژه رانندگی با یک وسیله نقلیه،بیشتر مورد مطالعه قرار گرفته است و از طریق ان ردیابی،نظارت و کار های مختلف حافظه فعال دنبال شده است.تحقیقات آینده باید بر استفاده از روش های محاسباتی متمرکز باشد که ماهیت پویا و غیر ثابت داده های EEG را در نظر می گیرند.

چنین رویکردی میتواند توسعه سیستم های تشخیص خستگی و سیستم های تطبیقی خودکار را تسهیل کند.در پایان،برای غلبه بر محدودیت های فعلی،توصیف و پیشبینی عملکرد انسان با استفاده از داده های EEG،باید از الگوریتم های یادگیری ماشین استفاده شود.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

اثر بخشی نوروفیدبک بر درمان افسردگی

افسردگی1

مقدمه

روش فرا تحلیل با یکپارچه کردن نتایج حاصل از انجام پژوهش های مختلف،میزان اندازه اثر روش های درمان را مشخص می کند.با انجام فرا تحلیل می توان دیدگاه کلی تری نسبت به تاثیر مداخلات مختلف بدست آورد.هدف این مقاله،تعیین اثر بخشی نوروفیدبک بر میزان افسردگی می باشد. 

افسردگی

اختلال افسردگی اساسی،یک اختلال روانپزشکی شایع است که هزینه های شخصی،اجتماعی و اقتصادی فراوانی ایجاد می کند.افسردگی اساسی با خلق افسرده و احساس فقدان لذت،به علاوه دیگر علائم عاطفی،شناختی و جسمی شناخته می شود.اگر چه علت شناسی اصلی این اختلال هنوز به ووح مشخص نشده است،ولی دانشمندان پیشرفت زیادی در فهم بیشتر این اختلال پیدا کرده اند.

در حالی که مداخلات زیادی برای این اختلال استفاده می شود،ولی اخیرا محققان به بررسی تاثیرات نوروفیدبک اختلال افسردگی اساسی نقش دارد.

نوروفیدبک فرایندی است که در آن الگوی فعالیت نورون های مغزی افراد را در همان لحظه به خودشان بازخورد داده می شود،تا آنها یاد بگیرند که فرایند های مغزی خودشان را کنترل کنند.

رابطه بین فرایند های نورونی با نشانه های افسردگی،خلق و رفتار شناخته شده است.عملکرد نوروفیدبک به گونه ای است که عوارض جانبی بسیاری کمتری از دارو دارد.نوروفیدبک همچنین نسبت به دیگر مداخلات مغزی،مثل تحریک عمیق مغزی،روش غیر تهاجمی محسوب می شود.

نوروفیدبک روشی برای دستکاری فعالیت های نورونی است و به محققان اجازه می دهد تا تغییرات ایجاد شده در فعالیت های نورونی را ارزیابی کنند و اطلاعات مهمی را در مورد رابطه بین فعالیت مغزی و علائم بیماری بدست آورند.تحقیقات زیادی نشان داده اند که افسردگی با میزان قعالیت کورتکس پیش پیشانی راست و چپ در ارتباط است،به طور خاص در افراد افسرده،فعالیت نیمکره راست بیشتر از نیمکره چپ است.

اکثر مطالعات الکتروانسفالوگرافی نشان داده اند که نواحی پیشانی چپ با خلق و خاطرات مثبت در ارتباط است و نمیکره راست با هیجانات منفی در ارتباط است.در نتیجه عدم تقارن بین دو نیمکره،زمانی که آلفا پیشانی چپ بیشتر باشد،افسردگی ایجاد می شود و این افراد ممکن است آگاهی کمتری از هیجانات مثبت داشته باشند،به علاوه تحقیقات نشان داده اند که نیمکره چپ با رفتار نزدیکی-جویی در ارتباط است،در حالی که نیمکره راست با رفتار دوری جویی در ارتباط است.

افسردگی1

فعالیت آمیگدال چپ با محرک های مثبت در ارتباط و به عنوان پروتکل درمانی در نوروفیدبک استفاده می شود.زیرا کاهش فعالیت آمیگدال چپ با نشانه های افسردگی همراه است و نرمال سازی آن،با بهبود افسردگی همراه است.در روش درمانی نوروفیدبک برای کاهش علائم افسردگی چارچوب های درمانی متعددی استفاده می شود،در ادامه چهارچوب های درمانی که در پژوهش های فرا تحلیل مورد استفاده قرار گرفته اند،بیان می شود.یک چهارچوب درمانی ویژه نوروفیدبک،که در آن عدم تقارن مغزی افراد افسرده را تغییر می دهد،چهارچوب درمانی آلای است.

چهارچوب درمانی دیگر که برای افسردگی استفاده می شود،چهارچوب درمانی روشی است.در این چهارچوب درمانی تحریک نوری به مراجع بر مبنای امواج مغزی غالب فرد داده می شود.در این روش،همزمان در دو نقطه مغزی روی امواج کار انجام می شود وسیگنال ها به صورت تحلیل سریع فوریه،تحلیل می شوند.

الکترود ها روی نفاط F3 و F4 قرار می گیرند و بتای 15 تا 18 هرتز تقویت می شود وهمزمان با آن آلفا و تتا سرکوب می شوند.در این چهارچوب درمانی تحریک نوری 8 تا 10 دقیقه در هرجلسه انجام می شود،که شامل ارائه بازخورد به نیمه چپ هر چشم(فرکانس های نوری برای تحریک نوری متنوع هستند)از طریق الکترود F3 و برعکس این عمل برای نیمه راست چشم از طریق الکترود F4 انجام می شود.

طراح چهارچوب روش درمانی،معتقد است که نیمه ی هر چشم اطلاعات متفاوتی را دریافت می کند که این مسئله در الکتروانسفالوگرافی قابل مشاهده است و باعث می شود که مغز پاسخ درست را از بین پاسخ های غلط جستجو کند و انعطاف پذیری مغز را افزایش دهد.این چهارچوب درمانی در مراحل درمانی خود موج حسی-حرکتی و بتا را در نقاط دیگر مغز تقویت می کند.

چهارچوب درمانی دیگر در سال 2015 توسط رافائل رامیرز برای درمان افسردگی انجام شد،در این روش به مراجعان فیدبک صوتی(موزیکی که مورد علاقه مراجعان بود)داده می شد و مراجعان برای افزایش بلندی صدای موزیک و زمان آن تشویق می شدند.این چهارچوب درمانی به دو صورت انگیختگی(فعالیت بتا به آلفا در کورتکس پیشانی را اندازه می گرفت) و ظرفیت(نسبت آلفای پیشانی راست را نسبت به چپ اندازه می گرفت)انجام می شد.وجه مشترک تمام چهارچوب های درمانی که برای درمان افسردگی به کار می روند،افزایش آلفا در نیمکره راست می باشد.

بحث و نتیجه گیری

تحقیقاتی که به بررسی پژوهش های گذشته در مورد تاثیر نوروفیدبک بر افسردگی بپردازند،بسیار اندک بوده و هیچ فرا تحلیلی در این زمینه انجام نشده است.از یک طرف نوروفیدبک در کاهش افسردگی موثر است و از طرف دیگر اندازه تاثیر واقعی آن در این مداخلات نا مشخص است.در نتیجه انجام یک فرا تحلیل برای یکپارچه کردن نتایج تحقیقات مختلف،ضروری به نظر می رسد.

نتایج پژوهش حاضر نشان داد که اندازه اثر نوروفیدبک بر افسردگی معادل 0/538 است که مطابق جدول کوهن اندازه اثر بالای می باشد.در پژوهش حاضر،نوروفیدبک بر افسردگی،میزان آلفا و نسبت تتا به آلفا،اندازه اثر بالای را نشان داد و بر روی افکار منفی مطابق جدول کوهن اندازه اثر متوسطی داشت.این یافته ها از پژوهش هایی استخراج شد که نوروفیدبک را برای افراد افسرده به کار برده بود و در این پژوهش ما نتایج این تحقیقات را جمع بندی و ترکیب کردیم.

در توضیح تاثیر گذاری نوروفیدبک گفته می شود که مغز انسان توانایی یادگیری و یادگیری مجدد و خود تنظیمی امواج مغزی را دارا است،که این مسئله نقش مهمی در عملکرد یک مغز نرمال دارد در این روش درمانی نوروفیدبک به مغز بازخورد داده میشود واین بازخورد دقیقا در مورد چیزی است که فرد در چند ثانیه آخر انجام داده است و همچنین به مغز در ریتم های بیوالکتریکی نرمال مغز فیدبک داده می شود و مغز را تشویق می کند تا درست عمل کند و به سوی فعالیت مناسب تغییر مسیر دهد.

در نهایت پژوهش انجام شده نشان داد که روش درمانی نوروفیدبک می تواند به طور موثر در کاهش علائم افسردگی،کاهش افکار منفی و بهبود امواج مغزی افراد افسرده به کار می رود.لذا محققان می تواند از این روش درمانی و چهارچوب های درمان استخراج شده از پژوهش های گذشته که در این مقاله به آن اشاره شد است،استفاده نمایند.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

درباره تشنج تب بیشتر بدانیم!

تشنج تب

مقدمه

تشنج ناشی از تب شایع ترین اختلال نورولوژیک در بچه ها می باشد.در مورد چگونگی برخورد با این نوع تشنجات و خطر عود و جلوگیری از عود و بررسی این بیماران اختلاف نظر وجود دارد و با استفاده از این مقاله در نظر داریم تا در مورد این مبحث شما را راهنمایی دهیم.

تعریف تشنج

تشنج تب در شیرخواران و بچه هایی که از نظر نورولوژیکی سالم و سن آنها بین 6 ماه تا 5 سال بوده با درجه حرارت بیش از 38 درجه اتفاق می افتد اما عفونت و تاریخچه تشنج بدون تب در آنها وجود ندارد.باید توجه داشت که همه تشنجات همراه با تب،تشنج تب نیستند.تشنج در بچه های تب دار که مننژیت باکتریال،کم آبی هیپرناترمیک یا سایر اختلالات متابولیک دارند تشنج تب محسوب نمی شود.معمولا تشنج در مرحله بالا رفتن تب اتفاق می افتد و ایجاد آن بعد از 24 ساعت از شروع تب شایع نیست.

تشنج تب

انواع تشنج و علل شیوع آن

تشنج تب ساده(simple febrile seizures)

-ژنرالیزه هستند.

-کمتر از 15 دقیقه طول می کشد.

-در طی 24 ساعت تکرار نمی شوند.

-اختلال نورولوژیک بعد از تشنج وجود ندارد.

تشنج تب کمپلکس(complex febrile seizures)

-موضعی هستند.

-طولانی می باشند.

-در طی 24 ساعت تکرار می شوند.

-همراه با اختلال نورولوژِیک شامل todd paresis می باشند.

شیوع

تشنج تب در 3 تا 4% بچه های زیر 5 سال روی می دهد.سن شیوع در بعضی مطالعات 14 تا 18 ماهگی و در برخی دیگر 18 تا 22 ماهگی ذکر شده است.تشنج تب قبل از 9 ماهگی و بعد از سالگی نادر است.نقش ژنتیک در ایجاد تشنج تب شناخته شده است.بعضی مطالعات استعداد به تشنج تب را به ژن روی کروموزوم نیز مربوط می دانند.خطر ایجاد تشنج تب در صورتی که خواهر یا برادر مبتلا باشند 20% و در صورتی که سابقه تشنج تب در والدین(هر دو) و یک فرزند قبلی وجود داشته باشد 1 به 3 می باشد.

عوامل عود خطر تشنج تب

خطر تکرار تشنج تب حدود 30 تا 40 درصد می باشد که به فاکتور های ژنتیکی و محیطی ارتباط دارد.در یک مطالعه پنج عامل خطر در صورتی که پروفیلاکسی بکار نورد مشخص شده است.یک فاکتور مهم سن کم (کمتر از 15 ماه) می باشد.عوامل دیگر شامل:تشنج تب در فامیل درجه اول،اپی لپسی در فامیل درجه اول،حملات متعدد تشنج تب و اولین تشنج تب کمپلکس می باشد.

هر چه تعداد ریسک فاکتور ها بیشتر باشد احتمال تکرار بیشتر می شود.در بچه هایی که هیچ یک از عوامل خطر وجود ندارد احتمال تکرار حدود 10 درصد می باشد.کسانی که یک یا دو عامل خطر را دارند میزان عود 25 تا 50 درصد و کسانی که 3 عامل یا بیشتر را دارند احتمال عود 50 تا 10 درصد می باشد.

خطر اپی لپسی

خطر اپی لپسی بعد از تشنج تب 2 تا 2/5% می باشد.تاریخچه تشنج تب در 10 تا 15 درصد افرادی که اپی لپسی داشته یا دارای تشنج بدون علت می باشند،وجود دارد که چندین برابر مواردی است که بطور معمول (شیوع تشنج تب در 3 تا 4%بچه های زیر 5 سال دیده می شود.مواردی که به عنوان عوامل خطر اپی لپسی بعد از تشنج تب ذکر شده است:1-تاریخچه فامیلی اپی لپسی 2-اختلال تکاملی با نورولوژیک قبلی 3-تشنج تب کمپلکس(complex febrile scizures)

فرم اپی لپسی

فرم های مختلف تشنج (تشنجات ژنرالیزه تونیک کلونیک و کمپلس پارسیل)ممکن است در بچه هایی که دچار اپی لپسی بعد از تشنج تب می شوند به وجود آید.در موارد نادر اپی لپسی میوکلونیک شدید به دنبال تشنجات تب متعدد اتفاق افتاده است.بر خلاف نظرات قبلی تعداد کمی از بچه هایی که تشنج تب دارند دچار اپی لپسی لب تمپورال می شوند.

مراقبت از بچه های مبتلا به تشنج تب

در هنگام تشنج،کنترل راه های هوایی وباز بودن آن،قرار دادن بیمار در وضعیت scmi prone برای کاهش خطر اسپیراسیون،مانیتورینگ علائم حیاتی و اقدامات حمایتی دیگر مانند(دادن اکسیژن در صورت لزوم)باید انجام گیرد.

تشنج بیمار باید با دیازپام(به میزان 0/3-0/1 میلی گرم برای هر کیلوگرم) یا لورازپام داخل وریدی(0/1-0/5 میلی گرم برای کیلو گرم)کنترل شود.دیازپام رکتالی نیز بی خطر و موثر است می باشد.این دارو به طور کامل جذب و در مدت 2-4 دقیقه غلظت پلاسمایی ضد تشنج را ایجاد می نماید.در صورتی فرم رکتالی وجود نداشته باشد،نوع داخل وریدی را در یک سرنگ کوچک می کشیم و از طریق یک لوله پلی اتیلن آغشته به لیگنوکائیم 4-5 سانتی داخل آنوس شده است و به آرامی وارد می نماییم این روش در کنترل تشنجات حاد تب دار یا بدون تب در منزل یا بیمارستان موثر بوده است.

بستری نمودن در بیمارستان

بستری کردن همه بیمارانی که تشنج تب دارند،لازم نیست ولی بیمار باید تا هوشیاری کامل تحت نظر باشد.در بچه هایی که اولین تشنج تب را دارند بهتر است در هر یک از شرایط زیر بستری شوند:

1-لتارژی وخواب آلودگی

2-وضعیت کلینیکی متغیر

3-سن کمتر از 18 ماه

4-فرم کمپلکس تشنج

5-وضعیت نا مطمئن منزل

6-روش نبودن پیگیری بیمار

بررسی مایع نخاع LP

به طور روتین در همه بچه هایی که اولین تشنج تب را دارند لازم نیست و در صورتی که شک به مننژیت تب را دارند لازم نیست و در صورتی که شک به مننژیت وجود داشته باشد LP الزامی است.عوامل زیر عنوان ریسک فاکتور مننژیت در تشنج تب شناخته شده است:

1-معاینه عصبی غیر طبیعی مخصوصا نشانه های تحریک مننژیت

2-تشنج موضعی

3-یافته های فیزیکی مشکوک مانند:راش،پتشی،سیانوز،هیپرتانسیون،GRUNT و…

4-ویزیت پزشک 48 ساعت قبل از تشنج(در صورتی که تشنج به طور دیررس از شروع تب اتفاق بیفتد تشنج تب کمتر می شود)

بحث و نتیجه گیری

تشنج تب یک رویداد خوش خیم در بچه ها است و عوارض نورولوژیک طولانی مدت ندارد.درمان طولانی مدت با فنوباربیتال و حتی دیازپام متناوب تاثیر زیادی در تشنج تب ساده ندارد.آموزش مناسب و حمایت روانی والدین باید انجام شود.در صورت اضطراب شدید والدین درمان متناوب با دیازپام توصیه می شود.درمان مداوم با دارو های ضد تشنج به ندرت استفاده شود.اخیرا با مطالعات اپیدمیولوژیک وسیع مشخص شده است که اکثر بچه ها با تشنج تب پیش آگهی و سرنوشت طولانی مدت خوبی دارند.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

اختلال خواب در کودکان

اختلال خواب در کودکان

اختلال های خواب در کودکان به معنی کاهش بیش از حد یا افزایش بیش از حد خواب متناسب با سن،انواع غیر طبیعی خواب،رفتار های غیر طبیعی در خواب و یا بروز وقایع پاتوفیزیولوژیک طی خواب می باشد.اختلال های خواب شایع ترین مشکل رفتاری در بین کودکان است.تشخیص اختلال های خواب بالینی است،اگر چه در بعضی موارد ممکن است مطالعات اختصاصی و آزمایشگاه خواب (sleep lap) مورد نیاز باشد.

درمان موجود جهت مشکلات خواب شامل بررسی زیستی-روانی و اجتماعی همراه می باشد.فوق تخصصی تکاملی-رفتاری کودکان نقش اساسی در درمان مشکلات خواب کودکان دارد اما مشاوره با بقیه تخصص ها نیز نیاز است.موثر ترین راه بررسی مشکلات خواب،بهبود بهداشت خواب و درمان مناسب اختلال های رفتاری همراه خواب می باشد.

در صورتی که اختلال خواب در کودکان درمان نشود،منجر به عوارضی نظیر اختلال در توجه و تمرکز،حافظه،یادگیری و رفتاری می شود.کودکانی که دچار مشکل خواب هستند از نظر بازده فعالیت های درسی در سطح پایین تری نسبت به بقیه کودکان می باشند.

با توجه به این که مقالات مروری جامع خارجی و ایرانی در این زمینه در دسترس نمی باشد،این مطالعه با هدف بررسی مشکلات خواب کودکان از مقاله های مختلف و نتایج به دست آمده از آنها به تحریر در آمده است.

اختلال خواب

یافته ها و بحث ها

خواب طبیعی و دگرگونی آن

برای مشخص شدن اختلال خواب ابتدا باید به تعریف خواب طبیعی و دگرگونی آن پرداخت:

خواب یک فرآیند فیزیولوژیک در سطح بالا می باشد که تحت تاثیر مسائل اجتماعی-فرهنگی نیز قرار می گیرد.خواب یک ریتم بیولوژیک است و مراحل خواب به دنبال مطالعه بر روی این ریتم پیچیده مشخص می گردد.در خصوص مراحل خواب می توان گفت بر اساس EEG خواب را می توان به دو مرحله تقسیم نمود:

1-مرحله آرام از ولتاژ پایین(LOW VOLTAGE)

2-مرحله حرکات سریع چشم(REM)

خواب و مشکلات شناختی رفتاری

مطالعات بسیاری در مورد ارتباط کاهش خواب و مسائل شناختی و رفتاری صورت پذیرفته است.البته خیلی از مطالعات در این مورد ناشی از محرومیت از خواب در داوطلبان بزرگسال سالم می باشد.مطالعات تجربی و مشاهده ای مشخص می نماید که خیلی از مشکلات اختصاصی رفتاری و شناختی در محدودیت خواب تضاهر می نماید.

 

این مسائل شامل اختلال در توجه،تحرک و فعالیت می باشد.بچه ها با محدودیت خواب خیلی از ویژگی های کودکان مبتلا به ADHD را پیدا می نمایند.جهت بررسی بالینی مشکلات خواب به این روش عمل شده است:ابتدا تاریخچه ای دقیق از خواب که مهم ترین قسمت تشخیص مشکلات خواب را شامل می گردد،گرفته می شود.سپس یک معاینه فیزیکی و نورولوژِک در تمام بچه ها صورت پذیرفت.همچنین معاینه عصبی-تکاملی نیز به خصوص در مواردی که اختلال های تکاملی وجود دارد،به عمل می آید.

 

معاینات بالینی تنها در موارد خاص صورت پذیرفته است.بررسی های آزمایشگاهی نظیر POLY SOMNOGRAPHY ممکن است در برخی موارد ضرورت می یابد.

بی خوابی 

خودداری از رفتن به رختخواب،مشکلات شروع خواب و تداوم آن در بین کودکان شایع است.تکه تکه شدن خواب و بی خوابی متناوب در طول شب در شیرخواران و کودکان نوپا طبیعی می باشد و ممکن است تا حدود 33 درصد از کودکان 1 تا 2 ساله مشاهده گردد.تغذیه طی شب ممکن است باعث افزایش این مشکل شدو به خصوص به دلیل آن که افزایش دریافت مایعات منجر به افزایش ادرار کردن گریده است و این امر،بی خوابی در طول شب را شدت می بخشد.همچنین سندرم کولیک شیر خواران همراه با بیدار شدن نوزاد در طول شب است.حالاتی نظیر اوتیست مدیا،بازگشت معدی-مری و احتمالا آلرژی غذایی از دلایل طبی بی خوابی در شیر خواران و نوپاها می باشد.بچه هایی در سن مدرسه و قبل از مدرسه علل بیشتری از بی خوابی را دارا هستند.

insomnia

خواب آلودگی

خواب آلودگی شدید در روز به خصوص در اواسط دوران کودکی مساله قابل اهمیتی است.معمولا این حالت توسط محرومیت از خواب به وجود می آید.این مساله ممکن است در اثر کاهش طول کلی خواب باشد و یا قطع خواب،موجب خواب آلودگی در روز شود.بچه هایی که به شدت خواب آلوده هستند،اغلب در ماشین به خواب می روند اما ممکن است در سایر مکان ها از جمله مدرسه و یا حتی در هنگام خواندن کتاب به خواب روند.نارکولپسی حالت مزمن خواب آلودگی شدید در روز است و بسیار جدی است و اغلب در بچه ها و نوجوانان تشخیص داده می شود.این حالت خیلی نادر است و به طور متوسط بین 0/1-0/004 در صد را برای آن گزارش می کنند.

نارکولپسی

نارکولپسی یک علامت چهارگانه(تتراد) دارد که شامل:

 

1-حملات غیر قابل مقاوت خواب در روز به جای طول شب

2-کاتالپسی(کاهش تون عضله طی هیجانات قوی)که منجر به سقوط فرد می شود.

3-شروع خواب REM همراه با دیدن رویا در خواب

4-پارالیزی خواب نارکولپسی می تواند خانوادگی باشد و ارتباطی با HLA TYPING و DQW1 وجود دارد  اما HLA TYPING در تشخیص آن مفید نیست و آزمون تشخیصی محسوب نمی گردد.

اختلال های تنفسی وابسته به خواب

مشکلات تنفسی وابسته به خواب نیازمند تشخیص و ارزیابی دقیق است.اپنه خواب شامل عدم تنفس موثر به هنگام خواب می باشد و ممکن است از انسداد کامل یا نسبی راه های هوایی ناشی شود و یا عدم کنترل مرکز عصبی تنفس موجب آن گردد و یا هر دو عامل نقش داشته باشند.مطالعات آینده ممکن است معیار های اختصاصی مربوط به سن را مشخص می کند.

اپنه به عدم عبور از هوا از راه بینی-دهانی به مدت بیش از 10 ثانیه گفته می شود.هایپوپنه مریی شدت کمتری از اپنه دارد  که همراه با هایپوونتیلیشن می باشد و ممکن است به بیداری های مکرر و یا اکسیژناسینون ناکافی منجر گردد.شاخص اپنه را تحت عنوان تعداد اپی زود های اپنه در ساعت اندازه گیری می نمایند.در بزرگسال بیش از 5 سال از این اپی زود های و یا 10 هایپوپنه در ساعت طی خواب،غیر طبیعی تلقی می شود.

کابوس شبانه

کابوس شبانه(NIGHTMARE)  در مرحله REM خواب اتفاق می افتد و به عنوان حملات اضطراب-رویا تقسیم بندی می گردد،به نظر می رسد،علت آن شبیه سایر علل وابسته به اضطراب باشد.بچه ها و افراد بالغ معمولا قادر خواهند بود که متن کابوس شبانه را،حداقل بلافاصله پس از بیداری،گزارش نمایند.برای بهبودی کابوس های شبانه گاه گاهی اطمینان دادن و توجه دادن به گذرا بودن عامل استرس کافی است.توانایی کودک برای به تصویر کشیدن کابوس باید در نظر گرفته شود،

چنین کودکان نسبت به آینده،وقایع وابسته به اضطراب و مرگ نگران می گردند.اگر کابوس شبانه شدید باشد و یا به صورت متناوب اتفاق افتد،موجب تداخل با زندگی روزانه و یا عملکرد طبیعی فرد می شود.مشکلات استرس و اضطرابی که به دنبال ضربه و تروما اتفاق می افتد،می تواند موضوع مهمی در تشخیص این عارضه باشد.علاوه بر کابوس شبانه متناوب در صورتی که کودک دچار متن کابوس تکرار شونده نیز گردد،علائم از هیجان شدید،مواردی نظیر مکیدن انگشت و ترس های غیر طبیعی از بعضی از اشیاء را نشان خواهد داد.

در بعضی از موارد،برخی دارو ها نیز می تواند باعث کابوس شبانه شوند.از این دسته دارو ها،آگونسیت های 2-ALPHA و مسدد های بتا و DOPA-L را می توان نام برد.

اختلال های بیداری

معمولا بیداری طبیعی پس از دوره خواب کامل اتفاق می افتد.اختلال های بیداری نظیر ترور شبانه،راه رفتن در خواب و بیداری توام با گیجی می باشد.اغلب این عوارض در اولین تا سومین ساعت پس از شروع خواب اتفاق می افتد.این مسئله به دلیل ارتباط این عوارض با sws است.بیشترین زمان طی sws و یک سوم اول شب اتفاق می افتد و این زمانی است که والدین ممکن است بیدار باشند و به این رفتار توجه کنند.

 

اختلال های بیداری معمولا در شروع دوره های خواب اتفاق می افتد اما ممکن است در سایر مراحل خواب نیز بروز نماید.راه رفتن در خواب ممکن است آرام باشد و یا به صورت اژینه و نگران تظاهر نماید.این حالت در 40 درصد بچه های بین 6 تا 12 سال با میزان شیوع 6 تا 17 درصد گزارش می شود.تنها در 3 درصد موارد،این عارضه در بچه ها بیش از یک ماه به طول می انجامد.

 

این کودکان در معرض آسیب قرار دارند.بیمارانی که به اژینه راه رفتن در خواب را نشان می دهند ممکن است در این حالت گریه کنند و یا بدوند.دوره این راه رفتن ممکن است مختصر باشد یا تا 45 دقیقه طول کشد اما مواردی تیپیک 5 تا 15 دقیقه به طول می انجامد.در مورد وحشت خواب باید گفت که به ندرت موجب خواب آلودگی در روز می شود.معمولا همراه علائم سیستم اتونوم نظیر عرق کردن و تا کبکارکی است.وحشت خواب اغلب ناگهانی و طی اولین نیمه شب اتفاق می افتد.

 

 

شب ادراری

به دو نوع اولیه و ثانویه تقسیم می شود.اگر کودک در طی روز خشک باشد،علل پزشکی مانند نورولوژیک و اختلال آناتومیک رد می شود.شب ادراری ثانویه ممکن است علامتی از مشکلات روحی-اجتماعی و یا هیجانی باشد.

 

گرفتن تاریخچه و انجام آزمایش کامل ادرار،بیماری دیابت و عفونت ادراری را رد می نماید.معاینه عصبی جهت رفلکس نخاعی تحتانی(چشمک آنال) مهم است.والدین می گویند کودک رخت خواب خود را هنگامی که در خواب عمیق قرار دارد،خیس می کند اما هیچ ارتباطی بین مراحل خواب و شب ادراری موجود نیست.زنگ خواب،می تواند خیلی موثر باشد،به خصوص در بچه هایی که در سن مدرسه هستند و خود مایل به توقف این مشکل می باشند.از آنجا که بچه ها ممکن است شب ها با صدای زنگ بیدار نشوند،والدین مجبور هستند که درگیر این مسئله شده و کمک نمایند. 

 

پس از حصول خشکی بستر باید به کودک در هنگام خواب مقداری محرومیت از آب داد تا نتایج طولانی مدت تری حاصل شود.تمرین تربیت مثانه به پیشگیری از این امر کمک می کند هیپنوتراپی ممکن است مفید باشد.دارو درمانی نظیر دسموپرسین و ایمی پرامین ایجاد دوران بهبودی کوتاه مدت می نمایند و دیده نشده که شب ادراری را درمان کنند اما می توانند شدت را کاهش دهند ولی باید عوارض جدی آنها نظیر هیپنوترمی و تشنج در نظر گرفته شود.

بحث و نتیجه گیری

به مطالعات به عمل آمده می توان به این نتیجه دست یافت که مشکلات خواب در بچه ها شابع است اما اغلب اشتباه تشخیص داده می شوند.خواب دریچه ای به عملکرد اجتماعی،خانوادگی و هیجانی هر فرد می باشد.مشکلات روحی-عصبی می توانند باعث قطع خواب گردیده و منجر به علائم هم در روز و هم در شب گردند.

 

تفاوت های فرهنگی تاثیر بسیار زیادی بر خواب دارد.خواب در کنار والدین مثال خوبی برای این مطلب است.بررسی های پزشکی که قبلا بر ضد این مسئله در مورد نوزادان و شیر خواران کوچک بود،نیاز به بازنگری دارد،زیر دلایل زیادی وجود دارد که این نوع خوابیدن(در زمان خاص)مفید است.

 

این مطالعه پیشنهاد می نماید که درمان مشکلات خواب،خیلی از مسائل شناختی و رفتاری ایجاد شده در اثر محدودیت خواب را حل می نماید.همچنین اختلال خواب باید در تشخیص افتراقی مشکلات رفتاری و یادگیری کودکان قرار گیرد.تحقیق و بررسی در مشکلات رفتاری و یادگیری کودکان از جهت یافتن اختلال خواب زمینه ای،می تواند منشا تحقیقات جدید در این زمینه قرار گیرد.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

خشم چیست؟مهار و کنترل خشم

anger

تعریف خشم

خشم به رفتار هایی منجر می شود که خسارت فراوانی به بار می آورد.مدیریت خشم به فرد کمک می کند تا یاد بگیرد که چه طور خونسرد باشد واحساس منفی قبل از شروع خشم را مهار کند.

نگاهی دیگر به خشم

هیجان ها پدیده های ذهنی زیستی هدفمند و اجتماعی هستند.پدیده هایی فطری که در افراد مختلف در شرایط یکسانی بروز می کنند و تاثیرپذیری زیادی از شرایط فرهنگی و یادگیری ندارند و پاسخ های فیزیولوژی مشخصی را فرا می خوانند.
یکی از هیجان هایی که در زندگی همه افراد نقش مهم و موثری دارد،هیجان خشم است.

 

خشم نوعی از هیجان است که اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتار های نامناسب دیگران بروز می کند.

 

خشم ممکن است ناشی از عوامل درونی مثل افکار و عقاید غیر منطقی،توقعات نابجا و احساس ناکامی و یا عوامل بیرونی مثل خیانت در امانت،مورد بی اعتنایی قرار گرفتن،ملاحظه نکردن دیگران،مورد توهین و تجاوز واقع شدن باشد.

 

زمانی که اعتماد به نفس و تمامیت فردی مورد تهاجم قرار می گیرد پاسخ طبیعی خشم اتفاق می افتد.این احساس عاطفی ناراحت کننده از آزردگی خفیف تا خشم شدید در نوسان می باشد.

 

خشم به صورت پرخاشگری فیزیکی و کلامی،خصومت،مخالفت،انتقاد،احساس رنجش،بار ها درباره چیزی حرف زدن،دوری و اجتناب از مسائل و افراد ابراز می شود.گرچه خشم هیجان طبیعی و گاه مفید است،اما خطرهایی نیز به همراه دارد.وقتی خشم خارج از کنترل و مخرب باشد می تواند به مشکلاتی در کار،روابط بین فردی و کیفیت زندگی منجر شود.

 

آثار زیان بار خشم هم متوجه درون شخص و هم متوجه بیرون اوست.ناتوانی در مدیریت خشم،افزون بر ناراحتی شخصی،اختلال در سلامت عمومی و روابط میان فردی،ناسازگاری و پیامد های زیان بار رفتار پرخاشگرانه را در پی دارد.
anger
خشم یک نگرانی عمده برای جامعه محسوب می شود،زیرا در بسیاری از موارد به رفتار هایی منجر می شود که خسارت فراوانی به اقتصاد کشور تحمیل می کند.برای مثال رفتار های ضد اجتماعی و تهاجمی از تبعات و پیامد های خشم می باشد.

 

همچنین خشم با شدت افسردگی،مصرف کوکائین،الکل و اقدام به خودکشی همبستگی دارد.امروزه علی رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه های زندگی بسیاری از افراد در رویارویی با مسائل زندگی فاقد توانایی های لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی روزمرهو مقتضیات آن آسیب پذیر تر نموده است.

 

پژوهش های بی شماری نشان داده اند که بسیاری از مشکلات بهداشتی و اختلالات روانی و عاطفی ریشه های اجتماعی دارند.جهت غلبه بر مشکلات فردی اجتماعی بایستی توانایی های افراد را افزایش داد.مهارت های زندگی یعنی ایجاد روابط بین فردی مناسب و موثر برای انجام مسئولیت های اجتماعی،انجام تصمیم گیری های صحیح،حل تعارض ها و کشمکش ها بدون توسل به اعمالی که خود و دیگران صدمه می زنند.

مدیریت خشم یا کنترل خشم

مدیریت خشم و کنترل خشم یکی از مباحثی است که مدت هاست در حوزه روان شناسی مطرح شده است.مدیریت خشم در واقع به فرد کمک می کند تا یاد بگیرد چه طور خونسرد باشد واحساس منفی قبل از شروع خشم را مهار کند و تحت کنترل بگیرد.

 

مهارت مدیریت خشم می تواند بسیاری از ناهنجاری ها و اتفاقات بد و شوم اجتماع را کاهش دهد.از این جهت لازم است برای بهبود تعلیم و تربیت و همچنین راهنمایی و کمک به افراد جامعه این مهارت ها بررسی و آموزش داده شود.

 

مهارت های کنترل خشم ،مهارت هایی است که کلینکه در سال 1998،برای مقابله با خشم معرفی می کند و شامل استفاده از نظام های حمایت های اجتماعی،مهارت های مسئله گشایی،مهارت های خود آرام سازی،مهارت های حفظ تسلط درونی،استفاده از مهارت های شوخ طبعی،مهارت های صحبت کردن و گفتگوی موثر،مهارت های گوش دادن و بیان صریح احساسات خود می باشد.

 

دانشجویان و دانش آموزان سرمایه های عظیم و از اقشار مهم جامعه به حساب می آیند،همچنین دانشجویان در سنی هستند که شیوع خشم و هیجانات در آن ها زیاد می باشد.مهارت های کنترل خشم در این افراد می تواند در پیشرفت تحصیلی و ایجاد ارتباط بهتر و مناسب تر در خانواده و اجتماع موثر باشد و آنها را در به دست آوردن راهبرد مناسب برای زندگی یاری کند.
نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

آموزش تکنیک تقویت حافظه

nervous system

آموزش تکنیک تقویت حافظه

تمرین های تقویت حافظه و افزایش هوش چه تاثیری بر عملکرد مغز ما دارد؟

هدف ما از نوشتن این مقاله این است تا به شما کمک کنیم تا بتوانید بهتر از توانمندی های مغزتان استفاده کنید،حافظه را تقویت کرده و ضریب هوشی خود را افزایش دهید.

شما با استفاده از این مقاله،یک ابزار پرورش مغز در اختیار خواهید داشت که این ابزار نه تنها فوق العاده سرگرم کننده است بلکه شما را قادر خواهد ساخت که با ذهن خود کار هایی را انجام دهید که هرگز فکرش را هم نمی کردید.

این آموزش یک سیستم تقویت حافظه ریاضی است که مهارت های شگفت انگیزی را به شما آموزش خواهد داد.بخش های مختلف این آموزش یک مجموعه بهم پیوسته است که برای یک دوره صد روزه برنامه ریزی شده است.

بنابراین مهم است ک تمرین های این مقاله را گام به گام انجام دهید زیرا یادگیری هر مهارت به مهارت های قبلی ارتباط دارد.تکرار تمرینها نیز به نوبه خود بسیار مهم است زیرا هر بار که مهارتی را تمرین می کنید باعث افزایش سرعت و افزایش قدرت تمرکز می گردد.

تا چه زمانی می بایست به این تمرینها ادامه داد؟

انجام تمرین هایی که در این مقاله ذکر شده است،صد روز طول خواهد کشید.البته به این معنا نیست که شما تمرینات خود را بعد از این مدت متوقف کنید.هنگامی که مهارتی را فرا می گیرید،باید آنقدر تمرین و تکرار کنید تا بتوانید آن را سریعتر و بهتر انجام دهید.

 

با اینکار شما ذهن خود را قوی تر می کنید به طوریکه می توانید با انجام ترفند هایی که فرا گرفته اید خانواده و دوستان خود را شگفت زده کنید.ما قصد داریم شما را به یک ماشین حساب سیار تبدیل کنیم.شما به زودی قادر خواهید بود که هر گونه عملیات ریاضی را در ذهن خود انجام دهید.پس خود را آماده کنید در آیندهای نزدیک خود شما از کارهایی که قدر به انجام آن هستید متعجب خواهید شد.
nervous system

سیستم عصبی انسان چگونه کار می کند؟

مغز شما از میلیارد ها سلول عصبی تشکیل شده است که این سلول های عصبی نورون نامیده می شوند.نورون ها نقش اساسی در یادگیری و حافظه شما دارند.محل ارتباط یک نورون با نورون های دیگر سیناپس نام دارد.دانشمندان تحقیقات زیادی بر روی نورون ها انجام داده اند تا ببینید چگونه می توان یادگیری را آسانتر کرد.
 

 

بخشی از نتایج این تحقیقات این بوده که انسان هر چه بیشتر از مغز خود استفاده کند ارتباط بین نورون ها قوی تر شده و اطلاعات را سریعتر دریافت و ارسال می کنند.پس مغز خود را با مطالعه،بازیهای فکری مانند شطرنج و البته با تمرین های تقویت حافظه و افزایش هوش،فعال نگه دارید.

آموزش تکنیک های تقویت حافظه و افزایش هوش در مدرسه به دانش آموزان

همه بچه ها تا سنین نوجوانی به مدرسه می روند و درس های مختلفی را آموزش می بینند.اما شاید بیشترین نیاز آنها این باشد که تکنیک های تقویت حافظه و افزایش هوش را فرا گیرند تا بتوانند در مسیر درست قرار گرفته و از یادگیری لذت ببرند.

 

اگر شما که در حال مطالعه این نوشته هستید یک دانش آموز می باشید بزودی خواهید دید که گرفتن نمره های خوب و شاگرد اول بود فقط برای تعداد خاصی از دانش آموزان نیست.

 

شما هم می توانید بعد از انجام دادن تمرین های این مقاله کار هایی انجام دهید که معلمین و دوستان خود را شگفت زده کنید و حتی برای خود شما نیز باورنکردنی باشد.

 

تمرکز ما در این مقاله آموزشی بر روی حافظه و هوش ریاضی است.درباره انواع دیگر حافظه و هوش در آینده و در مقاله ای دیگر بحث خواهم کرد.پس قبل از شروع احساس خود را نسبت به ریاضیات بنویسید به عنوان مثال می توانید بنویسید من از ریاضیات وحشت دارم و یا بنویسید ریاضی برای من مشکل نیست،من ریاضی را دوست دارم.
نظر شما درباره ریاضی
——————————————————————————————————-

 

حال پس از انجام تمرینات و در پایان دوره آموزشی 100 روزه دوباره نظر شما را خواهم پرسید و می توانید ببینید که احساسات شما چه تغییری کرده است من معتقدم که نظر مثبت و مثبت تری نسبت به ریاضی پیدا خواهید کرد و در مدرسه و درس های خود موفق تر و شادتر می شوید وهمچنین در زندگی.

 

برای حل مسائل ریاضی راهها  و روش های مختلفی وجود دارد.بعضی از این روش ها بسیار جالب،شگفت انگیز و در عین حال ساده هستند.در این بخش شما را با راه ها و روش های حل مربع های جادویی در اندازه های مختلف آشنا می کنم که می تواند برای شما بسیار مهیج و سرگرم کننده باشد.با حل مربع های جادویی قدرت تمرکز و سرعت شما به طور قابل ملاحظه ای افزایش پیدا خواهد کرد.
مربع جادویی لوشو

افسانه هایی درباره مربع های جادویی

از زمان های قدیم افسانه هایی در باره مربع های جادویی وجود داشته است.در افسانه های چین اینگونه آمده که در 2200 سال قبل از میلاد مسیح،امپراتور چین در کنار دریای زرد لاک پشتی را می بیند که طرحی عجیب و مرموز حاوی اعداد و مربع هایی بر پوست آن وجود داشت.او این طرح را یوشو می نامد.

 

در این طرح علائمی وجود داشت که جمع این علائم در هر سطر و هر ستون و در قطر ها برابر عدد 15 بود.در دوران قدیم تصور می شد که این مربع های جادویی قدرت ماوراءالطبیعه دارند.

 

در آفریقا مربع های جادویی را بر روی مدالها حک می کردند و معتقد بودند که بوسیله آن در برابر صدمات از آنها محافظت می شود.اکنون ما میدانیم که مربع های جادویی در حقیقت جادویی نیستند اما به ما کمک میکنند که ویژگی ها و الگو های اعداد را بشناسیم.

حل مربع های جادویی واقعا مفید است؟

مربع های جادویی،چیزی بیشتر از این است که یک سری از اعداد را در خانه های یک جدول جا دهید.حل این مربع ها چیز های زیادی در باره الگو های مختلف اعداد به شما یاد می دهد.با انجام این تمرین شما توانایی سازماندهی سریع الگو ها را یاد میگیرید که این یک فعالیت فوق العاده برای مغز است.

 

تمرین های خود را حتما با استفاده از یک ساعت انجام دهید و در هر بار تمرین رکورد قبلی خود را بشکنید و به یک ماشین سرعتی حل مربع های جادویی تبدیل شوید.
نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

درباره تومور مغز بیشتر بدانیم

brain tomor

آشنایی با تومور و فرق بین تومور خوش خیم و بدخیم

بدخیمی یک اصطلاح در پزشکی است که بدتر شدن و سرعت زیاد پیش روندگی بیماری را وصف می کند.این واژه بیشتر برای تومور هایی به کار می رود که رشد سریع دارند.
در تومور ها میزان بدخیمی توسط ویژگی های آناپلازی(به هم ریختگی ساختمان طبیعی سلول)،سرعت تهاجم تومور به بافت های مجاور و متاستاز به بافت های دور مشخص می گردد.بیشتر از این عنوان برای توصیف سرطان های بدخیم استفاده می کنند.
تومور بدخیم در نقطه مقابل تومور خوش خیم غیر سرطانی یا خود محدود است و این دو نشانه هایی متفاوت دارند.
تومور بدخیم به بافت های مجاور خود حمله می کند و حتی ممکن است تا بافت های دور دست گسترش یابد(متاستاز)،در حالی که تومور خوش خیم هیچ یک از این ویژگی ها را ندارد.البته بدخیم یا خوش خیم اصولا یک واژه غیر دقیق هستند و مثلا تومور ضاهرا خوش خیم می تواند بد خیم شود.
تومور بدخیم را میتوان مترادف با سرطان دانست یا به زبان ساده تر هر گونه ننوپلازی بدخیم را سرطان یا چنگار می نامند و بنابراین اصطلاح سرطان بدخیم اشتباه است.

تومور مغزی

تومور مغزی یکی تومور های بد خیم است.تومور مغزی توده یا رشد سلول های غیر طبیعی در مغز شماست.
انواع مختلفی از تومور های مغزی وجود دارد.برخی از تومور های مغزی غیر سرطانی(خوش خیم) هستند و برخی از تومور های مغزی سرطانی(بدخیم)هستند.تومور های مغزی می توانند در مغز شما(تومور های اولیه مغز)شروع شوند یا سرطان می تواند در سایر قسمت های بدن شما شروع شود و به مغز شما (تومور های مغزی ثانویه یا متاستاتیک)گسترش یابد.
سرعت رشد تومور مغز تا چه اندازه می تواند بسیار متفاوت باشد.سرعت رشد و همچنین محل تومور مغز،چگونگی تاثیر آن بر عملکرد سیستم عصبی شما را تعین می کند.
گزینه های درمانی تومور مغزی بستگی به نوع تومور مغزی شما و همچنین اندازه و محل آن دارد.
brain tomor

علائم و نشانه های تومور مغزی

علائم و نشانه های تومور مغزی تا حد زیادی متفاوت است و به اندازه،محل و میزان رشد آن بستگی دارد.
علائم و نشانه های عمومی ناشی از تومور های مغزی ممکن است شامل موارد زیر باشد:

 

  • شروع جدید یا تغییر الگوی سردرد
در بین موارد،یکی از موارد شایع تومور مغزی تغییر الگوی مغزی است.سردرد و میگرن به علت بی خوابی یا کار زیاد افزایش می یابد که طبیعی است اما در مواقعی با بیدار شدن از خواب سر درد دارید و مداوم است که میتواند یکی از علائم تومور مغزی باشد.
  • سردرد هایی که به تدریج شایع تر و شدید تر می شوند.
  • حالت تهوع یا استفراغ غیر قابل توضیح
حالت تهوع می تواند از عواملی مانند خوردن خوراکی های مضر،مصرف الکل و نوشیدنی های الکلی و … باشد که میتوان به راحتی علت آن را از این طریق بررسی کرد اما در عارضه تومور مغزی فرد حالت تهوع و استفراغ شدید و بدون هیچ علتی دچار می شود که باید به پزشک متخصص مراجعه شود.

 

  • مشکلات بینایی مانند تاری دید،مضاعف دید یا از بین رفتن محیطی
دو بینی،تاری دید و یا کم سو شدن چشم ها میتواند از علائم تومور مغزی باشد.

 

  • از دست دادن تدریجی احساس یا حرکت در بازو یا پا
در بعضی مواقع بی حس شدن عضلات پا و بازو به دلیل کمبود ویتامین های مورد نیاز بدن می باشد ولی در برخی موارد حتی با دادن آزمایش هیچ کمبود ویتامین را مشاهده نخواهید کرد که باید این موضوع را دقیق تر بررسی کرد.

 

  • مشکل با تعادل
به دلیل ارتباط مستقیم بین اعصاب مغز و عضلات ممکن است از تعادل عادی مانند راه رفتن دچار مشکل شوید.

 

  • مشکل گفتاری
  • سردرگمی در امور روزمره
یکی از دلایلی که میتواند از نشانه های تومور مغزی اشاره نمود سردرگمی در امور روزانه است اما ممکن است این سردرگمی به دلیل عدم تمرکز و… باشد که دلیل کافی برای داشتن تومور مغزی نمیتواند باشد.

 

  • شخصیت یا رفتار تغییر می کند
فرد ممکن است به دلیل تشنج های صورت گرفته، سردرد های شدید و… شخصیت و رفتار تغییر پیدا کند اما مانند عامل فوق نمی تواند دلیل کافی برای این موضوع باشد.

 

  • تشنج به ویژه در شخصی که سابقه تشنج نداشته باشد
تشنج یکی از موارد شایع و متفاوت تومور مغزی است.تشنج می تواند عوامل مختلفی مانند بیماری صرع و … داشته باشد که از طریق دستگاه های نوار مغزی EGG میتوان عارضه را پی برد.
  • مشکلات شنوایی
کم شنوایی، بم شدن صدا و تشخیص ندادن صدا و جهت آن از عوامل تومور مغز است.

 

  • تومور های مغزی که در مغز شروع می شوند.

جمع بندی و نتیجه گیری

تومور مغزی یکی از بیماری های خاص است که مبتلایان به دلیل اطلاعات کافی در این زمینه مدت زمان درمان آنها افزایش می یابد و در بعضی مواقع از درمان آنها نا امید می شوند و با این مقاله سعی داشتیم که اطلاعات کافی درباره تومور مغزی را در اختیار شما قرار بدهیم تا با اقدامات پیش گیرانه و مشورت پزشکان و متخصصان در این زمینه از این عارضه در امان باشید.
نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

آلزایمر چیست؟علت ها و روش درمان

Alzheimer

آلزایمر چیست؟

شایع ترین علت زوال عقل،از دست دادن حافظه و توانایی فردی،بیماری آلزایمر است.نام آلزایمر در سال 1906 بر روی این بیماری گذاشته شد و آن نام خانوادگی پزشکی آلمانی بود که پس از 20 سال تحقیق توانست خصوصیات این بیماری را شرح داد.آلزایمر که بیماری کهن سالان محسوب می گردد از یک فراموشی ساده بیشتر است.
در آلزایمر تغییرات متعددی در مغز بیمار رخ می دهد که باعث کوچک شدن مغز و نیز از بین رفتن سلول های مغزی میگردد و به جای لکه های متعددی با اشکال خاصی به نام پلاک های پیری می نشیند. این بیماری پیشرونده است و در فاصله زمانی 8 تا 20 سال به تدریج رشد میکند.
نشانه های آن به تدریج شدید تر می شود و با از دست دادن حافظه کوتاه مدت،فراموش کردن نام ها و نشانی ها روع شده،تا آنجایی پیش می رود که فرد حتی راه بازگشت به خانه را فراموش می کند.باید توجه داشت که برخی بیماری ها مانند افسردگی،بیماری های تیروئیدی و یا مشکلات قلبی،برخی عفونت ها،تداخلات دارویی و مصرف الکل ممکن است علائمی شبیه آلزایمر را ایجاد کند.

وضعیت جهانی در جهان

تخمین زده می شود که در حال حاضر در حدود سراسر جهان 18 میلیون نفر مبتلا به آلزایمر باشند که تا سال 2025 به تعداد 24 میلیون نفر خواهد رسید.بیشترین موارد افزایش در کشور های در حال توسعه دیده خواهد شد که به علت بالا رفتن سن جامعه جهانی می باشد.
برای مثال در 1991 حدود 70 میلیون نفر در کشور هند،دارای سن بالای 60 سال بودند که این تعداد در سال 2001 به 77 میلیون نفر رسید.حدود 3/5 میلیون نفر در ایالات متحده به این بیماری مبتلا هستند که نزدیک به دویست هزار نفر از آنها سن زیر 65 سال دارند.طبق اطلاعات بدست آمده یک نفر از هشت نفر بالای سن 65 سال مبتلا به این بیماری هستند و هفتمین عامل مرگ است.در عرض هر 70 ثانیه یک نفر مبتلا به این بیماری می شود و پیش بینی می شود که در اواسط قرن این خطر به 33 ثانیه کاهش یابد و تعداد مبتلایان به 19 میلیون نفر افزایش یابد.
بیماری آلزایمر یک بیماری است که حدود 6 درصد از افراد بالای 65 سال را درگیر میکند و بروز آن با افزایش سن بیشتر می شود.در سن بالای 80 سال بیماری رایج تر است.در سال 2000 بیش از 50 درصد سالمندان بالای 85 سال در ایالات متحده دچار آلزایمر بودند.
احتمال ابتلای بانوان به آلزایمر و سایر بیماری های زوال عقل نسبت به مردان بیشتر است.16 درصد ازبانوان بالای 71 سال مبتل به آلزایمر بوده،در حالی که در این گروه سنی،11 درصد از آقایان مبتلا بوده اند. البته یافته های دیگر حاکی از این است که تفاوت آشکاری مابین ابتلا به بیماری در زنان و مردان دیده نمی شوند.تعداد سالیان آموزش نیز در احتمال ابتلا به بیماری موثر است.دیده شده موارد ابتلا در کسانی که دارای تحصیلات بیشتری هستند نسبت به کسانی که تحصیلات کمتری دارند،کمتر می باشد.
Alzheimer

علت های احتمالی آلزایمر

در شخص سالم مغز دارای 100 میلیارد سلول عصبی است که به نام نورون شناخته می شوند. ارتباط این سلول های عصبی از طریق نقاطی به نام سیناپس رخ می دهد و در این نقاط اطلاعات عصبی تبادل میگردد.این تبادل اطلاعات در بیماری آلزایمر دچار اختلال می شود و ممکن است به طور کلی از بین برود یا اینکه تعداد سیناپس ها کاهش می یابد و سرانجام سلول های عصبی می میرند.
علت اصلی بیماری آلزایمر ناشناخته است.با این حال عواملی چون سن و پیشینه خانوادگی را به آن بی ربط نمی دانند.اکثریت افرادی که به بیماری آلزایمر مبتلا می شوند بیشتر از 60 سالگی است و هرچه سن بیشتر باشد احتمال ابتلا به این بیماری افزایش می یابد.البته با این حال افرادی هستند که در سنین 40 یا 50 سالگی گرفتار آلزایمر شده اند.همچنین افرادی که یکی از والدین،برادر ویا خواهرشان مبتلا بوده اند شانس بیشتری برای گرفتن این بیماری را دارند تا افرادی که هیچگونه پیشینه ای ندارند.
یعنی وجود ژن یا ژن های ناقص خطر بروز بیماری آلزایمر را افزایش می دهد.برخی از دانشمندان معتقدند که ممکن است بیماری بر اثر یک عفونت ویروسی باشد که سال ها طول می کشد تا کاملا بروز کند.عوامل خطر زای عروقی مانند پرفشاری،خون،دیابت و کلسترول بالا هم مهم هستند.

درمان بیماری آلزایمر

اگر چه بیماری آلزایمر درمان ریشه کن کننده ندارد،اما درمان های موجود قادرند روی مسیر بیماری اثر کند کننده داشته باشند.داروهایی نظیر آرام بخش می توانند به کاهش اضطراب،کنترل رفتار های ناگهانی یا بهتر شدن روحیه کمک کنند.
ورزش می تواند به کاهش بی قراری کمک کند.پیاده روی منظم و شنا مفید هستند.داشتن رژیم غذایی متنوع هم سبب پیشگیری از بروز مشکلات گوارشی،کم آبی بدن،سوء تغذیه و کمبود ویتامین های مورد نیاز می گردد.مصرف خشکبار به ویژه فندق به تقویت حافظه کمک می کند.زیرا فندق دارای پیش ماده سروتونین است که برای ارتباط سلول های عصبی با هم دیگر مهم می باشد.
بر اساس یافته های دانشمدان افرادی که از نظر جسمی و فکری فعال هستند به مراتب کمتر از دیگران در معرض بیماری خطرناک آلزایمر قرار میگیرند.در یک مطالعه بر روی 192 نفر بیمار و 358 نفر از افراد سالم این نتیجه بدست آمده که زندگی ساکت و بدون فعالیت جسمی و فکری باعث کم کاری و ناسالم ماندن مغز گردیده و در افرادی که آمادگی مبتلا شدن به بیماری آلزایمر را دارند بروز بیماری را سرعت می بخشد.
انجام کار های ساده و سبکی که زیاد برای حافظه فرد پیچیده نباشند میتوانند به ایجاد احساس مفید بودن کمک کنند.داشتن زندگی فعال،شرکت در برنامه های جمعی،گوش دادن اخبار و مطالعه روزنامه ها و از همه مهم تر یاد گرفتن چیز های جدید مغز را فعال نگه می دارد و از ابتلا به بیماری یا گسترش آن پیشگیری می کند.هرچند بخشی از توانایی روانی بیماران زایل شده است.اما بسیاری از آنها کاملا قادر به لذت بردن از قدم زدن در پارک هستند.

نکته پایانی

اگر مراقبت از یکی از اعضای خانواده که دچار این بیماری است را به عهده دارید.ازدیگران درخواست کمک کنید تا بتوانید به خود استراحت دهید.از اینکه نیاز به استراحت و فراغت دارید احساس گناه نکنید.حتی اگر بیمار از این مساله احساس رضایت نداشته باشد.مراقبت کردن از یک فرد مبتلا به بیماری آلزایمر می تواند بسیار طاقت فرسا باشد.احتیاج به وقت و نیوری بسیار دارد.یک مراقبت کننده باید اول از خود مواظبت نماید زیرا که او مهم ترین شخص در زندگی یک بیمار مبتلا به آلزایمر است.
نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

تاریخچه تحریک الکتریکی فرا جمجمه ای

history of tes

تاریخچه تحریک الکتریکی فرا جمجمه ای(TES)

ریشه، آغاز و اولین تلاش برای استفاده از تحریک الکتریکی فرا جمجمه ای،به عنوان یک درمان پزشکی به دوره گرکو رومن زمانی که برق تولید شده از اندام های ماهی برای درمان درد،سر درد،نقرس،آرتریت و فلج بخش های مختلف بدن مورد استفاده قرار گرفت بر می گردد.
با این حال قدرت ماهی های الکتریکی احتمالا قبل از زمان رومن به دلیل قادر بودن به تولید تخلیه الکتریکی به خوبی شناخته شده بودند،همانطور که برخی یافته های باستان شناسی مصری بر روی مقبره هایی که تصاویری از ماهی الکتریکی را در این دور نشان می دادند واستفاده درمانی از آن ها را نمی توان انکار کرد.
ویرانه های پامپی نیز حاوی نقاشی های دیواری این ماهی ها بود.رکورد خاصی از کاربرد درمان الکتریکی ماهی توسط اسکریبونیوس لارگوس یکی از اولین پزشکان در رم باستان در دوره های تیبریوس،کالیگولا و کلادیوس ثبت شد و پدیده زیست الکتریکی را معرفی کرد.
به طور خاص لارگوس با قرار دادن ماهی اژدر سیاه که به تازگی شناسایی شده بود بر روی سطح جمجمه بیماران،درمان سردرد را پیشنهاد کرد و این امر ماهی را مجبور به تخلیه الکتریکی می کرد.ماهی الکتریکی همچنان توسط پزشکان در طول گرکو-رومن مورد استفاده قرار می گرفت.
history of tes
به عنوان مثال 30 سال پس از لارگوس،پزشک یونانی پداشی دیسکوریدیس آنازاربیو در کتاب خود تحت عنوان دارو شناسی استفاده از اژدر در درمان سر درد را پیشنهاد داد.
همچنین پلینیو استفاده از اشعه الکتریکی ماهی برای کاهش درد های کارگران را گزارش نموده است.با این حال رومیان باستان ترجیح داده اند از خواص رژیم غذایی ماهی به جای بهره برداری از خواص الکتریکی آن استفاده کنند.
گالن پرگاموس از استفاده غذایی از اژدر و انکار قدرت های درمانی آن انتقاد کرد و بر اثر بخشی شوک درمانی توسط ماهی زنده برای درمان صرع و سر درد تاکید کرد.بسیاری از پزشکان رومی،عربی و قرون وسطا نیز به خاصیت درمانی ماهی الکتریکی اشاره کردند و این درمان تا قرن هجدهم مورد استفاده قرار گرفت.
در سال 1600،برای اولین بار اصطلاح الکتریسیته در آهن ربا و اجسام مغناطیسی را ویلیام گیلبرت مطرح کرد که با توجه به خواص جذب کننده ماده مانند کهربا ضاهر می شود.در قرن هجدهم تلاش های پراکنده ای برای درمان بیماران روانی با استفاده از انرژی الکتریکی مصنوعی حاصل از ماشین های الکترواستاتیک صورت گرفت و در کپسول هایی مانند حباب های شیشه ای،سیلندر ها،برنج ها و نخ های ابریشمی یا کوزه های بزرگ لیدن ذخیره می شد.
این موارد در اواسط دهه 1700 به عنوان دستگاه های الکتریکی قابل حمل در حال استفاده بودند و به نظر می رسد دوره شکوفایی را در استفاده پزشکی از جریان الکتریکی معرفی کرده اند.کادوش و الویت اظهار داشتند که از دهه 1740 به بعد به دلیل در دسترس بودن گسترده و تجاری سازی دستگاه های تحریک الکتریکی فرا جمجمه ای استفاده شخصی و خانگی از آن رواج یافت.
در دوره ویکتوریا و ادواردیان،برخی از پزشکان،درمانگران و بیماران ادعا کردند که تحریک الکتریکی فرا جمجمه ای می تواند احساس سرخوشی ایجاد کند و حتی عملکرد ذهنی را بهبود بخشد.این امر برخی نتایج بالینی امیدوارکننده را به همراه داشت، اما به لحاظ فناوری و روش شناسی ناقص بود. کریستین کراتزنشتاین آلمانی که دانشجوی دانشگاه هاله ویتنبرگ بود،آنچه را که اولین درمان الکتروتراپی در سال 1744 محسوب می شد به انجام رساند و یک زن جوان با انگشت منقبض را شفا داد.
وی پیشبینی کرد که جریان الکتریکی نه تنها در بیماران جسمی،بلکه در بیماران روان شناختی که نگرانی ها و اضطراب های مرتبط با سلامتی مانع از خوابیدن آن می شد،مفید خواهد بود و می تواند به درمانی برای خود بیمارانگاری و زنانی که شرایط هیستریک دارند تبدیل شود.
نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

تحریک الکتریکی فرا جمجمه ای با جریان مستقیم(TDCS)

TDCS

تحریک الکتریکی فرا جمجمه ای (TDCS)

تمامی پیکر بندی های تحریک الکتریکی فرا جمجمه ای با جریان مستقیم یا TDCS شامل یک الکترود آندی دارای بار مثبت و یک اکترود کاتدی دارای بار منفی یا چند الکترود در یک مونتاژ چند الکترودی می باشند که هر دو مورد آن ها تاثیرات تحریک را تعیین می کنند.
یک جریان مستقیم ثابت از طریق الکترود ها به بافت مغز ارسال می گردد تا تحریک پذیری نورون های زیر الکترود ها را تعدیل کند.محل قرار گیری آند، جایی است که از آنجا جریان جریانوارد بدن می شود و محل کاتد نیز جایی است که از آنجا جریان از بدن خارج می شود.
کار های اولیه بر روی قشر حرکتی مغز در جانوران غیر انسان نشان داده است که TDCS آندی باعث افزایش تحریک پذیری می شود در حالی که تحریک کاتدی باعث کاهش فعالیت نورون می گردد.
TDCS
تحریک الکتریکی فرا جمجمه ای با جریان مستقیم ظرفیت ایجاد تغییراتی را در قشر مغز دارد که ماندگاری آنها بیشتر از طول مدت تحریک است.طول تاثیرات فیزیولوژیک بعد از تحریک،به شدت و طول مدت عبور جریان بستگی دارد.
وقتی جریان بر قشر حرکتی اعمال شود،افزایش شدت جریان یا طول مدت تحریک بطور کی منجر به تاثیرات ماندگار تر و قوی تر می شود که این توسط پتانسیل های فراخوانده حرکتی اندازه گیری می شوند.
یک پنجره باریک از شدت جریان و برای ایجاد تاثیرات ماندگار مرتبط با TDCS وجود دارد:این شدت به طور کلی بین 5/0 تا 2 میلی آمپر است وشدت کمتر از 5/0 میلی آمپر احتمالا نمی تواند باعث ایجاد تاثیرات قابل توجهی شود.
نیچه و پالوس نشان داده اند که برای ایجاد اثرات ثانوی در قشر حرکتی مغز حداقل به یک شدت جریان 6/0میلی آمپر نیاز است که به مدت 5 دقیقه اعمال شده باشد و اینکه برای ایجاد تغییرات ثانوی قابل توجه بایستی حداقل به مدت 3 دقیقه یک جریان 1 میلی آمپر اعمال گردد.
در صورتی که تحریک برای مدت 9 تا 13 دقیقه اعمال شده باشد،تاثیرات بعدی با ماندگاری تا یک ساعت را گزارش کرده اند. مونتاژ های معمول TDCS به مدت 10 تا 20 دقیقه ماندگاری دارند.