نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

واسط مغز و رایانه (BCI) چیست؟

واسط مغز و رایانه

ارتباط مغز با کامپیوتر (BCI) که با عنوان ارتباط مغز با ماشین (Brain Machine Interface – BMI) نیز شناخته می شود یک راه تعامل با محیط پیرامون بدون به کارگیری اندامها و عضلات است. برای این منظور، فرمان های صادر شده از مغز به صورت بدون واسطه به یک رایانه، ربات یا پروتز هوشمند انتقال داده می شود تا کاربر با کنترل آن با محیط خارج ارتباط برقرار کند. از چنین سیستمی می توان در راستای رفع محدودیت های حرکتی و ارتباطی در افراد معلول و بیماران نیازمند استفاده کرد.

همچنین از BCI می توان برای ارتقای عملکرد افراد استفاده کرد؛ مثلا می توان برای اخطار دادن به راننده خواب آلود و افزایش هشیاری او این تکنولوژی را به کار برد.

تکنیک های مختلفی برای اندازه گیری فعالیت مغز برای BCI ها استفاده می شود. بیشتر BCI ها از سیگنال های الکتریکی استفاده می کنند که با استفاده از روش های تهاجمی یا غیر تهاجمی دریافت می شوند. در روش های تهاجمی الکترودهایی در داخل مغز یا روی سطح قشر (از داخل) کار گذاشته می شوند اما در روش های غیرتهاجمی مانند الکتروانسفالوگرافی (EEG)) امواج الکتریکی توسط حسگرهای خاص از روی پوست سر دریافت می شوند یا در روش تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی (fMRI) فعالیت مغز بر اساس سوخت و ساز (متابولیسم) اندازه گیری می شود.

با انجام یک فعالیت ذهنی خاص (شامل تصور حرکت اعضای بدن، انجام محاسبات ریاضی، یادآوری خاطرات و غیره) و یا حرکت دادن یکی از اعضای بدن، تغییراتی در نوسانات طبیعی مغز رخ می دهد. هر تصور خاص و یا هر تحریک خارجی تغییراتی مختص به خود در امواج مغزی تولید می کند. امواج مغزی را از نظر فرکانس نوسانات (ویژگی های فرکانسی) و زمان وقوع تغییرات مختلف در نوسانات (ویژگی های زمانی) می توان بررسی نمود و با شناسایی تغییرات خاصی که در سیگنال های مغزی رخ داده، نوع تصور فرد یا عملی که فرد انجام می دهد را شناسایی کرد.

پیشنهاد میکنیم این مقاله را مطالعه کنید: رابط مغز-کامپیوتر (BCI) چیست؟

تاریخچه

اولین بار در سال ۱۹۲۴ برداشت سیگنال های مغزی توسط هانس برگر انجام شد. پس از آن تحقیقاتی به منظور شناسایی نوسانات سیگنال های مغز توسط خود او صورت گرفت که منجر به شناسایی امواج آلفا گردید. در سال ۱۹۷۴ گری والتر اولین نمونه دستگاه BCI را معرفی کرد که براساس تصور روشن و خاموش کردن یک سوییچ توسط فرد عمل می کرد.

تلاش برای کنترل محیط پیرامون با استفاده از سیگنال های مغزی با انجام آزمایشاتی روی حیوانات ادامه یافت. در سالهای ۱۹۷۹ و ۱۹۶۱ آزمایشات به منظور کنترل حرکت بازوی مکانیکی و حرکت مکان نمای موس روی صفحه مانیتور بر روی میمون ها انجام گرفت. همزمان با افزایش تحقیقات در این زمینه، در سال ۲۰۰۰ تعریف جامعی برای علم BCI توسط ولپا (Wolpaw) ارائه گشت: “BCI را می توان به عنوان سیستمی که فعالیت سیستم اعصاب مرکزی (CNS) را اندازه گیری می کند و آن را به خروجی مصنوعی تبدیل می کند که جایگزین خروجی طبیعی CNS است یا برای بازیابی افزایش، تکمیل یا بهبود آن به کار می رود، تعریف کرد که در نتیجه آن تعاملات جاری بین سیستم اعصاب مرکزی و محیط خارجی یا داخلی آن را تغییر می دهد.”

کاربردهای واسط مغز و رایانه (BCI)

از BCI ها می توان برای رفع محدودیت های حرکتی (مثلا در معلولیت ها یا بیماری هایی مانند ALS) و تکلمی، کنترل واقعیت مجازی، انتخاب گزینه های نمایش داده شده روی رایانه، حرکت اشیا مجازی و … استفاده کرد. همچنین از BCI می توان در مراقبت های بهداشتی، ارتباط و کنترل، سرگرمی و بازی و کنترل خانه هوشمند نیز بهره برد.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

ذهن نویسی چیست؟

ذهن نویسی
ذهن نویسی

ذهن نویسی!

دانشمندان دانشگاه استنفورد، موسسه پزشکی هوارد هیوز و دانشگاه براون، یک فناوری رابط کاربری مغز و رایانه (BCI) را ایجاد کردند که با استفاده از هوش مصنوعی، سیگنال های مغزی تولید شده در هنگام مشاهده فرآیند نوشتن توسط شخص را همزمان به متن در رایانه تبدیل می کند. هدف از ساخت این ابزار، بازگرداندن توانایی برقراری ارتباط برای معلولین از طریق متن است.

جدیدترین دستاورد علمی دانشمندان، ترکیبی از تلاش ذهنی و پیشرفته ترین فناوریاست که به مردی که از ناحیه نخاع آسیب دیده و اندام های بی تحرکی دارد، اجازه داده تا با سرعت متناسب با همتایان توانمند خود که در تلفن های هوشمند پیام می فرستند، از طریق متن ارتباط برقرار کند.

این تیم اکنون گزارشی از یک آزمایش را ارائه داده است که در آن یک شرکت کننده فلج در کارآزمایی بالینی با کاشت یک BCI تنها با فکر کردن در مورد حرکات دست در هنگام نوشتن حروف قادر به نوشتن کلمات بر روی کامپیوتر بوده است. این نرم افزار به طور موثر اطلاعات را از BCI رمزگشایی می کرد تا افکار مرد درباره دست خط را به سرعت روی صفحه رایانه نمایش بدهد. در مطالعه گزارش شده، این مرد ۶۵ ساله به تایپ ۹۰ کاراکتر در دقیقه (حداکثر ۱۸ کلمه) دست یافت کهبیش از دو برابر سابقه تایپ با رابط مغز و رایانه(BCI) بود. دقت نوشتن کلمات در این مطالعه ۹۴ درصد بودکه هنگام اضافه کردن سیستم تصحیح خودکار به ۹۹ درصد رسید.

این دستگاه از دو حسگر به نام آرایه های میکروالکترود در نزدیکی بخشی از مغز که برای نوشتن با دست استفاده می شود، درست در زیرسطح مغز استفاده می کند. آرایه ها می توانند سیگنال های حدود ۱۰۰ نورون را اندازه گیری کنند.

در ابتدا تیم تحقیقاتی از مرد خواستند که هنگامی که کامپیوتر عملکرد مغز وی را رصد می کرد، نوشتن هر حرف را با دست تصور کند. اینکار برنامه را برای تشخیص فعالیتهای عصبی مختلفی که هنگام نوشتن هر حرف به صورت مجزا اتفاق می افتد، آموزش می دهد. حروفی که شکل مشابهی داشتند، مانند حروف کوچک “r”، “n”، “h”بیشترین اشتباهات را برایبرنامه ایجاد کرده اند. سرانجام، او می توانست نوشتن کلمات و جملات را تمرین کند و به سوالات محققانپاسخ دهد.

محققین دریافته اند که مغز توانایی تشخیص حرکات ظریف را یک دهه کامل پس از از دست دادن توانایی بدن برای اجرای این حرکات حفظ می کند.حرکات ظریف و پیچیده که شامل تغییر سرعت و مسیرهای منحنی هستند، مانند دست خط، نسبت به حرکات ساده تر با الگوریتم های هوش مصنوعی آسان تر و سریعتر قابل تفسیر هستند.حروف الفبا با یکدیگر متفاوت هستند، بنابراین تشخیص آنها آسان تر است.

قبلا هم هوش مصنوعی به کمک افرادی که توانایی صحبت کردن نداشتند، آمده بود. مشهورترین مورد آن استفان هاوکینگ، دانشمند مشهوری است که به دلیل بیماری ALS توانایی حرکت دادن اندامها و صحبت کردن را از دست داده بود. دانشمندان گیرنده کوچکی روی عینک او کار گذاشتند که حرکات ظریف ماهیچه های صورت او را دریافت کرده و از این طریق می توانست کامپیوتر و صفحه کلید مقابلش را کنترل کند.

اما این بار سیگنال ها مستقیما از مغز فرد دریافت می شود و به او امکان تایپ ایمیل یا هر متن دیگری را می دهد.

منبع

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

کاربرد دستگاه الکتروانسفالوگرافی در پیشگیری، تشخیص و درمان بیماری

الکترود نوار مغز

امروزه کاربرد دستگاه الکتروانسفالوگرافی یا در واقع همان دستگاه ثبت امواج EEG از پیشگیری گرفته تا تشخیص و درمان بیماری و ارائه تکنولوژی‌های مدرن همچون واسط مغز و رایانه (BCI) فراوان است. در مطلب قبل با کاربرد دستگاه الکتروانسفالوگرافی در BCI آشنا شدید. در این مطلب به وجهی دیگر از کاربردهای این دستگاه یعنی تشخیص و درمان بیماری می‌پردازیم.

اگر با دستگاه EEG یا الکتروانسفالوگرافی آشنا نیستید، برای آشنایی با آن مقاله الکتروانسفالوگرافی یا نوار مغزی چیست؟ را بخوانید.

کاربرد دستگاه الکتروانسفالوگرافی

دستگاه الکتروانسفالوگرافی در طول بیش از ۱۰۰ سال گذشته پیشرفت‌های زیادی کرده است. ریچارد کاتن در سال ۱۸۷۵ سیگنال EEG را با کمک الکترودهای داخلی از سطح کورتکس مغز حیوانات آزمایشگاهی (خرگوش و میمون) ثبت کرد.

در سال ۱۹۲۹ هانس برگر نورولوژیست آلمانی، سیگنال EEG را با کمک الکترودهای سطحی از سطح جمجمه ثبت نمود. در حال حاضر بسیاری از مبانی علمی الکتروانسفالوگرافی، مرهون تلاش‌های این محقق است.

او تغییرات الکتریکی حالت‌های مختلف مانند خواب، بیهوشی، فقدان اکسیژن و برخی بیماری‌های عصبی نظیر صرع را به جامعه عملی معرفی کرد.

همچنین موفق شد پتانسیل‌های الکتریکی نسبتاً کوچکی را ثبت نماید و در طی چهارده سال بسیاری از علوم پایه و کاربردهای الکتروانسفالوگرافی را پایه ریزی کند.

در سال ۱۹۳۴ آدریان و ماسووس با انتشار مقاله‌ای ضمن تایید یافته‌های برگر، نوسانات مغزی منظمی را در ۱۰ تا ۱۲ هرتز شناسایی و آن را به عنوان ریتم آلفا معرفی کردند.

مقادیر الکتروانسفالوگرافی (EEG) نشان دهنده‌ی ارتباط بین جریان‌های الکتریکی درون جمجمه‌ای و ولتاژ‌های ناشی از آن بر روی سر است.

که این ولتاژها جنبه‌های خاص پردازش و کارکرد الکتریکی مغز- مانند اینکه مناطق مختلف مغز چه فعالیت الکتریکی دارند و یا در مقابل محرک‌ها و در خلال تکالیف شناختی، چگونه پاسخ‌دهی می‌کنند- را انعکاس می دهند.

اندازه‌گیری فعالیت الکتریکی مغز EEG از مزیت تفکیک زمانی بالا برخوردار است، که اجازه می‌دهد تا توانایی انجام مطالعات شناختی و فعالیت مغز را ارزیابی کرد.

ثبت EEG به طور کامل غیرتهاجمی است و می‌تواند بارها و بارها از بیماران، بزرگسالان نرمال و کودکان، بدون ریسک یا محدودیت در مطالعات بخصوص در حوزه ارگونومی شناختی (درک، حافظه، توجه، زبان، عواطف و بار کار شناختی) به عنوان یک ابزار ارزشمند مورد استفاده قرار گیرد.

برای به دست آوردن الگوی امواج افراد، از آنها خواسته می‌شود تا چشمان خود را ببندند و در حالت ریلکس قرار بگیرند.

سیگنال‌های EEG شامل باندهای متفاوت فرکانسی یا همان امواج مغزی متفاوت هستند، که هر کدام از آن‌ها مربوط به حالات فیزیکی و شناختی مختلف می‌باشند.

معروفترین و بیشترین مطالعات انجام شده بر روی امواج مغزی انسان مربوط به موج آلفا می‌باشد. آلفا در هنگام بستن چشمها و حالت استراحت تحریک می‌شود و به وسیله باز کردن چشمها یا تحریکات ناشی از فکر کردن و محاسبات ذهنی، کاهش می‌یابد.

هنگامی که افراد چشم‌هایشان را می‌بندند، تغییرات قابل ملاحظه‌ای در الگوهای امواج مغزی رخ می‌دهد و امواج از بتا به آلفا تغییر می‌کنند. ناحیه اصلی تولید آلفا هنوز مشخص نیست. امواج آلفا معمولاً به پتانسیل دندریت‌های سوما نسبت داده می‌شوند.

الکتروانسفالوگرافی به حالات مداوم مغز ناشی از حالات استرس، هوشیاری، استراحت و خواب حساس می‌باشد. در حالت نرمال بیداری با چشم باز امواج بتا غالب هستند و در حالت استراحت یا خواب آلودگی امواج آلفا افزایش می‌یابد و اگر خواب ظاهر شود باندهای با فرکانس کم افزایش می‌یابد.

الگوی مغزی امواج مغزی منحصر به فرد هستند. در برخی موارد ممکن است بتوان بر طبق فعالیت‌های مغزی خاص، آن‌ها را تشخیص داد. بر اساس تحقیقات بیک فورد و کاربردهای بالینی EEG در انسان و حیوان شامل موارد ذیل است:

– پایش هوشیاری، کما و مرگ مغزی

– آسیب‌های موضعی نواحی مغزی به دنبال آسیب به سر، تومور و…

– آزمایش مسیرهای آوران

– ایجاد شرایط بیوفیدبک

– کنترل بیهوشی عمیق

– بررسی صرع و حملات موضعی مغزی

– آزمایش تأثیرات داروهای صرعی

– پایش توسعه مغز انسان و حیوانات

– آزمایش داروهای دارای تأثیرات تشنجی

– بررسی اختلالات خواب و فیزیولوژی

تقارن فعالیت آلفا در نیمکره‌های مغزی پایش می‌شود و مواردی همچون ضایعات محدود کننده مانند تومور، خونریزی و ضربه معمولاً برای کورتکس فرکانس‌های کمتری را تولید می‌کند.

الگوهای EEG به وسیله رنج وسیعی از متغیرها مانند بیومکانیک، متابولیک، گردش خون، هورمون‌ها نوروالکتریک و فاکتورهای رفتاری تغییرات نشان می‌دهد.

کاربرد دستگاه الکتروانسفالوگرافی بسیار متنوع است و در حوزه‌های مختلفی از آن می‌توان استفاده کرد. به کمک دستگاه الکتروانسفالوگرافی می‌توان میزان فعالیت الکتریکی انواع حالت‌های مغزی را تعیین کرد و به شناسایی نواحی درگیر مغزی پرداخت.

در نتیجه بررسی و تحلیل سیگنال ثبت شده از طریق الکتروانسفالوگرافی در طیف گسترده‌ای از کاربردهای تشخیصی و پژوهشی، همچون موارد زیر، نقش موثری دارد:
۱- تشخیص آسیب مغزی سربرال و تعیین محل آن
۲- بررسی حملات صرعی
۳- تشخیص اختلالات روانی
۴- مطالعه خواب و بررسی اختلالات آن
۵- مشاهده و تحلیل پاسخ‌های مغز به محرک‌های حسی
۶- پژوهش‌های مرتبط با سیستم‌های واسط مغز – رایانه (Brain Computer Interface – BCI)

کاربرد دستگاه الکتروانسفالوگرافی در حوزه سلامت

این علم نوین به دلیل استفاده مستقیم از انواع سیگنال‌های مغزی در حوزه سلامت طیف وسیعی از کاربردها را در بر گرفته است و به نوعی گسترده‌ترین و به‌ روزترین کاربردهای دستگاه الکتروانسفالوگرافی را در این حوزه می‌توان گنجاند. دسته بندی کاربردهای پزشکی و سلامت آن شامل ۳ دسته‌ی زیر است:

۱- پیشگیری

۲- تشخیص

۳- توانبخشی و ترمیم

کاربرد دستگاه EEG در ارگونومی

کاربرد دستگاه الکتروانسفالوگرافی در پیشگیری

کاربرد دستگاه الکتروانسفالوگرافی در حوزه پیشگیری به طور عمده بر اندازه‌گیر‌ی سطوح متفاوت هوشیاری، با بررسی الگوهای مغزی افراد در این بخش استوار است.

یکی از موارد پر کاربرد که توجه عمده این حوزه بر آن است، تاثیر الکل و سیگار بر روی سیگنال‌های مغزی است. که تاکنون محققان دریافتند تاثیر الکل بر سیگنال‌های مغز بسیار بیشتر از سیگار بوده است.

تصادفات جاده‌ای نیز یکی از مهم‌ترین عوامل مرگ و میر و آسیب دیدگی‌های جدی، مانند فلج عضلانی می‌باشند. تحلیل علت‌های این مساله یکی از مهم‌ترین زمینه‌های تحقیق در حوزه پیشگیری است.

به این ترتیب که محققان سطوح متفاوت هوشیاری افراد مختلف، به ویژه رانندگان را مطالعه می‌کنند و با اندازه‌گیر‌ی و ثبت الگوها و بررسی عملکرد گوش میانی و چشم‌ها می‌توانند، راهی برای پیشگیری از تصادفات جاده‌ای و نهایتاً فلج عضلانی پیدا کنند.

از دیگر دلایلی که باعث فلج شدید و ناتوانی حرکتی می‌شود و در دهه‌های اخیر به دغدغه محققان تبدیل شده، سکته مغزی است. دانشمندان سعی دارند تا با بررسی سیگنال‌های مغزی راه‌ حلی برای پیشگیری از سکته مغزی پیدا کنند و بخش‌های حرکتی آسیب دیده در مغز را از طریق درمان‌های نوروپلاستی ترمیم کنند.

دستگاه الکتروانسفالوگرافی در حوزه تشخیص

کاربرد دستگاه الکتروانسفالوگرافی در حوزه تشخیص و شناسایی بیماری‌های مختلف فراوان است. نوار مغزی برای شناسایی مشکلات مربوط به فعالیت الکتریکی مغز که باعث به وجود آمدن اختلالات مختلف مغزی می‌شوند، به کار می رود.

در نتیجه در جهت تشخیص بیماری و مشکلات خاص مغزی، معمولاً از طرف دکتر مغز و اعصاب گرفتن نوار مغز پیشنهاد می‌شود. اندازه‌گیری‌های نوار مغزی به رد و یا پذیرش انواع بیماری و اختلالات عصبی و شناختی کمک کرده و یا اطلاعاتی را درباره‌ی اختلال موجود در مغز به پزشک می‌دهد. برخی از کاربرد دستگاه الکتروانسفالوگرافی در تشخیص عبارتند از:

  • کمک به تشخیص و تعیین محل آسیب مغزی سربرال
  • کمک به تشخیص اختلالات روانی
  • تعیین سطح هوشیاری
  • تشخیص مرگ مغزی
  • اختلالات تشنج (مانند صرع)
  • صدمه مغزی و آسیب به سر
  • آنسفالیت (التهاب مغزی)
  • تومور مغزی
  • انسفالوپاتی (بیماری که باعث اختلالات مغزی می‌شود)
  • مشکلات حافظه
  • تشخیص اختلالات خواب
  • سکته مغزی
  • ام‌اس
  • زوال عقل یا دمانس
  • آبسه مغزی
  • اختلالات دژنراتیو (آلزایمر یا پارکینسون)
  • سردرد
  • فلج مغزی

در نتیجه می‌توان گفت، بررسی وضعیت ذهنی بیماران یکی از کاربردهای مهم دستگاه الکتروانسفالوگرافی در حوزه پزشکی است.

که با کمک ثبت سیگنال‌های EEG باعث می‌شود بتوانیم منشا بسیاری از بیمارها مانند ساختار غیر معمول مغز (مثل تومور مغزی)، تشنج (مثل حمله یافته‌های شدید صرع)، اختلالات خواب (مثل نارکولپسی) و تورم مغز (مثل انسفالیت) را شناسایی کرده و راه درمان آن‌ها را نیز پیدا کنیم.

علاوه بر این ممکن است عارضه یافته‌های دیگر مثل سرگیجه و سردرد نیز الگوهای مغزی غیر طبیعی را نشان دهد. این شیوه جایگزین مناسبی برای ام‌آر‌آی و سی‌تی‌اسکن است.

با استفاده از سیگنال EEG می‌توان بسیار سریع‌تر و با هزینه کمتر، علل بروز تومور مغزی که نتیجه تقسیم سلولی نامتعارف و بیش از حد است را شناسایی کرد.

زمانی که فرد در شرایط عمل جراحی مغز است، برای کنترل فعالیت مغز از طرق دستگاه الکتروانسفالوگرافی وضعیت مغز او مانیتور می‌شود.

همچنین زمانی که یک فرد در حالت کما قرار دارد، برای بررسی و تعیین سطح فعالیت و هوشیاری مغز فرد از نوار مغز و دستگاه EEG استفاده می‌شود.

به طور کلی برای ارزیابی بیماران مبتلا به تشنج، گیجی و کاهش سطح هوشیاری، ضربه سر و دیگر شرایطی که ممکن است، به علت اختلال در کارکرد مغز ایجاد شوند، نوار مغزی درخواست می‌شود.

EEG مداوم برای کمک به پیدا کردن سطح مناسب بیهوشی، برای کسی که در حالت اغما از نظر پزشکی قرار گرفته، کاربرد دارد. همچنین در نهایت از EEG برای تأیید مرگ مغزی در فردی که در حالت اغما مداوم است نیز استفاده می‌شود.

تشخیص تشنج صرع

یکی از دغدغه یافته‌های اصلی پزشکان تشخیص درست بیماری صرع و متمایز کردن آن از نمونه‌های دیگر مانند تشنج، گرفتگی نفس و دیگر حمله‌ها است. امروزه به راحتی می‌توان گفت یکی از مناسب‌ترین راه‌ها تشخیص صرع به کمک دستگاه EEG است.

از آنجایی که دلیل عمده بروز حملات صرع فعالیت‌های الکتریکی نامتعادل در مغز است، جمع‌آوری سیگنال‌های EEG در تشخیص صرع بسیار مهم هستند.

جمع‌آوری سیگنال‌های مغزی به طور بلند مدت از بیمارانی که از صرع رنج می‌برند، حاوی اطلاعات زیادی برای تشخیص و درمان این بیماری و بسیار کمک کننده است.

تشخیص بیماری ام‌اس

امروزه بیماری ام‌اس یکی از شایع‌ترین بیماری‌های نورولوژیک در دنیاست، که با تمام تلاش‌ها تا به حال معیار قطعی و مشخصی برای تشخیص این بیماری به دست نیامده است.

با توجه به این که در این بیماری ارتباطات عملکردی فرد دچار آسیب می‌شود، بررسی این ارتباطات می‌تواند حاوی اطلاعات مفیدی در تشخیص بیماری باشد.

در زمینه تشخیص بیماری ام‌اس استفاده از الکتروانسفالوگرافی (EEG) یکی از تازه‌ترین روش‌های در حال انجام است. ترکیب آزمون‌های رفتاری و آنالیز سیگنال EEG می‌تواند صحت تشخیص را به میزان قابل توجهی بالا ببرد.

تشخیص بیماری پارکیسنون

سالانه بیش از میلیون‌ها نفر به بیماری پارکیسنون مبتلا می‌شوند و تا به حال هیچ اسکنی نتوانسته برای تشخیص صد در صد این بیماری، خود را به محققان ثابت کند.

برای تشخیص به روش سنتی یک نورولوژیست، از افرد بیمار می‌خواهد که یک سری وظایف خاص را به انجام برسانند و بر مبنای عملکردشان درباره‌ی بیماری تصمیم می‌گیرد.

این وظایف می‌توانند شامل نوشتن، نقاشی کردن، راه رفتن یا صحبت کردن باشد. همچنین صورت و اندام‌ها چک می‌شوند تا نشانه‌های لرزش یا سختی در ایجاد حالات چهره، کاملاً بررسی شوند.

از آنجایی که تشخیص این بیماری در حال حاضر به صورت وابسته به فرد انجام می‌شود، محققان به دنبال این هستند که یک راه آسان‌تر و علمی‌تر برای این کار پیدا کنند. آنها در تلاش هستند از EEG برای شناسایی بیماری پارکینسون استفاده کنند.

یافتن این نکته که ممکن است یک روش غیرتهاجمی مانند EEG بتواند یک ابزار تشخیصی قابل قبول برای این بیماری باشد، نتایج مهمی را برای آینده‌ی پارکینسون به همراه خواهد داشت.

تشخیص اختلال زبان پریشی

زبان پریشی که بر روی مهارت‌های خواندن و یادگیری اثر منفی می‌گذارد، می‌تواند در مراحل اولیه و دوران خردسالی تشخیص داده شده و تا حدی درمان شود. اینگونه اعتماد به نفس و سطح یادگیری کودکانی که به این اختلال مبتلا هستند بهبود پیدا می‌کند.

زبان پریشی نیز یکی دیگر از اختلالات مغزی است، که با استفاده از پردازش سیگنالEEG توسط دستگاه الکتروانسفالوگرافی قابل شناسایی و تشخیص است.

کاربرد دستگاه الکتروانسفالوگرافی در درمان

کاربرد دستگاه الکتروانسفالوگرافی در حوزه درمان نیز بسیار فراوان و ارزشمند است و تحول شگفت و امیدهای فراوانی در این پدید آورده است. از مهمترین کاربرد EEG در این زمینه به دو تکنولوژی نوین و رو به پیشرفت می‌توان اشاره کرد.

تکنولوژی واسط مغز و رایانه یا BCI که در حوزه درمان کاربردهای فراوانی دارد و می‌تواند به عنوان مثال زندگی معلولان را متحول کند، اغلب از دستگاه EEG برای دریافت سیگنال‌های مغزی استفاده می‌کند. برای آشنایی با BCI و کاربردهای آن این مقاله را بخوانید.

دیگر تکنولوژی نوین در حوزه درمان که از دستگاه الکتروانسفالوگرافی استفاده می‌کند و تحول بزرگی در درمان اختلالات عصبی و شناختی ایجاد کرده است، دستگاه نوروفدبک می‌باشد. برای آشنایی با کاربردهای نوروفیدبک نیز می توانید به مقاله کاربردهای نوروفیدبک مراجعه کنید.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

کاربرد دستگاه EEG در تکنولوژی واسط مغز و رایانه یا BCI

کاربرد دستگاه EEG

کاربرد دستگاه EEG فراوان و ارزشمند است، اما یکی از کاربردهای مهم و جذاب آن که به پیشرفت روز افزون تکنولوژی کمک فراوانی کرده و آینده را متحول خواهد کرد، کاربرد آن در تکنولوژی واسط مغز و رایانه یا BCI است.

برای آشنایی با دستگاه EEG یا الکتروانسفالوگرافی مقاله الکتروانسفالوگرافی یا نوار مغزی چیست؟ را بخوانید.

Wave یک دستگاه ثبت الکتروانسفالوگراف یا نوار مغز با تکنولوژی جدید میباشد که در مدلهای ۲۴، ۳۲، ۶۴ و ۱۲۸ عرضه میشود.
همچنین eWave  قابلیت ثبت سایر سیگنال‌های  زیستی چون  EEG ، EMG، ECG و EOG را نیز دارد.
eWave هم‌چنین یک سیستم ثبت ERP و LTM و BCI را نیز دارد

اطلاغات بیشتر در مورد محصول

این شاخه از علم با عناوین زیادی مانند واسط مغز و رایانه (BCI or Brain Computer Interface)، رابط بین ذهن و دستگاه، رابط نورونی مستقیم و رابط تلپاتی شناخته می‌شود و برای بهبود شناخت انسان از محیط اطرافش و افزایش توانایی او در ارتباط با دستگاه‌های مختلف فعالیت دارد.

پیشنهاد میکنیم این مقاله را نیز مطالعه بفرمایید: هرآنچه که باید برای ثبت سیگنال های EEG بدانید!

کاربرد دستگاه EEG در BCI

اما واسط مغز و رایانه یا BCI چیست؟ واسط مغز و کامپیوتر (BCI) که به واسط مغز و ماشین هم معروف است، دستگاهی است که رایانه بین مغز و مثلاً یک شیء دیگر به عنوان رابط عمل کرده و اطلاعات مغز را به کامپیوتر و سپس به یک وسیله‌ی خارجی منتقل می‌کند.

سامانه BCI از مجموعه‌ای از سنسورها و دستگاه پردازش سیگنال تشکیل می‌شود، که رابط مستقیم بین مغز و یک واسط بیرونی است، که فعالیت‌های مغزی فرد را مستقیماً به یک سری سیگنال‌های ارتباطی یا کنترلی تبدیل می‌کند.

در این سامانه بدون آنکه کاربر موس یا صفحه کلید یا اشیاء را لمس کند، تنها به کمک ذهن و کامپیوتر که حد واسط بین مغز و آن شیء است، می‌تواند اشیاء مجازی یا واقعی را کنترل کند یا حرکت دهد. این واسط‌ها انواع مختلف دارند و به طبع شیوه استفاده از آن‌ها هم متفاوت است.

در این سامانه ابتدا باید فعالیت‌های الکتریکی و امواج مغزی را به وسیله‌ی دستگاه‌های ثبت امواج مغزی، ثبت کرد. برای این کار دستگاه‌های متفاوتی وجود دارد، که معمولا به دلیل دقت زمانی بالا و ارزان قیمت بودن و همچنین استفاده آسان، از الکتروانسفالوگرافی برای ثبت امواج مغزی استفاده می‌شود.

به همین علت کاربرد دستگاه EEG در BCI فراوان است و اکثراً از این دستگاه برای ثبت امواج مغزی استفاده می‌کنند. از دیدگاه حسگرهای زیستی موانع زیادی در دسترسی به فعالیت الکتریکی نورون‌های مغز وجود دارد، که در مورد EEG این موانع از همه کمتر است.

در این روش الکترودهای EEG روی سطح پوست سر قرار می‌گیرند و میدان الکتریکی تولید شده از فعالیت نورون‌ها را اندازه‌گیری می‌کنند. در مرحله بعد این امواج بررسی شده و ویژگی‌های مورد نظر استخراج می‌شود و از روی این ویژگی‌ها می‌توان حدس زد که کاربر چه فعالیتی را در نظر دارد.

هر چند که هنوز سرعت و دقت این سیستم‌ها به حد قابل قبولی نرسیده و تجهیزات مرتبط با واسط‌های مغز و کامپیوتر (BCI) نیاز به فکر و تحقیق بیشتر و دقیق‌تر دارند.

اما از آن جایی که آینده علوم مختلف به سمتی حرکت می‌کند که نیاز به استفاده از کاربردهای مختلف این حوزه را دارند و این سیستم‌ها روش نوینی برای برقراری ارتباط، مخصوصاً برای افرادی که دارای معلولیت جسمی هستند را فراهم می‌کند، گروه‌های پژوهشی زیادی روی این پروژه‌ها کار می‌کنند، تا بتوان به سامانه‌هایی با سرعت و دقت بالا دست پیدا کرد.

همچنین می‌توان گفت، ثبت سیگنال با استفاده از دستگاه الکتروانسفالوگرافی بر روی یک شیوه غیر تهاجمی تمرکز دارد. این شیوه کاملاً متفاوت از سایر شیوه‌های ثبت سیگنال است، که نیاز به کاشت تراشه و یا الکترود درون مغز انسان دارد.

چنین روش‌هایی تهاجمی بوده و نیاز به تجهیزات و فضای آزمایشگاهی فراوان برای کنترل سلامت بافت زنده مغز، که دستگاه در آن جاسازی شده را دارد.

همچنین نکته‌ای که باید به آن توجه شود این است که، واسط مغز و کامپیوتر (BCI) به طور دقیق نمی‌تواند ذهن شما را بخواند. بلکه می‌تواند کوچک‌ترین تغییر در سیگنال‌ها و امواج مغزی را شناسایی کند و به شکل الگوهایی از شیوه تفکر و یا احساسات در بیاورد.

تکنولوژی BCI به طور مستقیم به عملکردهای شناختی انسان ربط پیدا می‌کند. این شاخه از علم نوین و رو به پیشرفت که از سال ۱۹۲۴ تا کنون در حال رشد و توسعه است، تلفیقی از علوم مختلف مانند مهندسی الکترونیک، مهندسی کامپیوتر، مهندسی پزشکی، و علوم اعصاب و روانشناسی می‌باشد.

پیشنهاد میکنیم این مقاله را مطالعه کنید: کاربرد دستگاه الکتروانسفالوگرافی در پیشگیری، تشخیص و درمان بیماری

ظهور BCI با اختراع دستگاه الکتروانسفالوگرافی

کاربرد دستگاه EEG در سیستم واسط مغز و کامپیوتر به حدی است، که به راحتی می‌توان گفت اختراع این دستگاه باعث به وجود آمدن این حوزه شده است. شروع تاریخچه BCI در ابتدا به فردی به نام هانس برگر (Hans Berger) و اختراع دستگاه نوار مغزی (الکتروانسفالوگرافی) او برمی‌گردد.

در اصل ماهیت الکتریکی بودن سیگنال‌های مغزی اولین بار توسط هانس برگر کشف شد. جالب است بدانید او اولین سیگنال‌های EEG را از روی مغز پسرش ثبت کرد. همچنین موج آلفا (در فرکانس ۸ تا ۱۳ هرتز) که یکی از سیگنال‌های مغزی بود را او کشف کرد.

دستگاه الکتروانسفالوگرافی یا EEG در حقیقت ثبت فعالیت‌های الکتریکی مغز است و EEG حاصل فعالیت‌های الکتریکی پیرامیدال یا سلول‌های هرمی شکل سطح قشر مخ است.

ابداع خارق‌العاده هانس برگر در زمینه شناخت مغز و کشف فعالیت‌های الکتریکی مغز نقطه عطفی در اکتشافات بعدی دانشمندان سراسر دنیا در حوزه واسط مغز و کامپیوتر (BCI) بود.

هانس برگر با بهبود کیفیت دستگاه EEG توانست رویای تقریباً محال انسان را که همان رویای جابجا کردن اشیا توسط ذهن و خواندن الگوهای مغز بشر بود به واقعیت نزدیک کند.

سال‌های بعد با اختراع کامپیوتر و آمدن تکنولوژی‌ها جدیدتر، بشر به این فکر افتاد که بتواند از طریق مغز اشیاء و سایر چیزها را کنترل کند و حد واسط این رابط بین مغز و آن شیء یا سوژه بیرونی کامپیوتر باشد.

در سال ۱۹۷۰ بود که برای اولین بار تحقیقات روی BCI در دانشگاه کالیفرنیا با قراردادی که با دارپا بسته شد، آغاز شد. مقالاتی که در آن زمان داده شد، جزء اولین‌ها در این زمینه بودند.

اولین تحقیقات جدی این دانشگاه بر روی پروتزهای نورونی بود، که در زمینه بهبود عصب‌های دفاعی عنبیه آسیب دیده چشم، شنوایی و ناتوانی‌های حرکتی کاربرد داشت. در اواسط دهه ۱۹۹۹ دانشگاه کالیفرنیا اولین ابزار عصب دفاعی را در دنیا رونمایی کرد.

در صورتی که سیستم عصبی عضلانی، که مغز از طریق آن قادر به ایجاد ارتباط و اعمال کنترل به محیط خارج است صدمه ببیند. فرد ممکن است حرکات ارادی خود را از دست بدهد، حتی ممکن است حرکات چشم و تنفس که اعمالی غیرارادی هستند را نیز از دست بدهند.

یکی از روش‌هایی که برای بازآفرینی عملکرد طبیعی بیماران وجود دارد، فراهم آوردن مسیر ارتباطی جدید و غیر ماهیچه‌ای برای مغز است. که با کمک آن بتوان مستقیماً پیام‌ها و دستورالعمل‌های کنترلی را به محیط خارج ارسال کرد، که به آن رابط مغز و رایانه یا BCI می‌گویند.

در این روش نیاز به حرکتی آشکار در بدن به منظور انتقال اطلاعات نیست و فرد فقط با تمرکز بر روی افکار و تولید امواج مغزی مناسب منظور خود را بیان می‌کند. با توجه به ناتوانی بعضی بیماران در تحرک، اهمیت این موضوع بیشتر نمایان می‌شود.

پیشنهاد میکنیم این مقاله را مطالعه کنید: الکترود نوار مغز

کاربرد دستگاه EEG و تحول زندگی بیماران

در اولین همایش بین‌المللی که در ژوئن ۱۹۹۹ برگزار شد، برای BCI تعریفی به صورت زیر ارائه شد: «یک واسط مغز و رایانه، یک سامانه ارتباطی است که وابسته به مسیرهای خروجی نرمال سامانه عصبی جانبی و ماهیچه‌ها نیست.»

این سیستم BCI از چهار قسمت اصلی تشکیل شده است، که شامل جمع‌آوری سیگنال‌ها، پردازش سیگنال‌ها، استخراج الگوها و نهایتاً طبقه‌بندی آن‌ها است.

جمع‌آوری سیگنال‌ها که یکی از اساسی‌ترین بخش‌های BCI محسوب می‌شود، توسط دستگاه EEG انجام می‌شود و وظیفه ثبت سیگنال و ارسال آن‌ها به بخش پردازش را بر عهده دارد.

در بخش پردازش سیگنال‌ها تقویت شده و نویزهای آن‌ها گرفته می‌شود. در بخش استخراج الگوها، نیز ویژگی‌های متمایز کننده هر سیگنال به منظور تقویت دوباره آن و کاهش سایز دیتای جمع‌آوری شده تشخیص داده می‌شود. در نهایت این ویژگی‌ها به دستورهای قابل فهم ترجمه می‌شوند و دستگاه می‌تواند آن‌ها را اجرا کند.

از طریق BCI که سیگنال‌های زیستی مغز را دریافت می‌کند، می‌توان ربات‌ها، بازی‌ها، انیمیشن‌ها و یا سایر برنامه‌ها و اشیاء را با کمک ذهن کنترل و حرکات آنها را هدایت کرد.

چنین سیستمی می‌تواند به افراد معلول کمک کند، که با محیط اطراف خویش ارتباط برقرار نماید. به عنوان مثال، فرد به راحتی می‌تواند صندلی چرخدار خود را کنترل کند. یا عضو مصنوعی خود را مانند دست یا پا با ذهن حرکت دهد.

تفکیک درست و نسبتاً سریع عملیات ذهنی می‌تواند پایه‌ای برای توسعه و طراحی سیستم‌های BCI باشد. با وجود این که دقت مکانی کاربرد دستگاه EEG پایین است، اما دقت زمانی آن بالاست و کمتر از چند میلی‌ثانیه می‌باشد. که البته امروزه محققان در تلاشند دقت مکانی آن را نیز بالا ببرند.

همچنین این روش به علت ارزان‌تر بودن نسبت به سایر روش‌ها و استفاده آسان از آن نیز اکثر اوقات در BCIها از آن برای ثبت فعالیت‌های مغز استفاده می‌کنند و کاربرد دستگاه EEG در این زمینه فراوان است.

تا به امروز تحقیقات زیادی روی میمون‌ها، خفاش و گربه انجام شده که حرکت دست رباتی توسط یک میمون و حرکت نشان‌گر موس از طریق خواندن امواج مغزی میمون و دادن فیدبک از طریق بینایی به حیوان، نمونه‌ای از آن‌ها است.

یک استارت‌اپ در سال ۲۰۱۵ از این شیوه و از فناوری واسط‌های مغز و کامپیوتر و دستگاه EEG، برای حرکت دادن اسباب بازی‌ها و یا حتی ماشین‌ها استفاده کرد.

از دیگر کاربرد دستگاه EEG در BCI روش درمانی نوروفیدبک است. نوروفیدبک نیز در واقع نوعی BCI پر کاربرد در حوزه پزشکی محسوب می شود، که با دستگاه الکتروانسفالوگرافی ربات‌ها، بازی‌ها و انیمیشن‌ها را با کمک ذهن کنترل می‌کنند.

امروزه، سیستم‌های BCI یک روش ارتباطی بدون دخالت ماهیچه را در اختیار بشر قرار می‌دهد، تا بتوانند مستقیماً با محیط پیرامون خود ارتباط برقرار کنند.

برای تهیه دستگاه  EEG با قابلیت بالا بر روی لینک کلیک کنید