نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

تاریخچه نوروفیدبک

تاریخچه نوروفیدبک

تاریخچه نوروفیدبک از آن داستان‌های جذاب و غافلگیر کننده است، که احتمالا خود دکتر استرمن نیز از کشف این شیوه غافلگیر شده است. نوروفیدبک در واقع نوعی بازخورد گرفتن از فعالیت‌های مغزی است، تا به این وسیله فرد با آگاهی از شرایط مغزی خود آنها را اصلاح کند.

نوروفیدبک در اصل نوعی بیوفیدبک است که تلاش می‌کند، با استفاده از ثبت و پردازش امواج الکتریکی مغز و دادن بازخورد آن به شخص نوعی خود تنظیمی را به او آموزش دهد.

برخلاف آنچه که به نظر می رسد، استفاده از این شیوه اصلاً کار سختی نیست و کافیست کمی بیشتر با این روش درمانی آشنا شده تا شیفته آن شوید. برای آشنایی با این تکنیک درمانی و آموزشی مقاله نوروفیدبک چیست؟ را بخوانید.

تاریخچه نوروفیدبک

نوروفیدبک امروزه جزء پیشرفته‌ترین وسایل پزشکی نوین است، که هنوز دانشمندان در حال تحقیق و گسترش درباره‌ی جنبه‌های مختلف آن هستند.

تاریخچه نوروفیدبک با نام ناسا (سازمان فضایی آمریکا) به شکل گسسته نشدنی، پیوند خورده است. در واقع بخش زیادی از این تکنولوژی پیشرفته مدیون تلاش‌های ناسا در سال‌های اخیر است.

همه چیز بین سال‌های ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۵ میلادی اتفاق افتاد. در این فاصله سیر تکامل و ابداع این شیوه درمانی جدید و نوین تکمیل شد. این شیوه‌ی پیشرفته و کارآمد تحولی در حوزه درمان بیماری‌های عصبی و شناختی ایجاد کرد.

شیوه درمانی نوروفیدبک در سال ۱۹۵۸ متولد شد، اما در آن زمان همه چیز در حد یک تحقیق ساده بود و کسی از کارایی‌های فراوان این شیوه خبر نداشت.

تاریخچه نوروفیدبک با نام جویی کامیا، روانشناس و استاد دانشگاه شیکاگو آغاز می‌شود. او برای اولین بار توانست به فردی آموزش دهد، تا امواج مغزی خود را کنترل کند.

او در این آزمایش، الکترودی را در پشت سر و در نیمکره چپ آزمودنی نصب کرد و از او خواست حدس بزند چه زمانی فرکانس آلفا در مغز او غالب است.

کامیا زمانی که آزمودنی فعال بودن فرکانس آلفا را درست یا اشتباه حدس می‌زد، به او خبر می‌داد. ابتدا این حدس‌ها در تمام موارد درست نبود، اما کم کم درصد حدس‌های درست بالا رفت.

در روز دوم، آزمودنی در ۶۵ درصد از موارد و در روز چهارم در ۱۰۰ درصد موارد توانست حضور موج آلفا را درست تشخیص دهد.

در مرحله بعدی و در آزمایش دومی که توسط کامیا انجام شد، او از شخص آزمودنی خواست هر زمانی که او اشاره کرد و از وی خواست، از ورود به حالت آلفا جلوگیری کند یا وارد مرحله آلفا شود.

نتایج آزمایش کامیا نشان داد که مردم می توانند، امواج مغزی خود را کنترل کرده و در مسیری که علاقمند هستند آن را هدایت کنند.

تاریخچه نوروفیدبک و گربه‌های استرمن

اما تاریخچه نوروفیدبک و تکنیک نوروفیدبک به معنای امروزی آن بی‌شک مدیون تلاش‌ها و تحقیقات دکتر باری استرمن (Barry Sterman) محقق دانشگاه UCLA کالیفرنیا در لس‌آنجلس در دهه ۶۰ میلادی است.

البته دکتر استرمن روحش هم خبر نداشت که روزی نتیجه تحقیق‌هایش به پایه یک روش پیشرفته روان‌درمانی تبدیل می‌شود. او فقط دوست داشت بفهمد وقتی ما خوابیده‌ایم، در مغزمان چه می‌گذرد.

دکتر بری استرمن در طول تحقیقات خود در مورد خواب بر روی گربه‌ها به طور تصادفی به معجزه نوروفیدبک پی‌برد. پژوهش او در نهایت به کشف یک پروتکل نوروفیدبک منجر شد که هنوز هم در درمان حملات صرعی گراندمال مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در سال ۱۹۶۵ بود که باری استرمن روانشناس و محقق خواب شروع به پژوهشی بر روی امواج مغزی گربه‌ها کرد. البته واضح است که او طبق روال همه تحقیق‌های عصب‌شناختی، تحقیق خود را از حیوانات شروع کرد.

او در خلال این تحقیقات که درباره فعالیت عصب‌شناختی مرتبط با خواب بود، موفق به کشف امواج ۱۴ هرتز در EEG مغز گربه‌های مورد آزمایش گردید.

تفاوت این آزمایش با آزمایشات مشابه قبلی در این بود که در طول تحقیق، EEG مغز گربه‌ها ثبت می‌شد. گربه‌های آزمایشگاه دکتر استرمن، چه وقتی که خواب بودند و چه مواقعی از بیداری‌شان، EEGهای پایین‌تری را نشان می‌دادند.

از آنجایی که EEG گربه‌ها خیلی پایین بود، دکتر استرمن می‌خواست راهی پیدا کند که این EEGهای رخوت‌زده را بالاتر ببرد. بنابراین برای برانگیختن EEG گربه از یک ظرف شیر استفاده کرد، دریافت این پاداش می‌توانست امواج مغزی گربه‌ها را تغییر دهد.

در این آزمایش او ابتدا ۳۰ گربه را در قفس قرار داد و آن‌ها از دستیابی به مواد غذایی محروم کرد. پس از آن گربه‌ها را از قفس به یک محفظه آزمایشی که در آن یک اهرم و یک کاسه خالی وجود داشت منتقل کرد.

استرمن به این ۳۰ گربه آموزش داد تا برای دریافت غذا اهرم را فشار بدهند. هر بار که گربه اهرم را فشار می‌داد، کاسه با غذا پر می‌شد.

هر یک از گربه‌ها خیلی سریع یاد گرفتند در زمان گرسنگی اهرم را فشار بدهند تا غذا دریافت کنند. در مرحله بعدی او یک عنصر جدید یعنی “صدا” به آزمایش افزود.

در واقع اگر گربه‌ها زمانی که صدا پخش می‌شد اهرم را فشار می‌داند، هیچ غذایی در کاسه نمی‌ریخت. بنابراین گربه ناچار بود برای دریافت غذا صبر کند، تا صدا قطع شود و بعد از آن اهرم را فشار دهد.

آشنایی با محصولات علوم اعصاب

استرمن مشاهده کرد بعد از اضافه کردن این متغیر گربه‌ها در حالی که منتظر هستند تا صدا قطع شود، وارد یک حالت منحصر به فرد و سطح خاصی از هوشیاری می‌شوند.

در این مرحله، آن‌ها تا پایان متوقف شدن صدا بی‌نهایت هشیار و گوش به زنگ بودند، درست مانند زمانی که در طبیعت می‌خواهند شکار کنند. در این حالت، باند فرکانسی بتا پایین یا ریتم حسی حرکتی در مغز گربه‌ها فعال بود، این امواج با کاهش تنش عضلانی در گربه‌ها ارتباط داشت.

امواج مغزی ثبت شده در این حالت دارای فرکانس ۱۲ تا ۱۵ هرتز در ناحیه خاصی از مغز بودند که تا آن زمان ثبت نشده بود، بنابراین استرمن این فرکانس را فرکانس سنسوری موتور ۴ یا SMR نامید.

در ادامه استرمن یک مرحله دیگر هم به آزمایشش اضافه کرد. او می‌خواست ببیند، آیا می‌تواند به گربه‌ها چگونگی تولید این امواج را آموزش دهد.

در این مرحله آزمایش را طوری طراحی کرد، تا مشاهده کند آیا گربه‌ها در ازای دریافت پاداش (شیر)، تولید امواج SMR در مغز خود را افزایش می‌دهند یا خیر؟

این بار گربه‌ها در همان محفظه قبلی قرار داده شدند، اما دیگر اهرمی برای فشار دادن وجود نداشت. در عوض اگر گربه می‌توانست به مدت نیم ثانیه فرکانس SMR را تولید کند، ظرفش پر از غذا می‌شد.

پس از مدتی گربه‌ها یاد گرفتند چگونه SMR را تولید کنند و این نتیجه واقعا شگفت‌انگیز بود. در نهایت در طی ۱۲ ماه، استرمن و همکارانش توانستند به گربه‌ها یاد بدهند، که این باند فرکانسی را چگونه افزایش یا کاهش دهند.

کاربرد نوروفیدبک در دنیای واقعی

با این که نتایج تحقیقات دکتر استرمن واقعا جالب و شگفت‌انگیز بود، اما او هیچ ایده‌ای در مورد کاربرد این شیوه در دنیای واقعی نداشت. درست در همین مقطع از تاریخچه نوروفیدبک بود که آن اتفاق غیر منتظره افتاد و شرایطی فراهم شد تا نوروفیدبک به طور کاملا اتفاقی شکل بگیرد.

بعد از گذشت مدت کوتاهی از آزمایش SMR، استرمن توسط ناسا برای انجام برخی آزمایشات بر روی یک سوخت موشکی انتخاب شد.

سفارش‌دهنده این پروژه می‌خواست بداند که چرا کارکنان ناسا مانند کارگران و فضانوردان این سازمان وقتی در معرض این سوخت موشکی قرار می‌گیرند، دچار استفراغ، سردرد، توهم و تشنج شدید صرعی و در نهایت مرگ می‌شوند.

به نظر می‌رسید که این آزمایش جدید کاملا با آزمایش SMR نامرتبط است، اما در واقع این طور نبود. استرمن در این آزمایش هم از گربه‌ها استفاده کرد.

او ۵۰ گربه را هم از بین گربه‌های آزمایشگاهش و هم گربه‌های دیگر انتخاب کرد و در معرض این سوخت‌ها قرار داد. به هر گربه ۱۰ میلی‌گرم از سوخت موشک تزریق کرد و همزمان امواج مغزی آن‌ها نیز ثبت کرد.

چند دقیقه بعد از تزریق در همه گربه‌ها علائمی از قبیل استفراغ، سر و صدا، افزایش هواگیری، بزاق‌آوری و… مشاهده شد.

پس از یک ساعت، تمام گربه‌ها بجز ۱۰ تای آن‌ها دچار گراندمال صرع شدند. در واقع ۱۰ گربه در بین این گربه‌ها نسبت به تشنج مقاوم بودند و این باعث تعجب گروه تحقیق شد.

گروه تحقیق با مراجعه به سوابق گربه‌ها فهمیدند، این گروه از گربه‌ها قبل از این در آزمایش مطالعات خواب حضور داشتند و تحت آموزش SMR قرار گرفته بودند.

به این ترتیب استرمن متوجه شد که با آموزش تولید امواج SMR به گربه‌ها، می‌توان عملکرد مغز آن‌ها را تقویت کرد و آستانه تشنج آن‌ها را افزایش داد. این مطالعات نشان داد که نوروفیدبک SMR اثرات فیزیولوژیکی واضحی بر فرد دارد.

این نتیجه شگفت‌انگیز آغازی بر تحقیقات نوروفیدبک شد. آنها به این اندیشیدند آیا انسان هم می‌تواند با کنترل امواج مغزی مشکلات خود را حل کند؟ آیا نوروفیدبک SMR می‌تواند از تعداد تشنج‌ها در افراد صرعی کم کند یا مانع آن شود؟

اینجا بود که دکتر استرمن تحقیقات خود را بر روی انسان آغاز کرد. او در سال ۱۹۷۱ برای اولین بار این آزمایش را بر روی انسان و بر روی مبتلایان به صرع انجام داد.

در این آزمایش هنگامی که بیمار موج SMR را تولید می‌کرد چراغ سبز و در غیر این صورت چراغ قرمز روشن می‌شد. بیمار باید سعی می‌کرد چراغ سبز را روشن و چراغ قرمز را خاموش نگه دارد.

نتایج باور نکردنی بود و کاهش ۶۵ درصدی تشنج گراندمال را در پی داشت! نتایج در چندین آزمایشگاه دیگر در سراسر جهان تکرار شد و در نهایت در مجله پزشکی صرع در سال ۱۹۷۸ منتشر گردید.

کار استرمن، راه را برای برنامه‌های کاربردی بالینی نوروفیدبک هموار کرد و امروزه نوروفیدبک برای کمک به بیماران با انواع بیماری‌های عصبی در سراسر جهان استفاده می‌شود.

این روش که در اصل بر اصول روان‌شناسی شرطی‌سازی عاملی استوار است، مدیون پژوهش‌های ناسا بوده و ناسا از این تکنولوژی برای اولین بار در جهت آموزش و افزایش توانمندی فضانوردان خود استفاده نمود. این سازمان امروزه نیز همچنان از این روش برای افزایش عملکرد بهینه فضانوردان و خلبانان خود از آن بهره می‌برد.

تا امروز هیچ اثر منفی از نوروفیدبک گزارش نشده است، بلکه تمام اثراتی که داشته مثبت بوده است. در نهایت بدترین حالت این است که نوروفیدبک نتواند تغییری در علائم بیماری به وجود آورد.

نوروفیدبک از سال ۱۹۸۰ تا کنون سیر تکاملی خود را داشته و در حال حاضر در کلینیک‌ها توسط روانشناسان، نورولوژیست‌ها و روانپزشکان استفاده می‌شود.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

اختلال شناختی چیست؟

اختلال شناختی

شاید واژه اختلال شناختی مفهوم کمتر شناخته شده‌ای برای شماست و نمی‌دانید چه بیماری‌هایی را شمایل می‌شود. اختلالات شناختی به مجموعه‌ای از آسیب‌ها گفته می‌شود که به توانایی مغز در به یادآوری و پردازش اطلاعات مربوط می‌شود.

اختلالات شناختی همچنین باعث به وجود آمدن آسیب عمده در عملکردهایی مانند حافظه، قضاوت، زبان، و توجه مشخص می‌گردد. در مقالات زیر می‌توانید با مفهوم علوم شناختی چیست و تاریخچه آن نیز آشنا شنوید.

 

 

شناخت چیست؟

زمانی که می‌خواهیم با مفهوم بیماری‌های شناختی آشنا شویم و درک درستی از این سوال که به راستی اختلال شناختی چیست؟ پیدا کنیم، ابتدا باید با مفهوم شناخت (Cognition) هر چند مختصر آشنا شویم.

چرا که از یک طرف بسیاری از بیماری‌ها می‌توانند به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم چنین اختلالاتی را به وجود آورند و از طرفی دیگر امکان اشتباه واژه شناخت در حوزه علوم شناختی با حوزه معرفت‌شناسی در فلسفه وجود دارد.

شناخت (Cognition) به راستی به تمام فرآیندهای ذهنی و مغزی که به آگاهی انسان از خود و جهان اطرافش منتهی می‌شود گفته می‌شود.

ذهن انسان دارای ویژگی‌های متفاوتی است، ولی عالی‌ترین و پیچیده‌ترین این ویژگی‌ها را می‌توان آگاهی دانست. آگاهی اساس معرفت و شناخت انسان از خود و جهان پیرامونش است.

اگر دوست دارید فرق انسان با دیگر موجودات را بدانید، دقیقاً این همان تفاوت است. ویژگی آگاهی اساسی‌ترین اختلاف انسان با جانداران دیگر و ساختارهای هوشمند ساخت بشر مانند رایانه‌ها و روبات‌ها است.

باید توجه کرد که ادراک، احساس و تفکر که از ویژگی‌های منحصربه‌فرد ذهن می‌باشند، در عمق و وسعت بخشیدن آگاهی دخیل هستند و خود آگاهی محسوب نمی‌شوند.

بنابراین شناخت به فرآیند دانستن و آگاه شدن گفته می‌شود. شناخت به معنای دریافت اطلاعات، سازماندهی، استفاده از آن، درک روابط بین علت و معلول عمل و نتایج آن است.

شناخت همچنین حافظه، زبان، جهت‌یابی، عمل (Praxis)، قضاوت و عملکرد اجرایی، روش و رفتارها، روابط بین فردی و حل مسأله را نیز شامل می‌گردد.

 

اختلال شناختی چیست؟

اختلالات شناختی (CD) که البته به نام اختلالات عصبی-شناختی هم شناخته می‌شود، به مجموعه‌ای از اختلال‌ها و بیماری‌های عصبی گفته می‌شود که می‌تواند به صورت مستقیم یا غیرمستقیم (به صورت پایدار یا گذرا) با ایجاد اختلال در سیستم عصبی، موجب آشفتگی در آگاهی فرد نسبت به خود و جهان اطرافش شود.

این دسته از اختلالات روان که به توانایی مغز در به یادآوری و پردازش اطلاعات مربوط هستند، بر نحوه‌ی تفکر و سطوح مختلف شناخت و در درجه اول به توانایی‌های شناختی از جمله یادگیری، حافظه، درک و حل مسئله آسیب می زنند.

مشکل در یادگیری اطلاعات جدید، اختلال در حافظه کوتاه مدت و سایر مشکلات شناختی نمونه‌های معمول علایم ابتلا به انواع اختلالات شناختی هستند، اما علایم می‌تواند بسته به نوع اختلال و فاکتورهای مختلف متفاوت باشند.

اختلالات شناختی، تنها منعکس‌کننده‌ی وجود مشکل در یک یا چند حوزه‌ی شناختی نبوده، بلکه معمولاً با نشانه‌های رفتاری همراه می‌شوند. این اختلالات نمونه‌ای از ارتباط پیچیده بین نورولوژی، طب داخلی و روانپزشکی است، که منجر به اختلال شناختی شده و با نشانه‌های رفتاری نیز همراه می‌شوند.

در این دسته از اختلالات، رفتارها و روش‌های فکری غلط، بسیار شبیه به برخی دیگر از اختلالات روانشناختی می‌باشد، با این تفاوت که ریشه‌ی این اختلالات آسیب ناشی از اندام‌های زیستی و یا سیستم اعصاب مانند ضربه دیدن سر یا انحطاط مغز بر اثر افزایش سن است. همچنین گاهی نیز فرد به دلایلی همچون سو مصرف مواد و… دچار این اختلالات می‌شود.

 

انواع اختلال شناختی

اختلال شناختی طیف گسترده‌ای از بیماری‌ها را شامل می‌شود و انواع مختلفی دارد. در ادامه می‌توانید با انواع اختلالات شناختی بر اساس طبقه‌بندی DSM-IV (مهم‌ترین مرجع تقسیم‌بندی بیماری‌ها، اختلالات و نابهنجاری‌های عصبی) آشنا شوید. اختلال شناختی را می‌توان به چهار گروه اصلی تقسیم بندی کرد که هر کدام از آنها زیر دسته‌های دیگری دارند. ۴ دسته اصلی اختلال شناختی عبارتند از:

  • روان آشفتگی – Delirium
  • زوال عقل – Dementia
  • اختلال حافظه و یادگیری – Amnestic disorders
  • سایر انواع اختلالات شناختی – Others

 

۱- روان آشفتگی و اختلال شناختی

دلیریم یک اختلال نیست بلکه یک نشانه‌ی روان_تنی، به دلیل وجود اختلال در سیستم عصبی است. روان آشفتگی با مشاهده اختلال حاد و نوسانی در هشیاری و فعالیت‌های شناختی و پیشرفت علایم در مدت زمان کوتاه مشخص شده و باعث ایجاد تغییرات سریع بین حالات ذهنی می‌شود.

این شرایط خبر از آشفتگی وسیع در سیستم عصبی می‌دهد و توانایی بیمار برای پردازش و بخاطر آوردن اطلاعات شدیداً آسیب می‌بیند.

از ویژگی‌های این اختلال ایجاد اشکال در جهت‌یابی، عدم آگاهی نسبت به زمان و مکان، توهم، هذیان، خشم و عصبانیت و اضطراب است. زیر شاخه‌های این اختلال عبارتند از:

  • روان‌آشفتگی ناشی از مسمومیت با مواد (همچون الکل، مواد مخدر یا داروها)
  • روان‌آشفتگی ناشی از کاهش میزان مواد در بدن (در حالتی که فرد مصرف کننده‌ی مواد مذکور است)
  • روان‌آشفتگی نامشخص که در زمانی که دلیل روان‌آشفتگی مشخص نیست یا علایم انواع مختلف روان‌آشفتگی مشاهده می‌شوند تشخیص داده می‌شود.

 

۲- زوال عقل یا دمانس

زوال عقل یا دمانس با آسیب‌های شناختی کلی، شامل نقص‌های حافظه، با وجود سطح طبیعی هشیاری و انگیختگی (arousal) مشخص می‌شود. این اختلال بر اثر ایجاد مشکلاتی در عملکرد مغز حاصل می‌شود.

این حالت با از بین رفتن توانایی‌های شناختی و هوشی، به اندازه‌ای که در عملکرد اجتماعی و شغلی شخص اختلال ایجاد کند، مشخص می‌شود و در درجه اول موجب ایجاد مشکل در به یادآوری و حافظه می‌شود.

شکل کامل بالینی، مرکب است از اختلال حافظه تفکر انتزاعی و قضاوت که با درجاتی از تغییر شخصیت همراه است. دمانس ممکن است برحسب اتیولوژی آن پیشرونده ثابت یا برگشت پذیر باشد. اختلال زوال عقل را به انواع زیر می‌توان تقسیم کرد:

  • زوال عقل بر اثر آلزایمر
  • زوال عقل بر اثر مشکلات عروقی (بلوک شدن یا کاهش میزان خون رسانی به مغز)
  • زوال عقل ناشی از ابتلا به اچ آی وی
  • زوال عقل ناشی از ترومای سر (وارد شدن آسیبی به سر)
  • زوال عقل ناشی از ابتلا به بیماری پارکینسون
  • زوال عقل ناشی از ابتلا به بیماری هانتینگتون
  • زوال عقل ناشی از ابتلا به بیماری پیک
  • زوال عقل ناشی از ابتلا به بیماری کروتزفلد جاکوب
  • زوال عقل ناشی از استفاده‌ی بلند مدت از الکل یا مواد آسیب زای دیگر
  • زوال عقل ناشی شده از دلایل متعدد
  • زوال عقل نامشخص که زمانی تشخیص داده می‌شود که علایم دو یا چند نوع از انواع زوال عقل مشاهده شوند و نتوان تنها یکی از انواع مختلف زوال عقل را تشخیص داد.

 

۳- اختلال حافظه و یادگیری

اختلالات فراموشی با از دست دادن حافظه و نقص یادگیری بدون سایر آسیب‌های شناختی شناخته می‌شود و خود را به صورت ناتوانی در یادگیری اطلاعات جدید و به یادآوری اطلاعات قدیم نشان می‌دهد.

سندرم یاد زدودگی عضوی (Organic Amnesic Syndrome) که در زمانی تشخیص داده می‌شود که یاد زدودگی ناشی از مصرف الکل یا مواد روان‌گردان نباشد.
اختلال یاد زدودگی نامشخص که در زمانی که دلایل ابتلا نامشخص هستند یا علایمی به جز علایم سندرم یاد زدودگی بنیانی مشاهده می‌شوند تشخیص داده می‌شود.

 

۴- سایر انواع اختلال شناختی

اختلالات شناختی خفیف یا اختلالات شناختی غیر مشخص دو نوع دیگر از انواع اختلالات شناختی هستند، که در صورتی که علایم بسیار خفیف بوده یا علایم را نتوان تنها به یک نوع از اختلالات مشخص ربط داد تشخیص داده می شوند.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

تاریخچه علوم شناختی

تاریخچه علوم شناختی

تاریخچه علوم شناختی اگر چه قدمت طولانی ندارد، اما جذابیت و شگفتی آن فراوان، جالب توجه و خواندنی است. قرن‌های متمادی آشنایی با دنیای عجیب و پیچیده ذهن یکی از علائق بشر بوده است. این علاقه نه تنها امروزه کم نشده و از بین نرفته، بلکه انسان‌ها امروز به شکلی مدرن‌تر و با نگاهی نو به شناخت اسرار دنیای ذهن می‌پردازند.

در مطلب قبل با مفهوم و کارکرد علوم شناختی آشنا شدیم و دیدیم که امروزه انسان‌ها با چه ابزار پیشرفته و نگرش نویی به شناخت ذهن و مغز انسان و سایر موجودات و اشیا ذهنمند می‌پردازند. برای آشنایی بیشتر با علوم شناختی می‌توانید ابتدا مقاله علوم شناختی چیست؟ را بخوانید.

دانشمندان علوم شناختی ذهن انسان را شبکه پیچیده‌ای می‌دانند که اطلاعات را دریافت، نگهداری و پردازش می‌کند و می‌تواند آن را تغییر شکل یا انتقال دهد.

اطلاعات در این رویکرد معنای بسیار وسیعی دارد و شامل تمامی دریافت‌های انسان از جهان خارج به‌ علاوه تمامی مفاهیم و ادراکاتی می‌شود که در درون ذهن انسان وجود دارد.

رشد انفجاری این علم در ۲۰ سال اخیر حتی از رشد سریع علم فیزیک هم چشمگیرتر بوده است. این مساله به دلیل پیشرفت فناوری و به خصوص استفاده از انواع روش‌های غیرتهاجمی برای بررسی مغز انسان رخ داده است.

تاریخچه علوم شناختی از دوران باستان

همانطور که گفتیم انسان از دیرباز علاقه به کشف رمز و رموز دنیای ذهن خود داشته است. چنان که نه تنها این علاقه امروزه کم نشده بلکه شکلی جدید و پیشرفته به خود گرفته است.

می‌توان گفت تاریخچه علوم شناختی از علم فلسفه شروع شد و در سیر تحولات خود تا به امروز نظریه‌ها، باورها، آزمایشات و تلاش‌های فراوانی را در طی قرن‌ها به خود دیده است.

در طی این دوران‌ها گاهی برخی از این نظریه‌ها و یا حتی باورها به شک تبدیل شدند و یا برخی دیگر به طور کامل رد شد.

بسیاری از نظریه‌ها تا مدت‌ها پایه‌ی علوم شناختی بودند، که بعدها با آمدن تکنولوژی‌های پیشرفته مردود اعلام شد. اما با تمام این فراز و فرودها امروزه ثابت شده، که مغز کارکردی بسیار پیچیده‌تر و متفاوت‌تر از تصورات ما دارد.

جالب است بدانید اولین ردپای ظهور علوم شناختی را در دوران باستان می‌توان پیدا کرد. آن زمانی که در دوران یونان باستان فلاسفه‌ای همچون افلاطون و ارسطو برای فهم و درک ذهن و کارکرد آن کوشش می‌کردند و سعی در توضیح چگونگی شناخت بشری داشتند.

تاریخچه علوم شناختی‌ همچنین شامل نویسندگانی چون دکارت، دیوید هیوم، کانت، باروخ اسپینوزا، نیکولا مالبرانش، پیر کابانیس، لایبنیتز و جان لاک نیز می‌باشد.

البته بی شک باید گفت، هر چند این نویسندگان به کشف فلسفی ذهن کمک زیادی کردند و کار آنها در نهایت باعث توسعه علم روان‌شناسی شد. اما آن‌ها از نظر مفهوم‌های پایه‌ای و ابزارهای مورد استفاده در این راه با دانشمندان علوم شناختی بسیار متفاوت بودند.

بررسی ذهن در طی این قرون همچنان در حیطه فلسفه باقی مانده بود، تا قرن نوزده میلادی که مقارن با پیدایش روان‌شناسی علمی شد. در ادامه همچنان مکاتب اولیه روان‌شناسی علمی نیز بیشتر متمرکز بر بررسی جریان‌های درونی ذهن از طریق خودکاوی یا درون‌نگری بودند.

چند دهه از ظهور این علم تازه نگذشته بود، که با ظهور مکتب رفتارگرایی همه چیز در این حوزه دگرگون شد. رفتارگرایی که نگرشی کاملاً‌ متفاوت با مکتب قبلی داشت، به رویکرد غالب در روان‌شناسی تبدیل شد.

آنها وجود و بررسی ساز و کارهای درونی ذهن را اساساً نادیده می گرفتند و معتقد بودند روان‌شناسی باید محدود به بررسی پدیده های قابل مشاهده، مانند محرکات بیرونی و پاسخ‌های رفتاری موجود زنده به آن محرک‌ها باشد.

تاریخچه علوم شناختی نوین

تاریخچه علوم شناختی نوین و امروزی، یعنی علمی که با نگاهی متفاوت به دنیای ذهن می‌پردازد، به دهه ۵۰ میلادی بر می‌گردد. در این دهه علوم شناختی به صورت یک جنبش روشن فکری که از آن به نام انقلاب شناختی یاد می‌شود، آغاز شد.

در واقع در اواخر دهه ۵۰ و اوایل دهه ۶۰ قرن بیستم میلادی، دانش مربوط به مطالعه ذهن دچار تحولی شگرف شد.

هر چند که شما سرنخ‌های شروع تمدن علوم شناختی مدرن را می‌توانید در اوایل دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ در سایبرنتیک شناسانی مانند وارن مک کالوچ و والتر پیتز پیدا کنید،‌ که در صدد درک اصول سازماندهی ذهن بودند.

مک کالوچ و پیتز مدل‌های محاسبه با الهام از ساختار شبکه‌های عصبی بیولوژیکی، یا در واقع اولین نوع از آنچه امروزه به عنوان شبکه‌های عصبی مصنوعی شناخته می‌شوند ایجاد کردند.

یکی دیگر از عوامل و نوآوری‌هایی که به انقلاب شناختی انجامید، توسعه نظریه محاسبات و کامپیوترهای دیجیتالی در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ میلادی بود. با ورود کامپیوتر مدرن یا ماشین فون نیومن به دنیای تکنولوژی اتفاقات شگفتی افتاد.

این تکنولوژی بعدها نقش اصلی را در علوم شناختی، هم به عنوان استعاره‌ای از ذهن و هم به عنوان ابزاری برای بررسی، بازی کرد.

بعد از گذشت این سال‌ها و ایجاد تکنولوژی‌ها و ایده‌های نوین، تاریخچه علوم شناختی به نقطه عطف خود رسید. دانشمندان حوزه‌های متنوع مانند علم اعصاب، زبان‌شناسی، روان‌شناسی، هوش مصنوعی و فلسفه متوجه شدند که همگی در مورد کارکرد ذهن سرگرم حل مسائل مشترکی هستند.

آنها دریافتند که یافته‌های متفاوت آنان برای حل اسرار ذهن، می‌تواند مکمل یکدیگر باشد. در واقع نگاه همه این محققین به ذهن مبتنی بر بررسی بازنمودهای ذهنی و نحوه پردازش آنها بود.

این شد که دانشمندان و نظریه پردازان علوم مختلف با تبادل دانش، همکاری و همفکری با یکدیگر نهایتاً دانشی میان رشته‌ای با نام علوم شناختی را ایجاد کردند.

اولین آزمایش علوم شناختی در یک موسسه اکادمیک، در دانشکده کسب و کار دانشگاه MIT انجام شد. این کار توسط جوزف کارل لیکلایدر که در بخش روانشناسی فعالیت می‌کرد و آزمایش‌هایی را بر روی حافظه کامپیوتری، به عنوان الگویی برای شناخت انسان انجام می‌داد، شکل گرفت.

در سال ۱۹۵۹ همانطور که در بالا اشاره شد، الگوی رفتارگرایانه اسکینر در حوزه روانشناسی در ایالات متحده حاکم بود. بیشتر روانشناسان بر روی روابط عملکردی بین عامل محرک و پاسخ، بدون در نظر گرفتن تصورات داخلی متمرکز بودند.

در آن زمان بود که نوآم چامسکی تحولی در این زمینه رقم زد و نقد تندی را بر کتاب “رفتار کلامی” نوشته بی اف اسکینر منتشر کرد.

چامسکی معتقد بود برای توضیح زبان، ما به نظریه‌ای مانند دستور زبان زایشی نیاز داریم، که نه تنها تصورات داخلی را نیز در نظر بگیرد بلکه ترتیب موجود در آن‌ها را نیز توصیف کند.

پیشنهاد میکنیم این مقاله را مطالعه کنید: تاریخچه بیوفیدبک

در تاریخچه علوم شناختی در دهه ۷۰ با نقطه عطف دیگری برای این شاخه از علم مواجهه هستیم. در اوایل این دهه اصطلاح علوم شناختی توسط کریستوفر لانگت هیگینز ابداع شد. او برای اولین بار آن را در تفسیر خود در سال ۱۹۷۳ در مورد گزارش لایت هیل، که مربوط به بررسی وضعیت هوش مصنوعی در آن زمان است، استفاده کرد.

در همان دهه ۷۰ بود، که نشریه علمی علوم شناختی (Cognitive Science) و انجمن علوم شناختی تاسیس شد و در آمریکا پایه‌های این دانش نو نهاده شد.

در طی این سال‌ها علوم شناختی در مقیاس بین‌المللی به خوبی دیده شد. در اوایل دهه ۸۰ بود که با کمک پرفسور استیلینگز، کالج واسر به اولین موسسه‌ای در دنیا تبدیل شد، که مدرک دوره کارشناسی در علوم شناختی را به دانشجویان اهدا می‌کرد.

همچنین در سال ۱۹۸۶ نیز اولین دپارتمان علوم شناختی در جهان در دانشگاه کالیفرنیا، سن دیگو تاسیس شد.

علوم شناختی رو به پیشرفت


تاریخچه علوم شناختی با آغاز دهه ۹۰ به اوج رشد، شکوفایی و پیشرفت خود رسید. در دهه ۱۹۹۰ که دهه مغز نامیده شد، پیشرفت‌های سریع و چشمگیر فناوری تصویربرداری و مطالعه مغز و به وجود آمدن ابزارهایی مانند نوار مغزی، fMRI و… باعث شد علوم اعصاب سهمی جدی‌تر در پیشرفت علوم شناختی داشته باشد.
همچنین در اوایل دهه ۱۹۸۰ با افزایش دسترسی به کامپیوترها، تحقیق در زمینه هوش مصنوعی نیز گسترش پیدا کرد.

محققانی مانند ماروین مینسکی به امید ساخت هوش مصنوعی نشانه ای (Symbolic AI) و یا توصیف قدم‌هایی را که انسان، برای تصمیم‌گیری یا حل مسائل پشت سر می‌گذارد، برنامه‌های کامپیوتری به زبان‌هایی مانند LISP نوشتند. تا از این طریق بتوانند فکر انسان را بهتر درک کنند.

کم کم محدودیت‌های برنامه تحقیقاتی هوش مصنوعی نشانه‌ای خودش را نشان داد. به عنوان مثال، لیست کردن دانش انسان به صورت جامع و به شکلی که توسط یک برنامه کامپیوتری نشانه‌ای قابل استفاده باشد، به نظر می‌رسید کاری خیالی و نشدنی است.

در اواخر دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی، جیمز مک کلیلند و دیوید رومل هارت دیدگاهی تازه را در این زمینه ارائه کردند که می‌گوید، می‌توان ذهن را به عنوان مجموعه‌ای از اتصالات پیچیده، که به صورت یک شبکه لایه‌ای نمایش داده می‌شوند، توصیف کرد.

بر اساس این نظریه بود که در این سال‌ها، شبکه‌های عصبی و اتصال‌گرایی به عنوان الگوهای تحقیق ظهور کردند.

از طرفی منتقدان این دیدگاه معتقدند پدیده‌هایی وجود دارند، که توسط مدل‌های نشانه‌ای بهتر توصیف می‌شوند و مدل‌های اتصال‌گرا اغلب به حدی پیچیده هستند که قدرت توضیحی کمی دارند.

این روزها اما تاریخچه علوم شناختی در اوج پیشرفت خود قرار دارد. مدل‌های نشانه‌ای و اتصال‌گرا با یکدیگر ترکیب شده‌اند و امکان استفاده از هر دو نوع بیان را فراهم آورده و می‌توان از هر دوی آنها استفاده کرد.

هر چند که هر دوی این مدل‌ها با تمام کمکی که به درک ساختار ذهن انسان می‌کنند، کامل و منطبق بر واقعیت نیستند و با وجود تمام پیشرفت‌ها هنوز بشر راه درازی تا شناخت کامل دنیای ذهن در پیش رو دارد.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

علوم شناختی چیست؟

علوم شناختی

اگر با دیدن عنوان علوم شناختی چیست؟ علاقه‌مند شدید که با این رشته جوان و نوپا آشنا شوید، باید بگویم که به حوزه پیچیده ولی جذاب و خاص علوم شناختی و دنیای ذهن خوش آمدید.

مطمئنا همگی ما نام رشته‌های تحصیلی گوناگون مانند علوم تجربی، علوم انسانی، ریاضی و… را شنیده‌ایم. ولی این روزها شاید کمتر کسی از وجود یک رشته تازه تاسیس و نوین به نام رشته علوم شناختی خبر دارد، مگر اینکه سر و کارش با این رشته باشد.

رشته علوم شناختی حوزه‌ای است که به جرات می‌توان گفت به آینده تعلق دارد. آینده‌ای که از همین حالا شروع شده و بخشی از آن نیز در زندگی امروزه ما قابل مشاهده و لمس است.

ولی پرداختن و آشنایی با این رشته گسترده، جذاب و هیجان‌انگیز را نخست با ارائه تعریف کوتاهی از این رشته آغاز می‌کنیم.

پیشنهاد میکنیم این مقاله را مطالعه کنید: تحریک الکتریکی فرا جمجمه ای(tes)

علوم شناختی چیست؟

علوم شناختی را در یک جمله کوتاه این چنین می‌توان تعریف کرد: علوم شناختی [Cognitive Science] مطالعه‌ی علمی “ذهن” است.

در واقع می‌توان گفت علوم شناختی به صورت یک پژوهش علمی دربارهٔ ذهن و مغز تعریف می‌شود و اصطلاحی است برای «دانش ذهن‌شناسی» یا همان دانش‌های شناخت ذهن، که توسط اولریک نیسر انتخاب شده است.

در اینجا منظور از ذهن مجموعه‌ی هر چیزی است، که نمودهای هوشمندی و آگاهی هستند مانند تفکر، ادراک، حافظه، احساس، استدلال و نیز تمام روندهای ناآگاهانه شناختی است.

همچنین مقوله‌ی شناخت در این حوزه نیز به مجموع حالت‌ها و فرآیندهای روانی مانند تفکر، استدلال، درک و تولید زبان، دریافت حواس پنجگانه، آموزش، آگاهی، احساسات و… گفته می‌شود.

محققانی که در این زمینه فعالیت می‌کنند، با تمرکز بر روی نحوه نمایش، پردازش و انتقال اطلاعات توسط سیستم عصبی به مطالعه هوش و رفتار انسان می پردازند.

سوال‌هایی مانند این که ذهن چگونه کار می‌کند یا مغز چگونه هوشمندی [Intelligence] را ایجاد می‌کند، پرسش‌هایی هستند که در علوم شناختی بررسی می‌شود.

شاید شما هم فکر می‌کنید که در اینجا منظور تنها ذهن و شناخت انسان است. ولی اصلاً این طور نیست، آنچه در علوم شناختی مورد بررسی قرار می‌گیرد ذهن، شناخت و هوش در انسان و سایر اشیا یا پدیده‌های ذهمند است.

منظور از پدیده یا اشیای ذهمند، هر نوع موجودی است که می‌تواند فکر کند، محاسبه نماید، احساس کند، تصمیم بگیرد و رفتار هوشمند داشته باشد. بنابراین حیوانات، ماشین‌ها یا ربات‌ها نیز می‌توانند در این تعریف گسترده قرار بگیرند.

از هدف‌های اصلی علوم شناختی می‌توان به پژوهش در زمینه ادراک و بازشناسی، توجه، حافظه و یادگیری، زبان، استدلال و تفکر، قضاوت، برنامه‌ریزی، تصمیم گیر‌ی و… اشاره کرد.

امروزه علوم شناختی یکی از شاخه‌های علوم تجربی (science) محسوب می‌شود. علوم شناختی شاخه‌ای میان‌رشته‌ای است که از ادغام رشته‌های مختلفی مانند روان‌شناسی، فلسفه ذهن، عصب‌شناسی، زبان‌شناسی، انسان‌شناسی، علوم رایانه و هوش مصنوعی تشکیل شده است.

رشته‌های گوناگون علوم شناختی نه تنها قرار است فناوری‌های آینده را به طور شگفت‌انگیزی متحول کنند، بلکه به پاسخ دادن به سوالات معرفت شناختی و هستی شناختی که قرن‌ها ذهن بشر را به خود مشغول کرده برخاسته‌اند.

امروزه دانشمندان حوزه شناختی موفقیت‌های قابل توجهی در مورد فناوری‌های مربوط به ذهن، مغز و هوش و شناخت، مانند طراحی سیستم‌ها و ماشین‌های هوشمند، ابداع ابزار و تکنیک‌های خوانش مغز و طراحی روش‌هایی برای تاثیر گذاری بر ذهن و مغز و… به دست آورده‌اند.

از طرفی دیگر به بسیاری از سوال‌هایی که سال‌های طولانی در حوزه‌هایی مانند فلسفه، اخلاق و سایر حوزه‌های علوم انسانی مطرح بوده، مانند ماهیت اخلاق و قضاوت اخلاقی، چگونگی کسب دانش، نحوه ادراک زیبایی، ماهیت اراده آزاد و… با نگاهی جدید پرداخته است.

بنیادی‌ترین سوال در میان این مسائل، مسئله آگاهی است. که در واقع مسئله‌ی نهایی و دشوارترین مسئله علوم شناختی محسوب می‌شود.

در برآیند همه این پرسش‌ها و چالش‌ها می‌توان گفت علوم شناختی به بررسی این می‌پردازد، که ذهن چگونه از خود و جهان و جامعه شناخت و آگاهی پیدا می‌کند و عوامل تاثیرگذار بر شناخت ذهن چه عواملی هستند.

آشنایی با محصولات علوم اعصاب

همچنین این دانش در کنار نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی، فناوری اطلاعات مجموعه دانش‌های همگرا (NBIC) را تشکیل می‌دهد.

این رشته کاربرد وسیعی در رشته های فرعی مانند پزشکی، آموزش و پرورش، جامعه شناسی، سیاست، علوم اطلاعات، ارتباطات و رسانه های گروهی، مهندسی پزشکی، مهندسی فرمان و کنترل و حتی علوم دفاعی و جنگ پیدا کرده است.

به طور خلاصه می‌توان گفت دانشمندان علوم شناختی در پی این هستند تا بزرگترین راز آدمی، یعنی دنیای مغز و ذهن انسان را کشف کنند و کارکردهای آن را به عنوان عالی‌ترین و پیچیده‌ترین مکانیسم موجود در طبیعت بشناسند.

واژه علوم شناختی

واژهٔ «علوم شناختی» به جای «Cognitive Science» به کار گرفته می‌شود. این واژه از دو بخش «علوم» و «شناختی» ساخته شده است.

کلمه «علوم» به جای واژه «Science» به کار می‌رود. البته باید توجه کرد که کلمه علم را با دانش (Knowledge) اشتباه نگیرید. همچنین واژه «Science» معنی جمع دارد و به همین دلیل به جای علم از کلمه «علوم» استفاده شده است.

به جای واژه «Cognitive» نیز از کلمه «شناخت» استفاده شده و به دلیل اینکه خاصیت صفت به آن بدهند از کلمه «شناختی» استفاده می‌شود.

واژه “شناختی” (Cognitive) در “علوم شناختی” برای هر نوع عملیات یا ساختار ذهنی که بشود آن را به صورت دقیق مورد مطالعه قرار داد استفاده می‌شود.

اولین معانی ثبت شده برای واژه “شناختی” در فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد، آن را به صورت “مربوط به عمل یا فرایند دانستن” توصیف می‌کنند.

پیشنهاد میکنیم این مقاله را مطالعه فرمایید: تاریخچه تحریکی الکتریکی فرا جمجمه ای

دستگاه‌های اندازه‌گیر‌ی رفتار

برای اینکه یک محقق به طور جامع بتواند چیزهایی که رفتار هوشمندانه را تشکیل می دهند تحلیل، توصیف و بیان کند، باید خود رفتار را مورد بررسی و مطالعه قرار دهد.

این نوع تحقیق ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با روان شناسی شناختی و روان فیزیک دارد.

با اندازه‌گیر‌ی پاسخ‌های رفتاری به محرک‌های گوناگون، محقق می‌تواند درک بهتری از نحوه پردازش این رفتار‌ها پیدا کند.

دانشمندان علوم شناختی ذهن انسان را شبکه پیچیده‌ای می‌دانند که اطلاعات را دریافت، نگهداری و بازیابی می‌کند و می‌تواند آن را تغییر شکل یا انتقال دهد. از دید علوم شناختی ذهن را می‌توان همچون نوعی رایانه دانست.

اطلاعات از جهان خارج توسط گیرنده‌های حسی ما (مثل بینایی یا شنوایی) به داخل شبکه پردازشگر (ذهن) وارد می شوند، در حافظه نگهداری شده و در فرآیند تفکر پردازش می‌گردند. خروجی‌های این پردازش می‌تواند گفتار یا رفتار حرکتی ما باشد.

امروزه با رشد فناوری، امکاناتی فراهم شده تا به کمک ابزارهای گوناگون مغز را اسکن کرده و واکنش‌های نورونی آن را ثبت و مشاهده کرد و به اندازه گیر‌ی رفتاری‌ها تا حدودی دست یافت.

تصویربرداری‌های مغزی امکان تجزیه و تحلیل میزان فعالیت در داخل مغز را در هنگام انجام کارهای گوناگون به محقق می‌دهد. این کار به او کمک می‌کند تا رفتار و عملکرد مغز را به یکدیگر مرتبط کرده تا درک کند اطلاعات در مغز چگونه پردازش می‌شود.

روش‌های گوناگون تصویربرداری وضوح زمانی و مکانی مختلفی دارند. از انواع گوناگون این دستگاه‌ها می‌توان موارد زیر را نام برد:

  • مقطع نگاری رایانه‌ای تک فوتونی (SPECT) و مقطع نگاری با گسیل پوزیترون (PET)
  • نوار مغزی
  • fMRI
  • تصویر برداری نوری
  • MEG

از آنجایی که مبحث اندازه‌گیر‌ی رفتار به وسیله‌ای برای اندازه‌گیر‌ی و محاسبه آن نیاز داشت، تا مطالعه، داده‌یابی و تحلیل‌ها را معتبر و ساده‌تر کند. در اوایل قرن بیستم دستگاه “الکتروانسفالوگرافی” یا همان نوار مغزی راه حلی جدید برای این مسئله بود.

نوار مغزی، به وسیله قرار دادن الکترودها بر روی پوست سر، میدان‌های الکتریکی تولید شده به وسیله نورون‌ها را در قشر مغز(کورتکس) اندازه‌گیر‌ی می‌کند.

این روش وضوح زمانی بسیار بالایی دارد، ولی وضوح فضایی آن نسبتاً ضعیف است.

این شیوه به قدری کاربرد داشت که بر پایه آن روش‌های دیگری مانند: تحریک مغناطیسی سلول‌های مغز، به کار گیر‌ی مادون قرمز در طیف نگاری و ده‌ها روش تهاجمی و غیر تهاجمی دیگر ایجاد شد.

با این روش متخصصان توانستند کنش و واکنش‌های افراد به سالم و مریض را مورد بررسی قرار داده، تا رفتارها و اختلالات را ارزیابی کنند.

به این ترتیب نه تنها به این وسیله توانستند به شناخت بهتری از کارکرد ذهن دست پیدا کنند، بلکه به ساخت ابزارهای هوش مصنوعی و توضیح طرح‌واره برای ساخت انواع ربات‌ها نیز پرداختند.

مغز

کاربردهای  بالینی علوم شناختی

علوم شناختی به عنوان رویکردی میان رشته ای،دارای کاربرد های متعدد در حوزه های مختلف علمی است.اختلالات بالینی و خصوصا روانپزشکی حوزه هایی هستند که می توانند از نتایج پژوهش های علوم شناختی در مفهوم سازی و همنین درمان بهره گیرند.

علوم شناختی از بدو شکل گیری،شاهد رشد چشمگیری بوده است تا آنجا که هم اینک گرایش غالب را در روان شناسی عمومی تشکیل می دهد.همچنین رویکرد های شناختی در حوزه های مختلف علمی به ایجاد عناوینی همچون روانشناختی  شناختی،هوش مصنوعی،زبان شناسی،عصب شناسی،مردم شناسی و فلسفه ذهن انجامیده است.ادبیات علمی و نیز روند تشکیل دپارتمان های علوم شناختی در دانشگاه های معتبر در حال گسترش است.به منظور رسیدن به تعریف مشخصی از علوم شناختی،تلاش های مختلفی به عمل آمده است.

حال به بحث خود و ارتباط علوم شناختی با اختلالات بالینی باز گردیم.

مدل های شناختی و محاسباتی ذهن را می توان با مدل های اصلی ذهن در روانشناسی عمومی مقایسه نمود.از دیدگاه بالینی،مهم ترین مدل های مطرح عبارتند از مدل های رفتاری،روانکاوی و بیولوژِیک.

در رویکرد رفتاری،تلاش بر آن است که قوانین ارتباط میان محرک ها و پاسخ ها کشف گردد و به همین دلیل در این رویکرد،ذهن به عنوان یک جعبه سیاه فرض می شود که صرفا آنچه قابل مشاهده است قابل مطالعه می باشد.در نقطه مقابل،مدل شناختی توجه ویژه ای به ساختار های ذهنی در جعبه سیاه دارد و به مطالعه فرآیند هایی می پردازد که به تولید محصولات شناختی(افکار و احساسات)می انجامد.با این وجود،می توان پیوستگی میان مدل های رفتاری و شناختی را مشاهده نمود.در هر دو مدل،تاکید بر داده های تجربی و اندازه گیری است و شواهد تجربی آزمایشگاهی مبنای قضاوت علمی می باشد.

مدل روانکاوی ذهن،بر پایه انرژی قرار دارد.در این مدل،فروید توضیح می دهد که نیرو های ناخودآگاه چگونه ابراز می شوند،تغییر شکل می یابند یا سرکوب می گردند که در نتیجه رفتار های روزانه و آسیب شناسی روانی حاصل می شود.بنابراین حوادث دوران رش بر پویایی دنیای شخص به نحوی معین اثر می گذارند.در جریان روانکاوی نسبت به این پویایی بینشحاصل می شود و بیمار فرصت می یابد که آنها را در دنیای درونی خویش یکپارچه سازد.در اینجا نیز پیوستگی میان روانکاوی و علوم شناختی قابل مشاهده است.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

درمان اختلال خواب با نوروفیدبک

درمان اختلال خواب

درمان اختلال خواب با نوروفیدبک یکی از روش‌های نوین، موثر و ارزشمند برای این اختلال ناراحت کننده و شایع است، که بعد از چند جلسه اول نوروفیدبک می‌توانید نتایج دلخواه آن را ببینید. اگر با روش درمانی نوروفیدبک آشنا نیستید، می‌توانید در ابتدا سری مقالات زیر را مطالعه کنید.

بی خوابی یا بدخوابی یکی از دردسرهایی است که شاید همه ما در زندگی حداقل یک بار آن را تجربه کرده‌ایم. اینکه ساعت‌ها در رختخواب باشیم و نتوانیم بخوابیم و یا با وجود خواب شب در طول روز کسل و خواب آلود باشیم، چیزی است که همگی ما کم و بیش حداقل در مقطعی از زندگی آن تجربه کرده‌ایم و یا هم اکنون درگیر آن هستیم.

بی خوابی یکی از شایع‌ترین اختلالات خواب است. تا جایی که تقریباً ۱۰ درصد از جمعیت کل جهان گزارش تجربه بی خوابی مزمن یا مداوم را دارند.

در این اختلال، فرد بر اثر آن در شروع خواب و یا حفظ و تداوم آن ناتوان است. در واقع اختلال بی خوابی به سختی در شروع خواب، حفظ و تداوم آن و یا ناتوانی در داشتن یک خواب آرامش بخش اشاره دارد.

شاید بسیاری از افراد فکر می‌کنند بهم ریختگی سیستم خواب، چندان چیز مهمی نیست و اهمیتی زیادی ندارد. اما جالب است بدانید خواب یکی از نیازهای اصلی و ضروری انسان است.

خواب، دارویی است که باعث تسکین می‌شود و فواید روحی و جسمی زیادی دارد. ازجمله تقویت حافظه، کاهش استرس، افزایش تمرکز، کمک به ثابت نگه داشتن وزن و…

همچنین کمبود خواب نیز می‌تواند عوارض زیادی برای بدن داشته باشد. مانند آلزایمر، استرس، عدم تمرکز، کاهش یا افزایش غیر عادی وزن و … که همه این‌ها می‌تواند نشانه‌هایی برای اختلال خواب نیز باشد.

هم چنین بیماران مبتلا به بی خوابی با مشکلات و نقص در عملکرد روزانه نیز مواجهه هستند، که از جمله می‌توان به خستگی، کاهش تمرکز، توجه و حافظه، کاهش بهره‌وری آکادمیک، نقص در عملکرد شغلی، اختلال در خلق و تحریک پذیری، غیبت‌های شغلی بیشتر، کاهش انگیزه و انرژی اشاره داشت.

همگی دیده‌ایم بعضی از مردم همین که سرشان را روی بالش می‌گذارند، خواب‌شان می‌برد. اما بعضی دیگر ممکن است چندین ساعت به خواب رفتن آنها طول بکشد و یا چندین بار در طول از خواب بیدار شوند.

نداشتن خواب کافی یا باکیفیت، می‌تواند عوارض جبران‌ناپذیری روی شخص داشته باشد. اگر مشکلات بهم ریختگی خواب شما دائمی یا مزمن شود، انوقت دیگر اوضاع واقعاً از کنترل‌تان خارج خواهد شد.

در نتیجه باید یک فکر اساسی برای این قضیه کنید و به دنبال راهکارهایی برای درمان و رفع این مشکل دردسر ساز باشید. در این مطلب ابتدا به بررسی اختلال خواب و انواع آن می‌پردازیم و سپس با درمان اختلال خواب با نوروفیدبک و تاثیر آن بر بهبود کیفیت خواب بیماران مبتلا به این اختلال آشنا می‌شویم.

آشنایی با محصولات علوم اعصاب

اختلال خواب چیست؟

در واقع زمانی که فرد خواب طبیعی نداشته باشد، می‌گوییم دچار اختلال خواب (Sleep disorder) شده است. اختلال خواب انواع مختلفی مانند زیاد یا کم خوابیدن، پریدن از خواب، نرفتن به مرحله خواب عمیق و سخت به خواب رفتن دارد.

این اختلالات می‌تواند به دلیل بیماری‌های روانپزشکی مانند اضطراب، بیماری‌های سیستم تنفسی (خرناس)، یا به عنوان نوعی بیماری سالمندان باشد.

به طور کلی، هر فرد باید ۷ الی ۸ ساعت مفید در طول شبانه‌روز بخوابد و به مغز خود استراحت بدهد. وقتی ساعت و میزان خواب شبانه شما به هم می‌ریزد، از آن طرف پای اختلال خواب و عوارض آن به زندگی شما باز می‌شود.

خواب از نظر روانشناسی به دو مرحله اصلی تقسیم می‌شود:

مرحله حرکات سریع چشم یا خواب «REM» و مرحله بدون حرکات سریع چشم یا خواب «غیر REM».

مرحله REM خواب یا خواب همراه با رؤیا، مرحله‌ای از خواب است که در آن مغز فعال است و مرحله غیر REM نیز مرحله‌ی آرام یا پر آسایش خواب است.

خواب غیر REM شامل چهار مرحله از خواب است که مرحله به مرحله عمیق‌تر می‌شود. مرحله اول خواب سبک است. در حالی که مرحله ۴ عمیق‌ترین قسمت خواب است.

این مراحل و چرخه‌ها در خواب طبیعی، به طور مرتب تکرار می‌شود. حالا اگر این چرخه خواب در سیستم خواب شما دچار مشکل شود، در واقع دچار اختلال خواب شده‌اید.

اگر خواب مناسبی نداشته باشید یعنی خواب شبانه شما جوری باشد که مرتب از خواب بیدار شوید، ممکن است وقت بیداری احساس خستگی، ضعف و مشکلات تمرکز و توجه کنید.

درمان اختلال خواب با نوروفیدبک می‌تواند، به عنوان یکی از روش‌های موثر و پایدار به شما در درمان اختلال خواب کمک کند.

انواع اختلال خواب

درمان اختلال خواب با نوروفیدبک می‌تواند برای انواع مختلف این اختلال مفید باشد. اختلال خواب هر چند به ظاهر یک مشکل ساده و معمولی است، اما در واقع این طور نیست و مشکلی است که انواع مختلف با دلایل مختلفی دارد. در ادامه با ۴ مورد شایع این اختلال آشنا می‌شویم.

بی خوابی

بی‌خوابی در واقع دردسری است که خیلی از ماها کشیده‌ایم و شامل ناتوانی در به‌خواب رفتن یا در خواب ماندن است. بی‌خوابی دلایل بسیاری دارد، مثلاً می‌تواند به‌خاطر استرس و اضطراب، هورمون‌ها، عادت به خواب ناکافی، مشکلات گوارشی، اختلالات ریتم شبانه روزی، مصرف برخی داروها و… ایجاد شود. همچنین ممکن است نشانه‌ای از یک بیماری دیگر باشد.

بی‌خوابی بر فعالیت‌های روزانه فرد تاثیر منفی می‌گذارد و در عملکرد او در مدرسه یا محل کار اختلال ایجاد می‌کند. علاوه بر آن برای سلامت کلی و کیفیت زندگی بسیار مضر است و می‌تواند باعث بروز مشکلاتی مانند افسردگی، اشکال در تمرکز، تحریک‌پذیری، افزایش وزن و… شود.

اختلال ریتم شبانه روزی

درون مغز همه ما یک ساعت یک کوچک وجود دارد، که چرخه خواب شبانه روزی ما را تنظیم می‌کند. این ساعت کوچک درون مغز ما، در بخش کوچکی از مغز به نام هسته suprachiasmatic از هیپوتالاموس قرار دارد.

این ساعت داخلی بدن ما از میزان نور محیط تأثیر می‌گیرد و ریتم شبانه روزی ما را تنظیم می‌کند. هنگامی که در محیط نور کمتری وجود دارد، مغز با آزادسازی ملاتونین باعث خواب آلودگی فرد می‌شود و زمانی که صبح نور خورشید می‌تابد، مغز به بدن می‌گوید که وقت بیدار شدن است.

ناهنجاری‌های مربوط به این ساعت، اختلالات ریتم شبانه روزی را به وجود می‌آورند. اختلالات ریتم شبانه روزی در واقع مشکلات مختلف خواب را مانند، به هم خوردن نظم خواب به خاطر مسافرت‌های طولانی هوایی، به دلیل تغییر کار، سندرم تاخیر فاز خواب (از خواب بیدار شدن خیلی دیر) و سندرم پیشرفته فاز خواب (از خواب بیدارشان خیلی زود) به وجود می‌آورد.

پیشنهاد میکنیم این مقاله را مطالعه کنید: روش های درمان بهبود عمکرد مغز با نوروفیدبک ILF

آپنه خواب

در صورتی که در طول خواب برای فرد وقفه‌های تنفسی رخ دهد، او دچار آپنه خواب شده است. آپنه خواب زمانی اتفاق می‌افتد که راه هوایی فوقانی به طور کامل و یا جزئی مسدود شده باشد.

این وقفه‌های تنفسی برای مدت کوتاه به طور منظم رخ می‌دهد و فرد را از خواب بیدار می‌کند. این یک وضعیت پزشکی جدی است که باعث می‌شود، بدن اکسیژن کمتری دریافت کند.

آپنه خواب باعث می‌شود فرد در طول روز احساس خواب آلودگی شدید کند و همچنین ممکن است این اختلال با فشار خون بالا و خطر ابتلا به سکته مغزی و حمله قلبی در ارتباط باشد.

خر و پف

بسیاری از مردم هستند که در خواب خروپف می‌کنند. خر و پف کردن یا اصطلاحاً خرناس کشیدن اغلب اوقات سر و صدا تولید می‌کند.

خر خر کردن می‌تواند به خاطر سر و صدای آن باعث ناراحتی شود و یا حتی فرد از سر و صدای خودش در طول شب بیدار شود. همچنین ممکن است نشانه یک مشکل خواب جدی تر مانند آپنه خواب باشد.

درمان اختلال خواب با نوروفیدبک

معمولاً بعد از شروع درمان با نوروفیدبک اولین تغییراتی که فرد مشاهده می‌کند، تغییر و تنظیم خوابش است. بنابراین می‌توان گفت درمان اختلال خواب با نوروفیدبک می‌تواند بسیار موثر و کارآمد باشد و از نوروفیدبک در درمان انواع اختلالات خواب نیز می‌توان استفاده کرد.

انسان برای دست‌یابی به سلامت کلی باید علاوه بر سلامت جسمی دارای سلامت روان نیز باشد، به طوری که سازمان جهانی بهداشت، بهداشت روانی را به عنوان یکی از اصول مراقبت‌های اولیه بهداشتی در دستور کار کشورهای عضو قرار داده است.

یکی از عواملی که نقش مهمی در سلامتی انسان دارد، خواب است. دارو درمانی یکی از شایع‌ترین روش‌ها برای درمان بیماران مبتلا به اختلالات خواب است. بنزودیازپین‌ها، داروهای مسکن غیر بنزودیازپینی و آگونیست‌های ملاتونین اولین درمان‌های دارویی بی خوابی می‌باشند.

درمان‌های دیگری نیز در مراحل بعدی مانند داروهای ضد افسردگی، دیفن هیدرامین‌ها، داروهای ضد روان پریشی و باربیتورات‌ها وجود دارند.

اگر چه این داروها موثر هستند، اما اغلب عوارض جانبی زیادی مانند باقی ماندن تاثیر مسکن در طول روز در بدن، خواب آلودگی، گیجی، سردرهای خفیف، نقص‌های شناختی و وابستگی ایجاد می‌کند.

از آن جایی که اختلال بی خوابی بیشترین همبودی را با سایر اختلالات روانی دارد، تنها رفتار درمانی شناختی است که تاثیرات مفید و ماندگاری را بر این اختلال دارد.

اما در عین حال کسب مهارت‌های لازم برای مقابله با این اختلال نیازمند تلاش مستمر است، که برخی بیماران مبتلا، ممکن است انگیزه لازم لازم را در فرآیند درمان نداشته باشند.

در نتیجه امروزه دانشمندان به شیوه‌های نوینی مانند درمان اختلال خواب با نوروفیدبک روی آورده‌اند. از آن جایی که در اختلال بی خوابی چندین عامل دخیل است، درمان‌های متنوع و یا ترکیبی از آن‌ها بهترین فایده را برای افراد مبتلا دارد.

اطلاعاتی که در حال حاضر از مغز وجود دارد، باعث شده درمانگران ترغیب شوند به سوی معالجات مغزی روی آورند که در آن هر بیمار به شیوه مخصوص و بسته به چگونگی نقشه نقشه‌های مغزی خودش آموزش ببیند.

در حال حاضر محققان، نوروفیدبک را پنجره‌ای جدید برای سنجش و تغییر حالت‌های مغزی می‌دانند. نوروفیدبک نوعی بیوفیدبک است که حاکی از ارتباط متقابل و مهم ذهن و بدن است.

نوروفیدبک نوعی آموزشی برای بیماران است که باعث ایجاد تغییرات، تقویت، تعدیل و افزایش کارایی سلول‌های مغزی می‌شود.

تحقیقات نشان داده‌اند که اختلال‌های روان پزشکی و عصب شناختی می‌توانند، به وسیله الگوهای EEG از هم تشخیص داده شوند و نوروفیدبک می‌تواند برای تغییر این الگو‌ها کمک کننده باشد.

در واقع نوروفیدبک روشی برای نرمال کردن فعالیت‌های مغز است که از عملکرد طبیعی خود منحرف شده‌اند و این کار بر اساس مکانیزم شرطی سازی عامل بنا شده است.

روش نورفیدبک یکی از رایج‌ترین روش‌های درمان بیمارم مبتلا به اختلال خواب است و امروزه طرفداران بسیاری در میان روانشناسان و بیماران مبتلا به این اختلال دارد.

نوروفیدبک قادر است فرد مبتلا به اختلالات خواب را بدون هیچ گونه عوارض جانبی و به صورت قطعی و دائمی درمان کند.

پیشنهاد میکنیم این مقاله را مطالعه کنید: اثر بخشی نوروفیدبک در بیماری ام اس

اثرات درمان اختلال خواب با نوروفیدبک

در جوامع صنعتی امروزه اختلالات خواب شیوع و بروز بسیار زیادی دارد. اختلالات خواب در واقع به دلیل عدم تعادل‌های روانی و عصبی بوده و مغز اجازه به خواب رفتن فرد را نمی‌دهد و در واقع تصمیمی خلاف تصمیم درست می‌گیرد.

نوروفیدبک یک سیستم درمانی پیچیده‌، روشی نو و غیر تهاجمی است که رشد و تغییر در سلول‌های مغزی را ارتقاء می‌دهد. این شیوه تمریناتی بر روی امواج مغزی است، که به مغز آموزش می‌دهد که مسیر کاری درست کدام است.

مغز به صورت خودکار شروع به خود تنظیمی کرده و به آموزش‌ها عمل می‌کند و این دقیقاً همان چیزی ست که بدن فرد مبتلا به اختلالات خواب به آن نیاز دارد.

در حالت طبیعی به این علت که افراد از امواج مغزی خود آگاهی ندارند، نمی‌توانند بر روی فعالیت‌های آن اثر بگذارند. نوروفیدبک به افراد این امکان را می‌دهد که اطلاعاتی را از فعالیت الکتریکی مغز خود داشته باشند.

آن گاه این خود آگاهی به آن‌ها اجازه می‌دهد که الگوی امواج مغزی خود را از طریق شرطی سازی عامل بهبود دهند. در این روش ابتدا بیمار را از فعالیت غیر طبیعی امواج مغزی‌اش آگاه کرده سپس هر وقت توانست فعالیت مدنظر را مطابق با ناهنجاری‌اش مهار یا تقویت کند، به وی پاداش داده می‌شود.

نوروتراپیست با تغییرات سیگنال‌های مغزی که روی تتا و آلفا انجام می‌دهد، باعث می‌شود که فرد به خواب عمیق و خوبی فرو رود و دچار بی خوابی یا اختلالات دیگر خواب نشود.

نتایج پژوهش‌ها نشان دهنده اثر بخشی درمان اختلال خواب با نوروفیدبک است و تحقیقات بالینی نشان داده نوروفیدبک به بهبود انواع اختلالات خواب مانند بی‌خوابی، آپنه، سخت به خواب رفتن، مرتب از خواب پریدن و … که علائمی مرتبط با اضطراب و افسردگی دارند، کمک می‌کند.

البته تشخیص موثر بودن روش نوروفیدبک برای مشکل بیمار توسط پزشک متخصص اعصاب صورت می‌گیرد. برخی مشکلات خواب در کودکان شامل شب ادراری، راه رفتن در خواب، حرف زدن در خواب، وحشت در خواب و اضطراب نیز مربوط به مشکل خواب رفتن می‌باشند.

نوروفیدبک با کمک خود تنظیمی مغز در بهبود مشکلات مربوط به خواب موفق بوده است و غالبا توسط مراجعین بهبود کیفیت خواب گزارش می‌شود.

آمارها نیز نشان می‌دهد نوروفیدبک در درمان اختلال بی‌خوابی و بهبود کیفیت خواب بیماران مبتلا به این اختلال تاثیر بسیاری دارد. نتایج حاصل از یک آزمایش نشان داده که ۹۱/۸ درصد تفاوت در نمرات مولفه‌های کیفیت خواب در دو گروه آزمایشی و درمان با نوروفیدبک وجود داشت.

در نتیجه می‌توان نوروفیدبک را به عنوان روشی جایگزین برای سایر درمان‌های بی خوابی در نظر گرفت. همچنین درمان اختلال خواب با نوروفیدبک عوارض جانبی دارو درمانی را ندارد و اثرات درمانی پایدارتری نیز دارد. فعالیت‌های کل مغز را کنترل می‌کند و بهبودی پایدار بیماری را شامل می‌شود.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

درمان دوقطبی با نوروفیدبک

درمان دوقطبی

درمان دوقطبی با نوروفیدبک روشی نوین و امیدبخش است، که نوید درمان با کمک خود تنظیمی مغزی را در این بیماران می دهد. استفاده از روش درمانی نوروفیدبک یک درمان جدید و مناسب برای اختلال دوقطبی در بیماران است. اگر با روش درمانی و آموزشی نوروفیدبک آشنا نیستید، می‌توانید در ابتدا سری مقالات زیر را مطالعه کنید.

 

اختلال دوقطبی یکی از شایع ترین و ناتوان کننده‌ترین شرایطی است که فرد را تحت تاثیر قرار می دهد و ششمین عامل ناتوانی در جهان به حساب می‌آید.

احتمالا همه ما در طول زندگی دوره‌هایی از ناامیدی و یا سرخوشی را در زندگی خود، یا اطرافیان تجربه کرده‌ایم.

مثالا شاید در روزهای آفتابی شاداب تر از روزهای ابری و بارانی باشیم. تغییرات خلق و خوی با توجه به شرایط زندگی و روحیات هر فرد، امری طبیعی در زندگی او است.

اما اگر این تغییرات به قدری شدید باشد که از حالت عادی خارج شود، آنوقت است که دیگر به نوعی اختلال و بیماری تبدیل شده است.

اختلال دوقطبی معمولا بیماری مادام‏‌العمر است. همراه با بخش‏‌هایی که برای هر فرد به شدت متغیر و منحصر به فرد است، به ویژه اگر تحت درمان قرار نگرفته باشند.

برای آشنایی با شیوه درمان دوقطبی با نوروفیدبک در ابتدا ببینیم، اختلال دوقطبی چیست و بروز چه علائمی نشان می‌دهد که شما به اختلال دو قطبی دچار هستید.

اختلال دوقطبی چیست؟

اختلال دوقطبی یا دوقطبی شیدایی-افسردگی، یک اختلال یا بیماری روانی است که باعث تغییرات شدید و ناگهانی در خلق و خوی فرد می شود.

همین طور که از نام آن پیداست، اختلال دوقطبی موجب بروز دوره‌های رفتاری متفاوت در فرد می شود. این بیماری دارای دو دوره شیدایی و دوره افسردگی است.

دوره شیدایی زمانی است که فرد خلق وخوی بسیار فعال و حالت شادی و شعف دارد و دوره افسردگی زمانی است که فرد به شدت آرام، افسرده و در خود فرورفته به نظر می‌رسد.

در این بیماری شخص مدام میان شیدایی و افسردگی در نوسان است و در فاصله میان این دوره‌ها فرد دوره‌های سالم دارد.

اختلال دوقطبی باعث نوسانات خلقی شدید از حالت‌‏های خلق خیلی بالا و یا تحریک ‏پذیر به حالت‌‏های غمگینی و ناامیدی و برگشت مجدد می‏‌شود و در واقع خلق و خوی فرد از هیچگونه تعادلی برخوردار نیست.

تغییر حالت خلق و خوی افراد از حالت شیدایی به جنون یا بر عکس، به صورت آنی و لحظه ای صورت می گیرد و اغلب بین این دوره‏‌ها دوره‌‏هایی از خلق عادی وجود دارد.

در این بیماری آمیزه‌های گوناگونی از این حالت‌ها وجود دارند، که بیماری دوقطبی را به انواع مختلفی تقسیم می‌کند. اما مهم‌ترین انواع آن اختلال دوقطبی نوع یک و اختلال دو قطبی نوع دو است.

فرق این دو اختلال مربوط به میزان وجود دوره شیدایی است. در نوع یک حالت شیدایی اتفاق می‌افتد، ولی در نوع دو فرم خفیف‌تری از آن که نیمه‌شیدایی است، بروز می‌کند.

دوره‌های شیدایی از چند روز تا چند ماه به طول می‌انجامند و معمولاً شدت آن‌ها باعث می‌شود که بیمار نیازمند درمان جدی به صورت بستری یا همراه با مراقبت زیاد باشد.

شروع بیماری دوقطبی معمولاً با دوره‌ی افسردگی می‌باشد و پس از یک یا چند دوره از افسردگی، دوره شیدایی بروز می‌کند. در تعداد کمتری از بیماران شروع بیماری با دوره شیدایی یا نیمه‌شیدایی است.

ممکن است افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، در مدیریت رفتارهای روزانه، مدرسه، محل کار و هم چنین حفظ روابط عاطفی خود دچار مشکل شوند.

اختلال دو قطبی می‌تواند بر اثر حوادث بیرونی ماانند استرس و فشارهای روحی عمومی باشد. متوسط سن شروع این بیماری حدود ۲۵ سال و شیوع آن بین زنان و مردان تقریبا یکسان است.

متاسفانه باید گفت که این بیماری تا آخر عمر باقی می‌ماند. شیوع این بیماری در سراسر جهان به یک اندازه است و چیزی بین یک تا دو درصد از مردم دنیا به آن مبتلا هستند.

دوره‌های بیماری دو قطبی:

از آنجایی که اختلال دو قطبی یک بیماری پیچده است، درمان دوقطبی با نوروفیدبک تنها بر وجهی از بیماری می تواند تاثیر گذار باشد و آن را درمان کند.

همانطور که دید این بیماری از چند دوره متوالی تشکیل شده که به طور ناگهانی رخ می‌دهند و ارتباطی بین خُلق بیمار و آنچه واقعاً در زندگی بیمار رخ می‌دهد وجود ندارد. این مراحل عبارتند از:

آشنایی با محصولات علوم اعصاب

دوره شیدایی:

دوره شیدایی یا مانیا در واقع مشخصه تشخیص اختلال دوقطبی است. این بیماری با توجه به شدت این دوره طبقه‌بندی می‌شود.

در دوره شیدایی فرد بسیار فعال است. شیدایی می‌تواند به آسانی منجر به از دست دادن قدرت تشخیص و درک واقعیت شود و فرد دچار روانپریشی گردد.

بر روی روابطش با دیگران، کار و اقتصاد او تاثیر می‌گذارد. فرد به گونه‌های اغراق آمیز شاد و اجتماعی است و دست به کارهایی می‌زند که کم و بیش برایش عواقب جدی دارد.

دوره شیدایی می‌تواند شدت مختلفی از شیدایی خفیف (نیمه‌شیدایی) تا شیدایی کامل، با علائم جنون‌آمیز نظیر توهم یا کاتاتونیا داشته باشد.

در این دوره تمرکز کاهش پیدا می‌کند، نیاز به خواب کم می‌شود و بیمار توهم خودبزرگ‌بینی پیدا می‌کند. قضاوت بیمار ممکن است مختل شود و دست به رفتارهای غیرطبیعی بزند.

دوره نیمه-شیدایی

دوره نیمه‌شیدایی همان دوره شیدایی با شدت کمتر است و در آن علائم جنون و خودبزرگ‌بینی وجود ندارد. در حالت نیمه شیدایی بیمار قدرت درک واقعیت را از دست نمی‌دهد.

بسیاری از بیماران در دوره نیمه‌شیدایی فعال‌تر از حالت عادی هستند، چرا که بیماران در دوره شیدایی به دلیل کاهش تمرکز در فعالیت‌های خود دچار مشکل می‌شوند. خلاقیت در بعضی بیماران نیمه‌ شیدا افزایش پیدا می‌کند.

دوره افسردگی (خلق پایین)

قبل یا بعد از دوره‌های شیدایی و نیمه شیدایی بیمار دچار اختلال افسردگی اساسی می‌شود. درصد کمی از بیماران ممکن است در طول بیماری خود اصلاً افسردگی را تجربه نکنند.

اختلال افسردگی اساسی می‌تواند چنان عمیق باشد که بیمار به فکر خودکشی و نقشه کشیدن برای کشتن خود بیفتد. گاهی افسردگی چنان عمیق است که بیمار واقعا دست به خودکشی نیز می‌زند.

دوره خلق ترکیبی

خلق ترکیبی (یا Mixed State) وضعیتی است که در آن هر دو علائم شیدایی و افسردگی به‌طور هم‌زمان بروز می‌کنند. به عنوان مثال حالت گریه در وضعیت شیدایی یا تفکرات سریع در وضعیت افسردگی ایجاد می‌شود.

حالت‌های ترکیبی معمولاً خطرناک‌ترین دوره در این بیماری‌ هستند، زیرا احتمال رفتارهایی مانند سوء مصرف مواد، بیماری پانیک و اقدام به خودکشی تا حد زیادی افزایش پیدا می‌کند.

علائم بیماری دو قطبی:

از آنجایی که این اختلال به دو دوره کاملا متفاوت تقسیم می‌شود،‌ علائم هر دوره با دیگری فرق دارد. برخی از علائم و نشانه‌های این بیماری شامل موارد زیر است:

علائم دوره شیدایی:

  • سرخوشی
  • بی‌قراری
  • افزایش انرژی
  • حواس‌پرتی و نداشتن تمرکز
  • اعتماد به نفس کاذب
  • قدرت قضاوت ضعیف
  • گفتار سریع
  • رفتار پرخاشگرانه
  • تحریک پذیری
  • افزایش فعالیت بدنی
  • رفتار‌های پرخطر
  • هزینه‌های مالی غیر معقول
  • افزایش تمایل جهت انجام یا رسیدن به اهداف
  • افزایش میل جنسی
  • نیاز به خواب اندک
  • پریشانی زود هنگام
  • استفاده بی دقت و خطرناک از مواد مخدر و یا الکل
  • غیبت مکرر در مدرسه یا محل کار
  • توهمات و یا فرار از واقعیت
  • عملکرد ضعیف در محل کار یا مدرسه
  • علائم دوره افسردگی:
  • غمگینی
  • نا امیدی
  • افکار یا رفتار خودکشی
  • اضطراب
  • احساس گناه
  • مشکلات در خوابیدن
  • کم اشتهایی و یا افزایش اشتها
  • خستگی
  • علاقه اندک به انجام فعالیت‌های لذت بخش
  • مشکلات در تمرکز
  • کج خلقی
  • درد مزمن بدون علت
  • غیبت مکرر در مدرسه یا محل کار
  • عملکرد ضعیف در محل کار یا مدرسه

درمان دوقطبی با نوروفیدبک

استفاده از درمان دوقطبی با نوروفیدبک روش درمانی جدید و مناسبی برای اختلال دوقطبی در بیماران است. اختلال دوقطبی در افراد موجب شخصیتی کاملا دو گانه در طول زندگی شان می‌شود و فرد برای ادامه زندگی حتما به درمان نیاز پیدا می کند.

استفاده از روش نوروفیدبک با دستورات جدید تنظیمی مخصوص بیماران دوقطبی، نوید درمان با کمک خود تنظیمی مغزی را به آن‌ها می دهد.

اگرچه اختلال دوقطبی یک بیماری مادام العمر است، اما به این معنی نیست که فرد به طور کامل و تا آخر عمر ناتوان می‌شود. راه‌های درمانی زیادی مانند دارو درمانی، جلسات پزشکی، مشاوره روانشناسی و… است، که می تواند آنها را به زندگی طبیعی برگرداند و در مدیریت خلق و خوی به آنها کمک کند.

هر چند درمان رایج برای این اختلالات استفاده از داروهای آنتی سایکوتیک است، مصرف طولانی مدت این داروها دارای عوارض جانبی متعددی است که سبب اختلال در عملکردهای شناختی شده و تأثیر کافی بر علائم منفی بیماری ندارند.

همچنین در بسیاری مواقع داروهای ضدافسردگی برای درمان اختلال دوقطبی به‌کار می‌رود، که مطالعات جدید کارایی این دیدگاه را در درمان اختلال دوقطبی مورد چالش قرار داده و این نگرانی وجود دارد که این داروها باعث تحریک یک دوره شیدایی در شخص ‌شود.

لذا گسترش روش‌های نوین درمانی ضروری به نظر می‌رسد، یکی از این درمان‌ها آموزش نوروفیدبک است. در سیستم های، مبتنی بر نوروفیدبک افراد قادرند، بنابر اصل شرطی سازی کنشگر ریتم خاصی از سیگنال های امواج مغزی خود را به طور معنی داری تقویت و یا مهار کنند.

نوروفیدبک در واقع نوعی بیوفیدبک است که در آن از امواج مغزی به عنوان بازخورد استفاده می شود و در آن اطلاعات دریافتی توسط دو مانیتور جداگانه در اختیار درمانگر و مراجع قرار می گیرد.

پایه درمان دوقطبی با نوروفیدبک از این قرار است که مغز با مشاهده ناهنجاری امواج، می آموزد که چگونه خود را اصلاح کند.

شناسایی قطعی و درمان دوقطبی با نوروفیدبک

یکی از چالش های اساسی این حوزه شناسایی این بیماری است، که می تواند پیش بینی کننده تشخیص مناسب و استفاده از رویکردهای درمانی مناسب باشد. نشانه های متعددی به صورت مشخصی می‌توانند بیانگر علائم اختلال دوقطبی باشد.

اما متاسفانه تشخیص ۳ بیماری اسکیزوفرنی، اختلال دو قطبی و اختلال روان گسیختگی ناشی از مت‌آمفتامین (MPD) به شیوه‌های سنتی بسیار سخت است.

در شیوه‌های سنتی، تشخیص این ۳ بیماری از هم نیازمند مشاهده بسیار جزئی نگرانه و زمان بر درمانگران است. شیوه‌ای که بدون اختصاص زمانی طولانی برای آن، ارائه تشخیص نهایی را با چالش مواجه می‌کند.

اما امروزه پژوهشگران توانسته‌اند، با بررسی داده‌های حاصل از ثبت امواج یا فرکانس‌های مغزی، شیوه تکمیلی دقیقی را برای تشخیص این سه نوع اختلال از هم گرد آورند.

دستگاه‌های ثبت امواج مغزی که آن را در قالب نوار مغزی و نقشه مغزی (qEEG) در می‌آورند، به سادگی نمودهای مختلف اختلال‌های سایکوتیک یا روان پریشانه را تشخیص می‌دهند.

بر اساس یافته‌های پژوهشگران، دستگاه qEEG افزایش فعالیت موج دلتا و کاهش فعالیت موج آلفا را در اختلال‌های اسکیزوفرنی و دو قطبی، با دقت بالایی نشان می‌دهند.

هر یک از این امواج، ویژگی‌های منحصر به فردی دارند که متخصصان با استناد به آن، ناهنجاری‌های آنی مغز را سریع و دقیق ردیابی کرده و تشخیص می‌دهند.

به عنوان مثال در نقشه مغزی یا همان QEEG افراد دارای اختلال دوقطبی در حالت شیدایی، کاهش موج آلفا و افزایش موج بتا دیده می‌شود.

ترجیح بیماران درمان دوقطبی با نوروفیدبک

در فرآیند درمان مداخلات غیر دارویی مناسب، توسط بیماران جوانتر و خانواده‌هایشان نسبت به مداخلات دارویی قابل پذیرش‌تر است. انتخاب مداخله درمانی مناسب برای هر فرد نیاز به یک ارزیابی دقیق دارد.

از آنجا که هسته اصلی علائم اختلال دوقطبی، علائم هیجانی می باشند، لذا انتخاب رویکردی درمانی که متمرکز بر تنظیم هیجانات ناکارامد باشد، مفید به نظر می رسد.

از طرف دیگر، به علت اینکه اختلال دوقطبی در میان اختلالات روانی، توارث پذیرترین اختلال می‌باشد و وراثت مهمترین عامل خطر اسنادی برای اختلال دوقطبی در نظر گرفته می‌شود. بنابراین انتخاب رویکردی درمانی که مستقیما مولفه های فیزیولوژیک دخیل در اختلال دوقطبی را مورد هدف قرار دهد، برجسته می‌شود.

با توجه به افزایش شمار بیمارانی که به نظر می‌رسد تمایل پایینی به استفاده از درمان های دارویی دارند، نیاز به درمان جایگزینی که بتواند به صورت مستقیمی با عوامل زیربنایی زیستی اختلالات روانی روبرو شود، نیز وجود دارد.

در این رابطه درمان نوروفیدبک به عنوان درمانی با چنین مشخصه‌هایی می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. در روش درمانی نوروفیدبک بر امواج مغزی حاصل از عملکرد مغز، به طور مستقیم متمرکز می‌شوند و تغییرات صورت گرفته در سطح رفتار را، پیامد تغییر در امواج مغزی در نظر می‌گیرند.

مطالعه اثربخشی درمان دوقطبی با نوروفیدبک بر مقیاس‌های همدلی و ابعاد باورهای هذیانی، تاثیرگذاری و اثرات مثبت نوروفیدبک در درمان اختلالات دوقطبی را نشان می‌دهد.

به نظر می رسد که نوروفیدبک می تواند به عنوان درمان کمکی در کنار سایر روش‌های درمانی برای بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی مفید واقع شود.

همچنین برخلاف درمان‌های دارویی که داری عوارض و اثرات جانبی متفاوتی بر روی اشخاص هستند، نوروفیدبک می‌تواند با تنظیم دقیق برای هر فرد کمک بسیار خوبی در کاهش علایم بیماری و همچنین بهبود مولفه‌های عاطفی در بیماران مبتلا شود.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

آلزایمر و نوروفیدبک

درمان آلزایمر

آیا می دانستید؟

آلزایمر، شایع‌ترین نوع “زوال عقل”،  یکی از مشکلات شایع دوران سالمندی است و احتمال ابتلا به آن از سنین ۶۵-۶۰ افزایش می یابد؟

آلزایمر چیست؟

بیماری آلزایمر (Alzheimer’s disease) یا فراموشی، نوعی اختلال عصبی است و به دلیل مرگ سلول‌های مغزی رخ می دهد. این بیماری باعث کاهش تدریجی بافت مغزی، اختلال حافظه و توانایی شناختی در فرد می شود. در بیماری آلزایمر به دلیل از بین رفتن برخی از سلول‌های عصبی، مسیرهای حافظه در مغز دچار اختلال شده و در نتیجه باعث بروز علائمی از جمله از دست دادن حافظه، قدرت قضاوت و استدلال و تغییرات مهم رفتاری در شخص می‌شود.

بیماری ام اس(MS) چیست؟

آلزایمر چه علائمی دارد؟

معمولاً اختلال حافظه به مرور زمان ایجاد شده و پیشرفت می‌کند.

  1. در ابتدا اختلال به وجود آمده در حافظه به وقایع و آموخته‌های اخیر و حافظه کوتاه مدت محدود می‌شود.
  2. به مرور زمان تدریج پیشرفت کرده و خاطرات قدیمی نیز آسیب می‌بینند.
  3. فرد دارای آلزایمر وسایلش را گم می‌کند.
  4. یک سوال را چند بار می‌پرسد
  5. در خرید و پرداخت پول دچار مشکل می‌شود
  6. نمی تواند دوستان و آشنایان را بشناسد
  7. کم‌ کم مسیرش را گم می‌کند
  8. کنترل ادار و مدفوعش را از دست می‌دهد و…

پنج درصد از جمعیت ۶۵ ساله و بالاتر به بیماری آلزایمر متوسط تا شدید مبتلا هستند و  ۱۰ تا ۱۵ درصد سالمندان در همین گروه سنی از بیماری آلزایمر خفیف رنج می‌برند. همچنین این بیماری در زنان شایع تر از مردان است.

آلزایمر چه عوارضی دارد؟

بروز اختلال در حافظه و روند تفکر باعث آسیب عملکردهای اجتماعی و شخصی بیمار نیز شده و در نتیجه ممکن است سبب افسردگی، اضطراب، عصبانیت و پرخاشگری بیمار شود همچنین ممکن است در تکلم و یافتن کلمات مناسب مشکل پیدا کند و در نتیجه کم حرف و گوشه‌گیر شود.

در مراحل بالاتر عوارض آن به صورت اختلال در خواب، سردرگمی، آشفتگی (شامل پرخاشگری، نگرانی، بی قراری، تمایل به زیاد راه رفتن، ریزریز کردن کاغذ یا پارچه و فریاد کشیدن)، خیال پردازی (اعتقاد به چیزهای غیرواقعی) و توهم و هذیان (شنیدن، دیدن یا احساس چیزهایی که آنجا نیستند) بروز می‌کند.

بیماری آلزایمر در نخستین مراحلش معمولا ۱۰ علامت هشدار دارد:

  • اختلال حافظه
  • اختلال در انجام وظایف روزمره
  • گم کردن زمان و مکان
  • اختلال در گفتار
  • اختلال در قضاوت
  • اختلال در تفکر
  • تغییر در خلق و خو
  • جابه‌جا گذاشتن وسایل
  • از دست دادن یا کاهش انگیزه زندگی
  • تغییرات شخصیتی

آشنایی با ربات بیوفیدبک

علت ابتلا به آلزایمر چیست؟

امروزه آلزایمر یکی از بیماری‌هایی است که بسیار مشاهده می شود. طبق آمار جهانی در چندین دهه آینده خطر مرگ و میر بر اثر آلزایمر بیشتر از تصادفات خواهد بود. آلزایمر  به دلیل فقدان استیل کولین به وجود می‌آید. استیل کولین یک ناقل عصبی بسیار مهم است، به طوری که اگر به هر دلیلی میزان آن در سیناپس‌های مغزی کاهش پیدا کند، علایم  آلزایمر پدیدار می‌شوند. این اتفاق می تواند به علت افزایش غلظت استیل کولین استراز(مهارکننده‌ی استیل کولین) و یا کاهش ATP میتوکندریایی باشد.
سلول‌های منطقه هیپوکامپ معمولا استیل کولین بسیاری تولید می‌کنند و هنگامی که سلول‌های این منطقه فاسد شوند این بیماری بوجود می‌آید. کاهش سطح استیل کولین در سیناپس‌ها می‌تواند سلول‌های مغزی یا نرون‌هایی که آسیب دیده‌اند، پلاک‌هایی جمع کنند و و از بین بروند.
پلاک‌های آمیلوییدی به ویژه در لوب پیشانی و هیپوکامپ ایجاد می‌شوند.
همچنین، در صورتی که سلول به مدت طولانی در معرض استرس‌های محیطی مثل گرما، UV و غیره قرار گیرد و یا در سیستم دفاعی آنتی‌اکسیدان بدن اختلالی ایجاد شود، فرد دچار آلزایمر ایجاد می شود.

پیشنهاد میکنیم این مقاله را مطالعه بفرمایید: درباره تشنج تب بیشتر بدانیم!

آلزایمر چگونه درمان می شود؟

تا امروز هیچ راه درمان قطعی برای آن پیدا نشده است و تمامی روش‌های درمانی آن تنها کمی موجب کند شدن پیشرفت آن می شوند. درمان آلزایمر با نوروفیدبک نیز راهی برای جلوگیری از پیشرفت این بیماری و کنترل آن است. اگر با روش درمانی نوروفیدبک آشنا نیستید، می توانید در ابتدا سری مقالات زیر را مطالعه نمایید.

روند درمان آلزایمر با نوروفیدبک به طور مستقیم، با علت به وجود آمدن این اختلال در ارتباط است. بیماری آلزایمر که یک بیماری تحلیل برنده و پیش رونده قوای عقلانی و سیستم عصبی مرکزی انسان است. در واقع بیماری آلزایمر با تحلیل مغز و از بین رفتن اتصال بین سلولی نورون‌های مغزی بروز می‌کند. بنابراین برای درمان آن باید از روشی استفاده کرد که این اتصال‌ها را دوباره برقرار کند و یا روند از بین رفتن اتصال‌ بین سلولی را کم کند.
 همانطور که گفته شد، روش‌هایی که اکنون برای درمان بیماری آلزایمر استفاده می‌شوند، روش‌هایی برای حفظ وضعیت بیمار و جلوگیری از تحلیل بیشتر مغز و از بین رفتن تعداد بیشتری از نورون‌های مغزی و نیز بهبود خفیف اثرات بیماری هستند.
این راه‌ها صرفاً باعث بهبود موقت بیماری و یا جلوگیری از پیشرفت بیشتر بیماری می‌شوند.

راه حل‌های موجود را می‌‌توان به دو دسته درمان‌های دارویی و غیردارویی تقسیم کرد:

درمان دارویی

داروها باعث بهبود خفیف اثرات بیماری، ثبات موقت فرآیندهای شناختی، یا کاهش نرخ کاستی‌های شناختی در برخی بیماران آلزایمری می‌شود. همچنین روش‌های درمان داروئی معمولاً با عوارض جانبی همراه بوده، و همواره احتمال بروز خطرات ناشی از مصرف نادرست دارو در بیماران وجود دارد.

درمان با نوروفیدبک

اهمانطور که می‌دانیم در مغز انسان از سن ۲ سالگی به بعد فرآیند نورون‌ سازی متوقف می‌شود و تمام تغییراتی که در مغز از این سن به بعد ایجاد می‌شود، به علت تغییرات ایجاد شده در ارتباطات بین سیناپسی است.
بنابراین پیدا کردن راهی برای جبران کردن نورون‌های از بین رفته، با استفاده از افزایش ارتباطات بین سیناپسی در نورون‌های سالم می‌تواند به عنوان یک راه‌کار مناسب برای درمان بیماران آلزایمری باشد.
این روش می‌تواند در درمان و پیشگیری از پیشرفت تخریب مغز به بیمار کمک کند، حافظه کوتاه مدت را تقویت کند و از عواملی مانند آلزایمر و فراموشی های آنی پیشگیری کند. 

نوروفیدبک چگونه عمل می کند؟

نوروفیدبک روش درمانی است که با آموزش و شرطی کردن مغز سعی در بهبود اختلالات مغزی دارد. در واقع علم نوروفیدبک بر اساس پیدا کردن ناهماهنگی در امواج مغزی است و از این طریق نوروتراپیست و بیمار را به اصلاح امواج مغزی و بهبود عملکرد مغز هدایت می کند.

به وسیله نوروفیدبک، .

دستگاه نوروفیدبک با دریافت، ثبت و تحلیل امواج مغزی، به نوروتراپیست نشان می دهد که کدام امواج مغزی و در کدام ناحیه سر در شرایط استاندارد خود نیست و دچار اختلال می‌باشد.

سپس این تحلیل‌ها به صورت فیدبک صوتی یا تصویری بر روی کامپیوتر به بیمار نشان داده می‌شود. مثلا این فیدبک به صورت انیمیشن برای بیمار پخش شود.

بیمار با نگاه کردن به صفحه مانیتور رو به روی خودش، سعی در ایجاد تغییرات در انیمیشن مورد نظر می کند و تنها در صورتی ادامه انیمیشن پخش می‌شود که فرد امواج مورد نظر نوروتراپیست را فعال کند.

به مرور زمان این اتفاق باعث شرطی شدن مغز می شود، که امواج در آن ناحیه اصلاح شده و بهبود بسیار خوبی در فرد شکل می‌گیرد.

تاثیر نوروفیدبک بر آلزایمر چقدر است؟

مطالعات نشان می دهند بعد از شروع این بیماری، بهره گیری از نوروفیدبک طی جلسات منظم، می تواند بیماری را تا ۲ سال به تعویق اندازد. 

متخصصان می‌گویند بعد از بروز اولین علائم زوال عقل آلزایمر باید، درمان آلزایمر با نوروفیدبک را شروع کرد. نوروفیدبک می‌تواند به بهبود فراموشی، تغییرات رفتاری، سرگردانی و زوال شناخت کمک کند. همچنین می‌تواند در بهبود عملکرد های شناختی، اضطراب، خلق، گفتار ، بهبود تمرکز و توجه و کیفیت کلی زندگی موثر باشد.

از آنجا که نوروفیدبک تنها گیرنده امواج مغزی است و هیچ موج یا پالسی را به سر وارد نمی کند تا به حال هیچ عارضه جانبی گزارش نشده است.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

درمان وسواس با نوروفیدبک

درمان وسواس

بیشتر کسانی که به اختلال وسواس مبتلا می‌شوند، در ابتدا این بیماری را به صورت خفیف تجربه می‌کنند، بنابراین می‌توان در همان ابتدا از پیشرفت بیشتر بیماری جلوگیری کرد. درمان وسواس با نوروفیدبک یکی از روش‌های نوین، بدون عوارض و موثر در درمان این بیماری است. در این مطلب می توانید با درمان وسواس به کمک این شیوه درمانی جدید و جذاب آشنا شوید.

 

اگر با روش درمانی و آموزشی نوروفیدبک آشنا نیستید، می‌توانید در ابتدا سری مقالات زیر را مطالعه کنید.

نوروفیدبک چیست؟

 

اکثر ما ممکن است گاهی دچار افکار وسواس‌ مانند بشویم. مثلا چند بار کنترل کنید که آیا اجاق را خاموش کرده‌اید یا نه؟ یا به چاه‌های فاضلاب نزدیک نشوید. یا بعضی افکار در ذهن شما حالت وسواس گونه پیدا کند. اما لزوما دلیل این نیست که شما دچار اختلال وسواس شده‌اید.

ولی اگر این حالت وسواس گونه مانع زندگی عادی شما باشد، به عنوان یک بیماری شناخته می‌شود. اختلال وسواس چیزی نیست که تنها شما دچار آن باشید، بلکه بسیاری از افراد از این مشکل رنج می برند. که البته این بیماری به روش‌های گوناگونی قابل درمان و کنترل است.

برای اینکه به چگونگی درمان وسواس با نوروفیدبک بپردازیم، ابتدا نگاهی به تعریف وسواس بیندازیم و ببینیم در حقیقت چه کسانی جز دسته بیماران دارای اختلال وسواس قرار می گیرند.

 

اختلال وسواس چیست؟

اختلال وسواس فکری یا عملی، یکی از شاخه‌های اختلال اضطرابی مزمن است. در واقع در این اختلال فرد در مورد نظم و ترتیب و امور جزئی و همچنین کمال‌ طلبی دچار اشتغال ذهنی بیش از اندازه است، تا حدی که به از دست دادن انعطاف ‌پذیری، صراحت و کارایی می‌انجامد.

سندروم یا اختلال وسواس OCD) obsessive compulsive disorder)، نوعی بیماری است که باعث افکار ناخواسته، اجباری و غیر قابل کنترل در شخص مبتلا می‌شود و می‌تواند به عمل اجباری و رفتارهای تکراری نیز منجر شود.

اگر این رفتار اجباری یا وسواس مانند در طول روز بیشتر از یک ساعت از زمان شخص را به خود اختصاص دهد، یا به بدتر شدن کیفیت زندگی شخص بیانجامد، می تواند نشانه‌ی این باشد که فرد مبتلا به اختلال وسواس است. این بیماری معمولا در دوران کودکی یا نوجوانی آغاز می‌شود.

 

پیشنهاد میکنیم این مقاله را مطالعه کنید: درمان اوتیسم با نوروفیدبک eProbe

معمولا شخص مبتلا به این بیماری از غیر طبیعی بودن رفتار خود آگاه است و می خواهد آن را ترک کند. اما به دلیل دلهره و احساسات آزار دهنده دیگر، که حاصل عدم اطاعت از “اجبار” است، در این کار موفق نمی‌شود.

اختلال وسواسی جبری گروه مختلفی از علائم را در بر دارد، که شامل افکار مزاحم، اشتغالات ذهنی و اعمال وسواسی می شود.

این وسواس‌ها و اجبارها ناراحتی زیادی را برای شخص بیمار ایجاد می کند. طوری که علاوه بر اتلاف وقت فرد موجب می شود، کارکردهای روزمره مانند کارکردهای شغلی، تحصیلی و خانوادگی او نیز دچار اختلال شوند.

در اختلال نوع وسواس فکری-عملی افکار وسواس‌گونه و اضطراب‌آور و ترس، با وسواس‌های عملی همراه می‌شوند. یعنی به این شکل که این وسواس‌های عملی کارهایی وسواس‌گونه‌ای هستند، که شخص برای کم کردن وسواس‌های فکری خود انجام می‌دهد. این کارها و رفتارها تکراری، کلیشه‌ای و معمولا غیرارادی هستند.

وسواس به صورت‌هاى مختلف بروز مى‏ کند، برخی از علائم وسواس مانند: اجتناب، تکرار و مداومت، تردید، شک در عبادت، ترس، دقت و نظم افراطى، اجبار و الزام، احساس بن بست، عناد و لجاجت.

 

انواع وسواس

درمان وسواس با نوروفیدبک برای انواع مختلف اختلالات وسواسی مفید و موثر است. اختلالات وسواسی انواع مختلفی دارد که برخی از موارد آن مانند:

اختلال وسواسی-جبری OCD، اختلال بدریخت انگاری بدن، اختلال ذخیره‌سازی، اختلال کندن مو، اختلال خراشیدن پوست، اختلالات ناشی از مواد/دارو، اختلالات مرتبط ناشی از بیماری طبی و…

اما به طور کلی اختلال وسواسی را می توان، به دو گونه اصلی تقسیم کرد: وسواس فکری و عملی.

 

وسواس‌های فکری :

 

وسواس فکری داشتن در واقع یعنی داشتن افکار، تمایلات یا تصورات مزاحم، ناخواسته و پایداری که فرد را آزار می‌دهد و ایجاد ترس، اضطراب و ناراحتی می‌کند.

این افکار مثلا می تواند در این باره باشد که ممکن است، حادثه‌ی بدی برای شما یا نزدیکان شما اتفاق بیافتد و یا شما خودتان به کسی صدمه بزنید.

فرد تلاش می‌کند این افکار، تمایلات یا تصورات را نادیده بگیرد و یا سرکوب کند و یا اینکه با پرداختن به افکار یا فعالیت‌هایی دیگر (مثل انجام یک وسواس عملی) آن را خنثی کند.

 

وسواس‌های عملی:

 

همانطور که گفتیم، ریشه بیماری وسواس اضطراب است و بیماری به دو شکل فکری و عملی بروز می‌کند. این افکار وسواسی در نهایت می توانند به دست زدن به اعمال جبری منجر شوند، که این صورت به آن اختلال وسواس عملی می گویند.

یعنی شخص مبتلا خود را مجبور می‌بیند، کاری را به صورتی معین انجام دهد تا افکار اجباری را خاموش کند و یا دلهره را کاهش دهد. چنانچه بیمار در برابر انجام عمل وسواسی مقاومت کند، اضطرابش بیشتر می‌شود.

وسواس‌های عملی کارهایی معمولی هستند مانند شستشوی مکرر خود، کنترل قفل کردن در، خاموش کردن اجاق یا تکرار جملاتی که شبیه ادعیه هستند.

در نتیجه فرد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی برای کم کردن اضطراب خود که به دلیل افکار مزاحم است، فعالیت دیگری را انجام می‌دهد تا اضطراب او را کم کند، که این به شدت گرفتن این اختلال کمک می کند.

 

 

درمان وسواس با نوروفیدبک

محققان می گویند، چیزی حدود ۲ تا ۳ درصد از افراد جامعه با اختلال وسواس مادام العمر دست و پنجه نرم می کنند و به نوعی با بیماری وسواس چه از نوع فکری و یا عملی درگیر هستند.

اختلال وسواس فکری-عملی چهارمین بیماری روانپزشکی پس از فوبیا، اختلالات مواد و اختلال افسردگی در دنیاست. اختلال وسواس عملکردهای روزانه و حتی رشد تحولی کودکان را نیز مختل می کند.

امروزه محققان دریافتند، درمان وسواس با نوروفیدبک تاثیر بسزایی در کاهش و یا درمان کامل اختلال وسواس اجباری دارد.

تا به امروز درمان‌های زیادی برای اختلالات اضطرابی و وسواس ارائه شده است و بیمارانی که مستاصل شده‌اند، گاهی همه این راه‌ها را امتحان می کنند. اما باز هم اضطراب و استرس آنها را رها نمی کند.

در برخی از شیوه‌های درمانی شاید مدت کوتاهی اضطراب و وسواس بیمار کم شود، اما بعد از مدتی همه علائم وسواس مجدد بر می گردد.

اختلال وسواس اجباری در گذشته با کمک داروهایی از جمله داروهای ضد افسردگی، anxiolytics و در برخی موارد داروهای ضد روان‌پریشی درمان ‌می‌شد.

علاوه بر داروها آموزش، رفتار درمانی ادراکی، جلوگیری از پاسخ و گاهی اوقات عمل جراحی مغز نیز شیوه‌های درمانی OCD در گذشته بوده است.

تحقیقات انجام شده درباره داروها و درمان‌های شناختی نشان داده‌ است، اثر بخشی آنها حدود ۳۳% است.

به این دلیل که مغز، تنظیم کننده مرکزی هیجانات، افکار و رفتارهایی است، که بسیاری از مشکلات روانشناختی را ایجاد می کند. امروزه نوروفیدبک به عنوان یک روش درمانی موثر مورد توجه روانشناسان قرار گرفته است و تمرکز ویژه آنان بر این حیطه است.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که درمان وسواس با نوروفیدبک میزان کارایی بالای دارد و سبب افزایش فعالیت مغز بعد از هر بار درمان با نوروفیدبک شود.

در حال حاضر این روش به عنوان یک روش درمانی جدید و بدون عوارض و همچنین با اثر طولانی مدت برای درمان اختلال وسواس فکری-عملی مورد توجه است.

نوروفیدبک یک سیستم آموزش جامع است که رشد و تغییر در سطح سلول مغزی را ارتقا می‌دهد و در درمان طیفی از اختلالات روانی مانند افسردگی، اضطراب، اختلال استرس پس از ضربه، اختلالات شخصیت، اعتیاد و وسواس مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در مطالعه الکتروانسفالوگرافی کمی، تحقیقات نشان داده که در نیمکره راست بیماران دارای اختلال وسواس، توان مطلق امواج بتا بسیار پایین است.

آنها دریافتند که افزایش توان نسبی آلفا در بیشتر نواحی مغز با کاهش توان نسبی بتا و دلتا در ناحیه پیشانی چپ همراه است. تحقیقات نشان داد نیمکره راست این بیماران مخصوصاً در توان نسبی بتا فعالیت بسیار پایینی دارد.

لذا اگر بتوان این شاخص‌ها را در مغز افراد تغییر داد، می توان به درمان آنها کمک کرد و این کار با نوروفیدبک امکان پذیر است.

در کل می توان گفت که نوروفیدبک راهبرد درمانی جدید، بدون عارضه و غیر تهاجمی برای درمان اختلال وسواس فکری – عملی محسوب می شود.

از آنجا که اثر بخشی نوروفیدبک بر اساس یک فرآیند یادگیری و شرطی سازی است، طول دوره درمان آن معمولاً بلند مدت است.

به ویژه که نوروفیدبک با مغز و شرطی سازی و ایجاد تغییر در یادگیری‌های مغزی سر و کار دارد، که این خود طول دوره درمان را طولانی تر می کند.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

درمان اختلال ترس با نوروفیدبک

درمان اختلال ترس

درمان اختلال ترس با نوروفیدبک یک روش درمانی نوین و موثر است، که عوارض جانبی و خطری نداشته و یک روش درمانی ایمن محسوب می شود. اگر با تکنیک درمانی نوروفیدبک آشنایی ندارید، می توانید از طریق سری مقالات زیر با این روش درمانی آشنا شوید.

مطمئنا همه‌ی ما در کل زندگی از یک چیزهایی می‌ترسیم. ترس از حیوانات، بلندی، خون، تاریکی، آمپول، جای بسته و… معمولا این ترس‌ها به میزان خفیف، یک واکنش کاملا عادی و طبیعی است. در واقع در موقعیت‌های خطرناک، ترس کاملا طبیعی و حتی مفید است. اما وای به آن روزی که این ترس‌ها بیش از اندازه شده، بلای جان زندگی ما شوند و دیگر دست از سر ما برندارند.

ترس یکی از ساز و کارهای طبیعی در انسان، برای دفاع از خود است. این واکنش طبیعی و منطقی ماهیتی حیاتی برای انسان دارد و برای حفظ جان انسان از آسیب و خطر به کار می رود.

مثلا اگر از ماشینی که به سرعت به سمت مان می آید و یا از ارتفاع زیاد نترسیم، پس مطمئنا زمان زیادی زنده نخواهیم ماند. ترس در واقع واکنشی در برابر خطرات واقعی است.

ممکن است همه‌ی ما ترس‌هایی مانند ترس از سوسک، عنکبوت، ارتفاع یا تاریکی داشته باشیم. اما این ترس‌ها معمولا خفیف هستند و زندگی عادی ما را مختل نمی‌کنند. اگر ترس آن قدر شدید شود که بر شخص غلبه کند و رفتارهایی غیر قابل کنترل از خود نشان دهد، آن وقت دیگر جای نگرانی است و آن ترس دیگر طبیعی نیست.

برای اینکه با شیوه درمان اختلال ترس با نوروفیدبک آشنا شیویم، ابتدا باید مختصری با اختلال ترس یا فوبیا و انواع آن آشنا شویم. بیش‌تر مردم ترس بیمارگونه یا فوبیا را همان ترس می‌دانند. اما میان فوبیا و ترس تفاوت‌های مهمی وجود دارد. در ادامه با تفاوت فوبیا و ترس آشنا شوید.

فوبیا چیست؟

فوبیا (Phobia) یا ترس شدید یا بیمارگونه یکی از دسته اختلالات روانی است که اکثر مردم نام آن را شنیده‌اند. فوبیا یا هراس، عبارت است از نوعی ترس شدید و بیش از حد، بیمارگونه، غیرمنطقی، پیاپی و کنترل‌نشدنی از یک موضوع، یک موقعیت یا یک شیء در فرد، که باعث اختلال در زندگی روزمره او می‌شود.

فوبیا بر خلاف ترس معمولی که یک واکنش زودگذر و طبیعی به یک عامل خطرناک است، در واقع بیشتر ترس از قرار گرفتن در یک موقعیت خطرناک مثل ترس از پرواز یا ماشین‌سواری است.

اگر دچار فوبیا باشید هنگام روبه‌روشدن با منبع ترس، دچار احساس هراس شدیدی می‌شوید. این احساس ممکن است در ارتباط با برخی مکان‌ها، موقعیت‌ها، اشیا و جانوران به وجود بیاید. در چنین شرایطی فرد دچار تنگی نفس، خفگی، افزایش تپش قلب، عرق کردن، از دست دادن کنترل، لرزیدن، سرگیجه و … می‌شود.

افرادی که فوبیا دارند بعضی اوقات احساس می کنند که اضطراب و ترسشان موجه نیست، اما باز هم کاری از دستشان بر نمی آید و نمی‌توانند کنترل احساسشان را در دست بگیرند‌‌. فوبیا می‌تواند آنقدر قوی باشد که زندگی فرد را مختل کند.

هنگامی که ترسیدن از یک چیز یا موقعیت به صورت غیرمنطقی برای مدت ۶ ماه یا بیش‌تر دنباله داشته باشد و فرد نتواند این احساس ترس را کنترل کند دچار فوبیا شده است.

جالب است بدانید تخمین زده می‌شود که تنها در ایالات متحده‌ی آمریکا، بیش از ۱۹ میلیون نفر به انواع فوبیا دچارند.

انواع فوبیا

فوبیا در واقع نوعی اختلال اضطراب است و در میان انواع اختلالات مرتبط با اضطراب، «فوبیاها» که گونه‌های مختلفی هم دارند، از همه شدیدتر و شایع‌تر هستند. بنابراین درمان اختلال ترس با نوروفیدبک در واقع همان روند درمان اضطراب با نوروفیدبک را دارد.

با درمان هراس‌های بیمارگونه، شایع‌ترین اختلال روانشناختی در میان زنان و دومین اختلال شایع در میان مردان سنین بالای ۱۵ سال است. هراس باعث واکنش‌های جدی جسمی و عاطفی پریشانی می شود.

به طور کلی بیش از ۱۰۰ نوع فوبیا شناخته شده است. که بعضی از آنها مثل ترس از سرخس، یا ترس از عدد ۸ بسیار نادرند. بعضی از هراس‌ها در جنس خاصی یا در سن خاصی شایع‌تراند، مثلاً فوبیای حیوانات در زنان شایع‌تر است و فوبیای بیماری در سنین میانسالی. ولی به‌ طور کلی هراس‌ زدگی‌ها را می‌توان به سه دسته اصلی تقسیم کرد:

پیشنهاد میکنیم این مقاله را مطالعه کنید: درمان اضطراب با نوروفیدبک eProbe

فوبیای موقعیتی:

آگورافوبیا (Agoraphobia)یا ترس از مکان‌های باز، نوعی ترس از قرار گرفتن در مکان‌های عمومی، شلوغ و موقعیت‌هایی است که نمی‌توانند به‌ راحتی از آن خارج شوند یا از آنها فرار کنند.

افرادی که دچار آگورافوبیا هستند، در صورتی‌ که در مکانی عمومی یا شلوغ قرار بگیرند، ممکن است دچار حمله‌ی هراس ‌شوند. حمله‌ی هراس در واقع نوعی احساس ناگهانی و شدید وحشت‌زدگی است، طوری که فرد خیال می‌کند دچار سکته‌‌‌ یا ایست قلبی شده و این حمله تا چند دقیقه طول می‌کشد.

علائم این حمله‌، مشابه علائم سکته‌ی قلبی است و فرد دچار تپش قلب شدید، تنگی نفس، لرزش بدن و دست، سیاهی چشم و از دست ‌رفتن هوشیاری می‌شود.

شخص با آگورافوبیا ممکن است از رفتن به سینما یا کنسرت یا سفر با اتوبوس یا قطار اجتناب کند. افرادی که دچار چنین اختلالی می‌شوند، از ترس مواجهه با مکان‌های‌ عمومی و شلوغ، در خانه می‌مانند.

نوع دیگری فوبیای موقعیتی نیز وجود دارد که کلاستروفوبیا نامیده می‌شود. کلاستروفوبیا یا ترس از مکان‌های بسته مانند ترس از آسانسور، مترو، رانندگی، تاریکی، بلندی، دریا و …می‌باشد.

فوبیای اجتماعی (Social Anxiety Disorder, Social Phobia):

هراس یا فوبیای اجتماعی که با نام «اختلال اضطراب اجتماعی» هم شناخته می‌شود، نوعی ترس یا نگرانی بسیار شدید در مورد موقعیت‌های اجتماعی است و ممکن است باعث انزوای شدید او شود.

افراد با فوبیای اجتماعی، از موقعیت‌های اجتماعی که ممکن است در آن تحقیر شده، شرمسار شده یا مورد قضاوت دیگران قرار بگیرند می ترسند.

آنها مخصوصا زمانی مضطرب می شوند، که افراد آن جمع در آن مکان را نمی شناسند. افرادی که دچار فوبیای اجتماعی هستند، به ‌ندرت در مکان‌های عمومی رفت ‌و آمد می‌کنند.

فوبیای اجتماعی گاهی اوقات ممکن است به‌حدی شدید باشد که فرد حتی برای انجام فعالیت‌های ساده‌ی اجتماعی، مانند خرید از فروشگاه یا پاسخ به تماس‌های تلفنی، دچار وحشت شدید شود.

فوبیا خاص:

این حالت از ترس بیمارگونه شایع‌ترین شکل فوبیا است. فوبیا یا هراس خاص، ترس از اشیا یا وضعیت‌ها و یا مکان‌های خاص را شامل می شود. در اینگونه فوبیا نیز احساس ترس بسیار شدید و وحشت‌گونه، زندگی معمولی فرد را دچار مشکل می‌کند.

فرد دارای فوبیا خاص ممکن است، از حیوانات خاص (مانند سگ، گربه، عنکبوت، مار)، افراد خاص (همچون دلقک، دندانپزشک، دکتر)، محیط های خاص (همچون مکان های تاریک، رعد و برق ها، مکان های بلند)، یا موقعیت های خاص (مانند پرواز با هواپیما، سوار شدن به قطار، قرار گرفتن در یک فضای محصور) بترسد.

پیشنهاد میکنیم این مقاله را مطالعه کنید: اختلال خواب در کودکان

درمان اختلال ترس با نوروفیدبک

برای درمان اختلالات ترس روش‌های متفاوتی از دارو درمانی تا روان درمانی وجود دارد. اما درمان اختلال ترس با نوروفیدبک یک روش نوین و متفاوت در این حوزه است.

درمان اختلالات ناشی از اضطراب و فوبیا با مصرف دارو یک روش قدیمی است و این داروها شامل داروهای ضد اضطراب، مهار کننده‌های بتا و… هستند.

این داورها عوارض زیادی مانند چاقی، کاهش میل جنسی، خواب آلودگی، خشکی دهان را به وجود می آورند. همچنین مصرف همزمان این داورها با داروهای دیگر ممکن است تداخل داشته و موجب محدودیت مصرف آنها ‌شود.

امروزه در دنیا درمان اختلال ترس با نوروفیدبک یک روش خوب، غیر تهاجمی، مؤثر، بدون درد و بدون عوارض جانبی برای افرادی شناخته شده است، که دچار اختلال ترس هستند. نوروفیدبک برای کودکان و بزرگسالان یک روش کاملا ایمن است.

بسیاری از متخصصان و روانشناسان، معتقدند اضطراب یکی از اولین بیماری‌هایی بود که به نوروفیدبک پاسخ داد. نتایج پژوهش‌ها نشان می دهد که حدود ۸۰ الی ۹۰ درصد از انواع بیماران اضطرابی با استفاده از نوروفیدبک درمان شده‌اند.

در نتیجه نوروفیدبک می تواند به عنوان یک روش تکمیل کننده و جایگزین برای دارو و درمان به کار برود. این روش به شما یاد می دهد که عملکردهای مهم بدن،‌ از جمله ضربان قلب را با کمک ذهنتان بتوانید کنترل کنید.

در واقع نوروفیدبک توانایی این را دارد که به مغز شخص آموزش دهد، تا در مواجهه با محرک‌های فوبیا واکنش آرامی نشان دهد، تا فرد بتواند زندگی سالم و عادی داشته باشد. نوروفیدبک در بسیاری از موارد به عنوان یک شیوه آرمیدگی به کار می رود.

جالب است بدانید می توان گفت یکی از کاربردهای مهم روش نوروفیدبک، درمان اختلال ترس با نوروفیدبک است. نوروفیدبک طی یک دوره زمانی خاص، شخص دارای اختلال ترس را درمان خواهد کرد.

نوروفیدبک، هم چنین می تواند اعتماد به نفس را در فرد تقویت کند، که این امر باعث کاهش ترس در فرد بیمار می‌شود. خبر خوب هم این است که ۹۰٪ از افرادی که به دلیل این گونه هراس‌ها آسیب می بینند از این طریق درمان شده‌اند.

پیشنهاد میکنیم این مقاله را مطالعه کنید: آموزش تکنیک نقویت حافظه

درمان اختلال ترس با نوروفیدبک و نحوه عملکرد آن

نوروفیدبک، یکی از درمان‌های مناسب برای فوبیا با بازدهی موفقیت بالاست، که در مطب زیر نظر متخصص ارائه می شود. نوروفیدبک با تاثیر مستقیم بر روی امواج مغزی این بیماران، به مهار فوبیا کمک می‌کند.

یکی از نواحی که در مغز بیماران مبتلا به اختلال‌های اضطرابی دچار پّرکاری می شود، نواحی پس سری مغز است. در نواحی پس سری معمولا امواج آهسته در زمان استراحت افزایش پیدا می کند.

اما در بیماران مبتلا به اختلال‌های اضطرابی این ناحیه از مغز عملکردش افزایش می یابد. همچنین در سینگولیت خلفی نیز با افزایش امواج بتا مواجه هستیم.

پروتکل آلفا تتا نوروفیدبک با هدف قرار دادن این مشکل بیماران اضطرابی سعی می کند، فعالیت زیاد را به حداقل برساند و از این رو باعث می شود علائم مرتبط با بیماری نیز به حداقل برسد.

در اختلال فوبیا نیز که زیر شاخه‌ای از اختلالات اضطراب است. معمولاً مغز امواج بتا ۲ (High Beta) زیادی را در قسمت‌های مرکزی خود تولید می‏‌کنند، که در QEEG این افراد مشاهده می‌شود. تغییرات ناگهانی در فعالیت مغزی و غیر عادی بودن فعالیت لوب گیجگاهی نیز از نشانه‏‌های اختلال هراس است.

در این شیوه درمان ابتدا توسط نقشه برداری مغز، مکانی که در مغز دچار اختلال شده است را تعیین می کنند. سپس در طی جلسات نوروفیدبک به تصحیح امواج مغزی فرد و کاهش فرکانس و طول امواج مغزی قسمت‌های مربوط به هراس می‌پردازند.

در روش درمانی نوروفیدبک با نصب حسگرهایی بر روی پوست سر، امواج مغزی را توسط دستگاه دریافت و ثبت شده و سپس پردازش می‌شود. آنگاه به صورت فیدبک‌های صوتی و تصویری روی صفحه کامپیوتر نمایش داده می‌شود.

این امر باعث می‌شود فرد اطلاعاتی را در رابطه با شرایط مغزی و بدن خود دریافت کند. در ادامه یک متخصص به بیمار یاد می دهد که شخص چگونه بتواند تغییرات ماهرانه‌ای را در بدن خود، مثل آرام کردن ذهن و تلاش برای کنترل امواج نامنظم مغزی و در نتیجه بهبود خود ایجاد کند. در نهایت اینگونه به کنترل و کاهش اختلال ترس خواهد دست پیدا خواهد کرد.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

کاربرد بیوفیدبک در روانشناسی و روانپزشکی

کاربردهای بیوفیدبک

درباره‌ کاربردهای بیوفیدبک در روانشناسی صحبت‌های فراوانی می‌توان کرد، چرا که این روش درمانی نوین اثرات مطلوب بسیاری را در این حوزه نشان داده است.
از آن جایی که بیوفیدبک نوعی خود تنظیمی بدن است و اختلالات و بیماری‌های روانی نیز حاصل به هم ریختگی و اختلال در سیستم مغزی است، این روش آموزشی-درمانی می تواند کمک بسیاری به درمان بیماری‌های این حوزه کند.

 

اگر با بیوفیدبک آشنا نیستید، ابتدا سری مقالات زیر را مطالعه کرده تا با این حوزه درمانی بیشتر آشنا شوید.

 

بیوفیدبک در روانشناسی

بیوفیدبک و از جمله یکی از شاخه‌های مهم آن یعنی نوروفیدبک، یک روش درمانی بر پایه آموزش است که امروزه در علم روانشناسی و روانپزشکی کاربردهای بسیار دارد.

بیوفیدبک در روانشناسی برای درمان بیماری‌های مختلفی مورد استفاد قرار می‌گیرد و می تواند برای بهبود کلیه فرآیندهای شناختی و رفتاری انسان مفید باشد.

می‌توان از دیگر کاربردهای بیوفیدبک در روانشناسی علاوه بر بهبود بسیاری از بیماری‌ها، به بهبود و ارتقا کارایی اشخاص سالم نیز اشاره کرد. روانشناسان از این روش برای کنترل مواردی همچون استرس، اضطراب، ایجاد آرامش، ایجاد تمرکز، کاهش تنش‌های عصبی و موضوعات دیگر استفاده می‌کنند.

جالب است بدانید، با آموزش ذهن می‌توان از بروز علایمی مثل استرس جلوگیری کرد. تکنیک بیوفیدبک هم یک روش آموزش ذهن است، تا مغز بتواند به طور خودآگاه شرایط بدن را کنترل کرده و به حالت مطلوب برساند.

در این شیوه‌ با به کار گرفتن ابزارهای الکترونیکی، آگاهی‌ و اطلاعاتی را در باره‌ی اعصاب، عضلات و فعالیت های خود مختار بدن بدست می آورند.

سپس دستگاه اطلاعات بدست آمده را در قالب فیدبک صوتی یا تصویری به بیمار و پزشک نشان می دهد، تا از وضعیت اعمال خود مختار بدن فرد بیمار آگاه شوند.

به این وسیله بیمار می تواند مدیریت بهتری در رابطه با کنترل شرایط بدنی خود به دست آورد و نشانه‌های اختلالات و بیماری‌های روانی را در خود کاهش می‌دهد.

بیوفیدبک قویترین و موثرترین روشی می‌باشد، که برای کنترل ذهن به کار گرفته می‌شود. تا فرد تمام حالات روحی خود را تحت کنترل بگیرد و غیر ارادی عصبی و مضطرب نشود.

 

نحوه عملکرد بیوفیدبک در روانشناسی

مزیت برجسته بیوفیدبک این است، که این روش یک تکنیک درمانی غیر تهاجمی و کاملا بی خطر است و در بسیاری از افراد موجب بهبود علائم روحی و روانی می شود.

به طور طبیعی در سیستم بدن ما تکنیک بیوفیدبک وجود دارد. مثلا وقتی بیش از حد عصبانی می شوید، ممکن است قلب شما درد بگیرد. این نوعی اخطار بدن، در مواجهه با فشار بیش از حد به قلب است. همین می شود که شما کمی کوتاه می‌آیید و آرام می‌شوید. زیرا متوجه شده‌اید که در حال آسیب زدن به خود هستید.

بیوفیدبک هم دقیقا به همین شکل عمل می کند. یعنی به کمک بیوفیدبک می توانید از وضعیت بخشی از بدن که دچار اختلال شده و درست عمل نمی کند و شما هم به طور طبیعی و خودآگاه از شرایط آن عضو آگاه نیستید، با خبر شوید.

در این تکنیک درمانگر در صفحه نمایش کامپیوتر یک فیلم یا بازی را برای شما پخش می کند و تا زمانی که قسمت مورد نظر آسیب دیده به حالت نرمال نزدیک نشود، ادامه آن بازی و یا فیلم برای شما پخش نمی‌شود.

در نتیجه مغز که به دنبال لذت دیدن ادامه فیلم یا بازی است، تلاش می کند بخش مورد نظر را به کارکرد نرمال و طبیعی‌ش نزدیک کند.

یکی از انواع دستگاه‌هایی که معمولاً در روانشناسی به کار گرفته می شود، دستگاه‌های گرفتن سیگنال‌های الکتریکی در عضلات است.

در بیوفیدبک با نصب سنسورهای بر روی عضلات میزان تغییرات دمای بدن و میزان کشش و تنش عضلانی را اندازه می‌گیرند. در نتیجه میزان استرس و اضطراب فرد توسط دستگاه تشخیص داده شد.

سپس از فرد خواسته می‌شود تا با تمرین ذهنی سعی در پایین آوردن میزان استرس و اضطراب کند. آنگاه فرد با مشاهده نتایج عمل خود توسط دستگاه بیوفیدبک می‌تواند به نتیجه‌ی تمرینات ذهنی و فعالیت‌های خود در جهت کاهش تنش، پی ببرد. و در نهایت حالت صحیح را با تمرین و تکرار بیاموزد.

بیوفیدبک‌های حرارتی یا دمایی نیز برای به دست آوردن کنترل دمای بدن و فشار خون مفید است، تا از میزان مثلا استرس فرد آگاه شویم. سپس فرد با تمرکز و روش‌های آرام سازی ذهنی سعی در کنترل علایم حیاتی خود می‌کند.

تحقیقات نشان داده علایم حیاتی بدن را با تمرین می‌توان از طریق ذهن کنترل کرد.

برای نمونه روند درمان استرس در طول یک جلسه بیوفیدبک به این صورت است. ابتدا الکترودهایی به پوست شما در نقاط مختلف سر متصل می‌شوند. این الکترودها و سنسورها سیگنال‌ها را به مانیتور می‌فرستند.

سپس این سیگنال‌ها در مانیتور به صورت صوت، فلاش نور یا تصویری که نشان دهنده قلب و سرعت تنفس، فشار خون، دمای پوست، عرق کردن یا فعالیت‌های عضلانی هستند، نشان داده می‌شوند.

وقتی استرس دارید، عملکردهای بدن نیز تغییر می کند. سرعت ضربان قلب‌تان بیشتر می شود، شروع به عرق کردن می کنید و تنفس‌تان سریع‌تر می شود.

شما می توانید این واکنش‌هایی که بدن‌تان نسبت به استرس نشان می دهد، را در همان لحظه روی مانیتور مشاهده کنید و وقتی سعی می‌کنید آنها را کنترل کنید، نیز نتیجه آن را در مانیتور می‌بینید.

درمانگری که از روش بیوفیدبک استفاده می کند، به شما کمک می‌کند تا ورزش‌هایی که برای بدست آوردن آرامش طراحی شده‌اند را انجام دهید.

چند تمرین آرامشی در درمان با روش بیوفیدبک، مانند:

 

آشنایی با ربات بیوفیدبک eProbe

تنفس عمیق
آرامسازی تدریجی ماهیچه‌ها-سفت کردن و آرام کردن متناوب گروه‌های ماهیچه‌ای مختلف
تصاویر هدایت شده– تمرکز کردن بر روی یک تصویر خاص (مانند رنگ و بافت یک پرتغال) به منظور متمرکز کردن ذهن و داشتن حس آرامش بیشتر
مدیتیشن ذهن آگاهی–متمرکز کردن افکار و دور کردن احساسات منفی
همانطور که سعی می کنید سرعت ضربان قلب‌تان را کاهش دهید، فشار خون‌تان را پایین بیاورید و تنش عضلانی را کم کنید، می‌توانید واکنش‌های بدن‌تان را در همان لحظه از طریق مانیتور مشاهده کنید.

در نهایت با تمرین و تکرار، یاد می گیرید که چگونه بدون اینکه نیاز به این لوازم داشته باشید، اینگونه عملکردهای غیر ارادی بدن‌تان را خودتان کنترل کنید.

 

کاربردهای بیوفیدبک در حوزه روانشناسی

کاربردهای بیوفیدبک در روانشناسی و روانپزشکی بسیار فروان است. به خصوص در حوزه نوروفیدبک بسیاری از بیماری‌های حوزه رفتاری، شناختی و عصبی را می‌توان درمان کرد.در زیر لیست برخی از این موارد را می توانید مشاهده کنید.

  • اختلال ADHD
  • اضطراب
  • استرس
  • فوبیا و ترس
  • وسواس
  • اختلالات خواب
  • انواع اعتیاد
  • سکته
  • صرع
  • تیک های عصبی
  • مشکل تعادل
  • سردرد
  • اسپاسم عضلانی
  • سندرم تونل اوتیسم
  • افسردگی
  • میگرن
  • تشنج
  • پرخوری عصبی
  • اختلالات سیستم عصبی خودمختار
  • شب ادراری کودکان
  • کابوس کودکان
  • اختلال یادگیری
  • بهبود مدیریت فردی
  • افزایش حافظه و تمرکز
  • مدیریت استرس شغلی
  • و…
نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

دستگاه بیوفیدبک در فیزیوتراپی

دستگاه بیوفیدبک در فیزیوتراپی

دستگاه بیوفیدبک یک ابزار پزشکی و درمانی است که به بیماران کمک می‌کند تا با استفاده از اطلاعات فیزیولوژیکی خود، عملکرد بدن را بهبود بخشند. این تکنیک به خصوص در حوزه‌های روان‌شناسی، فیزیوتراپی و پزشکی کاربرد گسترده‌ای دارد.

در این مقاله با هم خواهیم دید، دستگاه بیوفیدبک در فیزیوتراپی چه کاربردی دارد و در چه مواردی مورد استفاده قرار می گیرد. ابتدا باید گفت، شما می‌توانید شیوه درمانی بیوفیدبک را در کلینیک‌های فیزیوتراپی، مراکز پزشکی و بیمارستان‌ها دریافت کنید. اما برخی دستگاه‌های خانگی نیز به منظور عملکرد بهتر وجود دارند. اگر با روش درمانی بیوفیدبک آشنا نیستید، ابتدا مقاله بیوفیدبک چیست؟ را مطالعه کنید

فهرست مطالب

بیوفیدبک چیست؟ و چه کاربردی دارد؟

بیوفیدبک یک روش غیرتهاجمی است که در آن بیماران می‌توانند با استفاده از اطلاعات فیزیولوژیکی بدن خود، مانند فعالیت عضلانی، دما، ضربان قلب و فشار خون، به بهبود وضعیت خود کمک کنند. این اطلاعات به صورت بازخورد فوری به بیمار ارائه می‌شود، که به او این امکان را می‌دهد تا در فرآیند یادگیری و کنترل بدن خود شرکت کند.

تاریخچه دستگاه بیوفیدبک

تاریخچه بیوفیدبک به دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی برمی‌گردد. در این زمان، دانشمندان و پژوهشگران شروع به تحقیق در مورد ارتباط بین بدن و ذهن کردند. یکی از اولین پژوهشگران در این حوزه، دکتر نورمن کاتس بود که در زمینه اندازه‌گیری فعالیت الکتریکی عضلات (EMG) کار می‌کرد.

توسعه تکنیک‌ها

در دهه ۱۹۶۰، با پیشرفت‌های تکنولوژیکی، دستگاه‌های بیوفیدبک به تدریج توسعه یافتند. در این دوران، تحقیقات بیشتری در زمینه نحوه عملکرد سیستم‌های عصبی و تأثیر آن بر روی وضعیت‌های فیزیولوژیکی انجام شد. پژوهشگران به دنبال پیدا کردن راه‌هایی بودند که بیماران بتوانند با استفاده از اطلاعات فیزیولوژیکی خود، به بهبود وضعیت خود کمک کنند.

گسترش کاربردها

در دهه ۱۹۷۰، بیوفیدبک به عنوان یک روش درمانی در زمینه‌های مختلف پزشکی، به ویژه در مدیریت درد و درمان اختلالات روانی، به کار گرفته شد. این دوره، زمانی بود که بیوفیدبک به عنوان یک تکنیک مؤثر در درمان بیماری‌ها و بهبود کیفیت زندگی بیماران شناخته شد.

پیشرفت‌های تکنولوژیکی

با ورود کامپیوترها و تکنولوژی‌های دیجیتال در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، بیوفیدبک به سطح جدیدی از دقت و کارایی رسید. دستگاه‌های بیوفیدبک جدیدتر با قابلیت‌های پیشرفته‌تر توسعه یافتند که می‌توانستند اطلاعات بیشتری را به طور آنی به بیماران ارائه دهند.

پژوهش‌های علمی و تأیید بالینی

در دهه‌های اخیر، بسیاری از پژوهش‌ها و مطالعات بالینی بر روی اثربخشی بیوفیدبک انجام شده است. این تحقیقات به تأیید علمی و کاربردی بودن این روش کمک کرده‌اند و بیوفیدبک به یکی از روش‌های معتبر درمانی در حوزه‌های مختلف پزشکی تبدیل شده است.

آینده بیوفیدبک

امروزه، بیوفیدبک در زمینه‌های مختلفی از جمله فیزیوتراپی، روان‌شناسی، مدیریت استرس و درد، و توانبخشی مورد استفاده قرار می‌گیرد. با پیشرفت‌های بیشتر در تکنولوژی و تحقیقات علمی، انتظار می‌رود که کاربردهای جدید و موثری برای بیوفیدبک در آینده ایجاد شود.

نحوه عملکرد دستگاه بیوفیدبک

دستگاه‌های بیوفیدبک به سنسورهایی مجهز هستند که می‌توانند اطلاعات مختلف فیزیولوژیکی را اندازه‌گیری کنند. این سنسورها معمولاً به بدن بیمار متصل می‌شوند و اطلاعات به صورت آنی به یک نمایشگر منتقل می‌شود. در اینجا به بررسی انواع سنسورها و روش‌های اندازه‌گیری می‌پردازیم:

1-سنسورهای الکترومایوگرافی (EMG)

این سنسورها فعالیت الکتریکی عضلات را اندازه‌گیری می‌کنند و به بیمار کمک می‌کنند تا الگوهای حرکتی خود را بهتر درک کند. اطلاعات به نمایشگر منتقل می‌شود و بیمار می‌تواند به طور همزمان فعالیت عضلانی خود را مشاهده کند.

2-سنسورهای تنفسی

این سنسورها الگوهای تنفسی را اندازه‌گیری می‌کنند. بیمار می‌تواند با استفاده از این اطلاعات، تنفس عمیق‌تری انجام دهد و به آرامش برسد.

3-سنسورهای حرارتی

این سنسورها دما را اندازه‌گیری می‌کنند و به بیمار کمک می‌کنند تا تغییرات دما در بدن خود را شناسایی کند. این اطلاعات می‌تواند در مدیریت استرس و درد مؤثر باشد.

دستگاه بیوفیدبک در فیزیوتراپی

بیوفیدبک یک روش نوین درمانی است که بر پایه ارتباط مستقیم بین فعالیت‌های فیزیولوژیکی بدن و نمایش و بازخورد آن‌ها به افراد مبتلا، توسعه یافته است. این روش، افراد را به شناخت عمیقتری از واکنش‌ها و فعالیت‌های بدنی خود می‌انجامد و آن‌ها را قادر می‌سازد تا از طریق آموزش و تمرینات خاص، بهبودی در کنترل برخی از واکنش‌های فیزیولوژیکی خود را تجربه کنند. این روش به صورت گسترده در حوزه‌های مختلف بهداشت و درمان، از جمله مدیریت استرس، اضطراب، درد مزمن، اختلالات خواب، و مسائل روان‌پزشکی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

بیوفیدبک اساساً بر ایده این استوار است که فرآیندهای فیزیولوژیکی بدن، مانند فشار خون، ضربان قلب، دمای بدن، الکتروفیزیولوژی مغز و سایر نشانگرهای بیولوژیکی، قابل اندازه‌گیری و تحلیل هستند. با استفاده از تجهیزات حسگرها و دستگاه‌های اندازه‌گیری دقیق، این اطلاعات به شکل زنده به افراد نمایش داده می‌شوند. افراد در این فرآیند به عنوان فعالانه‌ترین شخصیت در این روند شرکت می‌کنند؛ زیرا آن‌ها با تمرکز و توجه به نمایشگرها، توانایی کنترل برخی از عوامل فیزیولوژیکی بدن خود را افزایش می‌دهند.

با توسعه تکنولوژی و افزایش دسترسی به تجهیزات پیشرفته، بیوفیدبک به یکی از ابزارهای مؤثر در مداخلات درمانی تبدیل شده است. این روش نه تنها در بهبود وضعیت‌های جسمی مثل فشار خون و ضربان قلب موثر است بلکه در حوزه‌های روانی نیز تاثیرگذاری دارد. به عنوان مثال، در مدیریت استرس و اضطراب، بیوفیدبک می‌تواند به افراد کمک کند تا با کاهش فعالیت‌های عصبی خود، بهبودی در حالت ذهنی خود را تجربه کنند.

رهجویی در بیوفیدبک به اندازه زیادی به شخصیت و نیازهای هر فرد تکیه دارد. برخی از جلسات ممکن است بر روی تنظیم واکنش‌های فیزیولوژیکی متمرکز شده باشد، در حالی که دیگران ممکن است به تقویت مهارت‌های تمرکز و ذهنی شدن متمرکز شوند. این رویکرد گسترده این روش را به یک ابزار چندگانه برای مداخلات درمانی می‌کند.

در بعضی از بیماری‌ها وقتی بدن بیمار نمی تواند به داروهای تجویز شده پاسخ مناسب دهد، پزشک به درمان‌های غیر دارویی روی می‌آورد. یکی از این موارد، درمان با استفاده از دستگاه بیوفیدبک است.

در روش بیوفیدبک بیماران آموزش می بینند، که عملکرد بدن‌شان را با ذهن کنترل کنند. یعنی فرد در این روش تنها با دریافت سیگنال از قسمت‌های مختلف بدنش توسط دستگاه می تواند، عملکردهای حیاتی بدن مانند ضربان قلب را با ذهن خود کنترل کند.

در واقع فرد تنها با به کار گرفتن قدرت ذهن و با آگاهی از اینکه درون بدنش چه می گذرد، یاد می گیرد کنترل بیشتری روی سلامتی و بهبود بیماری‌ خود داشته باشد.

به کمک تکنیک بیوفیدبک یاد می گیریم، عملکردهای غیر ارادی بدن مانند ضربان قلب، تنفس، تعریق و… را کنترل کنیم. یعنی بیمار با یادگیری برخی موارد،

کنترل درد و مشکلات بدنی را در اختیار می گیرد و پس از گذشت مدت زمانی بهبودی می‌یابد.

از دستگاه بیوفیدبک در فیزیوتراپی برای درمان بسیاری از مشکلات حسی و حرکتی، فلج اعصاب، بازتوانی پس از سکته‌ها، کنترل بی اختیاری‌ها و… استفاده می شود.

امروزه دستگاه بیوفیدبک به دلیل کاربردهای بسیار آن به طور گسترده ای در کلینیک‌های فیزیوتراپی مورد استفاده قرار می گیرد.

در بایوفیدبک با بکارگیری ابزارهای الکترونیکی اطلاعاتی را در مورد اعصاب، عضلات و فعالیت‌های خود مختار بدن ثبت و پردازش می کنند و در قالب فیدبک صوتی یا تصویری به بیمار و پزشک معالج او نشان می دهند.

درمان‌های بیوفیدبک، به علت اینکه همزمان به صورت یکسان بر روی عملکرد ذهن و بدن تاثیر می گذارد، تاثیر زیادی در درمان بیمار داشته و باعث سرعت بخشیدن به روند درمان می‌شود

مدیریت درد با بیوفیدبک

مدیریت درد با بیوفیدبک روشی غیردارویی است که به افراد کمک می‌کند تا با استفاده از بازخوردهای زیستی، عملکردهای فیزیولوژیکی بدن خود را کنترل کرده و دردهای مزمن را مدیریت کنند. در این روش، ابزارهایی مانند حسگرهای الکتروانسفالوگرافی (EEG)، حسگرهای ضربان قلب و دستگاه‌های اندازه‌گیری تنفس استفاده می‌شوند تا داده‌های فیزیولوژیکی به فرد ارائه شود. فرد با تمرین و مشاهده این داده‌ها یاد می‌گیرد که چگونه واکنش‌های بدنی خود را تنظیم کند.

کاربرد های بیوفیدبک در مدیریت درد

  1. کاهش استرس و تنش عضلانی: بسیاری از دردهای مزمن ناشی از تنش عضلانی یا استرس هستند. بیوفیدبک به افراد کمک می‌کند تا با تکنیک‌های آرام‌سازی و کاهش استرس، تنش عضلات خود را کاهش دهند.

  2. مدیریت دردهای مزمن: این روش برای شرایطی مانند میگرن، فیبرومیالژیا، دردهای عصبی و حتی دردهای ناشی از جراحی مورد استفاده قرار می‌گیرد. افراد یاد می‌گیرند که چگونه با کنترل الگوهای تنفس یا کاهش فعالیت عصبی، شدت درد را کاهش دهند.

  3. بهبود عملکرد سیستم عصبی: با آموزش مغز برای تنظیم بهتر فعالیت‌های عصبی و بهبود الگوهای امواج مغزی، عملکرد کلی سیستم عصبی ارتقا پیدا می‌کند. این موضوع به‌ویژه در دردهایی که ریشه عصبی دارند مؤثر است.

  4. کنترل روانی درد: بیوفیدبک به افراد کمک می‌کند تا ارتباط ذهن و بدن خود را بهتر درک کنند و بتوانند اثرات ذهنی درد را کاهش دهند. این کار با تقویت آگاهی فرد از تغییرات فیزیولوژیکی بدنش انجام می‌شود.

بیوفیدبک

نحوه عملکرد دستگاه بیوفیدبک فیزیوتراپی

نحوه عملکرد دستگاه بیوفیدبک در فیزیوتراپی همانند عملکرد آن در حوزه روانشناسی است، تنها کاربردهای آن تفاوت می کند.

در بیوفیدبک شما به سنسورهای الکتریکی وصل می‌شوید، که سیگنال‌هایی را از نواحی مختلف بدن دریافت می‌کند. در واقع دستگاه بایوفیدبک ابتدا به ثبت سیگنال‌های بیولوژیک بدن مانند امواج مغزی، تنفس، فشار خون، تعریق، انقباضات عضلانی و… می‌پردازد.

سپس این اطلاعات و سیگنال‌های ثبت شده توسط دستگاه پردازش می شود و آنگاه در صفحه رایانه به شکل فیدبک‌های صوتی و تصویری به فرد نمایش داده می شود.

هنگامی که مغز به این وسیله اطلاعاتی را درباره خود و بدن دریافت می کند، می تواند از این اطلاعات برای باز گرداندن بدن به حالت تعادل استفاده کند.

شخص به کمک این شیوه از شرایط و عملکرد بدن خود آگاه می شود، که مثلا هم اکنون ضربان قلبش بالاست یا نه؟ در ادامه وقتی که سعی می کند ضربان قلب خود را به کمک ذهن پایین بیاورد، فیدبک‌های صوتی و تصویری به او نشان می دهند که آیا در این کار موفق بوده است یا خیر.

پیشنهاد میکنیم این مقاله را مطالعه کنید: کاربرد بیوفیدبک در روانشناسی و روانپزشکی

بیوفیدبک به شما می‌آموزد،‌ چگونه تغییرات ظریف و ماهرانه‌ای در بدن خود ایجاد کنید. در واقع با کمک این روش فرد می‌تواند بر روی عملکرد اندام‌هایش کنترل بهتری داشته باشد.
به عنوان مثال یکی از کاربردهای بیوفیدبک در فیزیوتراپی، بازآموزی عضلانی است. با بیوفیدبک می توانید برخی ماهیچه‌ها را به تدریج آرام کنید تا به آنچه می‌خواهید، برای مثال کاهش اسپاسم عضلانی برسید

در این شیوه دستگاه بیوفیدبک سیگنال های الکتریکی را از عضلات دریافت می‌کند. سپس دستگاه این سیگنال‌ها را به شکلی که برای بیمار قابل درک باشد، مثل خطوط رنگی، چشمک زدن نور لامپ و یا فعال شدن بوق هنگام افزایش انقباض، ترجمه می کند.

یعنی شما می‌توانید، انقباض و شل شدن عضلات را مثلا به صورت تغییرات خطوط رنگی در مانیتور کامپیوتر مشاهده کنید.

اگر بیمار بخواهد چشمک زدن نور یا بوق زدن را کم کرده و یا تغییرات خطوط رنگی را اصلاح کند، باید سعی کند مثلا انقباض عضلات را کاهش دهد. در این حالت بیمار مرتباً بازخورد انقباضات را در مانیتور مشاهده می کند و سعی می کند اسپاسم عضلات خود را کم کند.

همچنین فیزیوتراپیست نیز در کنار بیوفیدبک به شما آموزش خواهد داد، که مثلا کدام عضلات را چگونه و چه زمانی شل یا سفت کنید.

این روش درمانی یک روش موثر در تقویت عضلات کف لگن، که یکی از مهم‌ترین عوامل زمینه ساز بی اختیاری ادرار و مدفوع است می باشد.

متخصصان فیزیوتراپی برای کمک به بهبود توانایی‌های حرکتی افراد مبتلا به سکته مغزی و یا فلج مغزی نیز از دستگاه بیوفیدبک در فیزیوتراپی استفاده می کنند

اﻧﻮاع دستگاه بیوفیدبک فیزیوتراپی

دستگاه بیوفیدبک در فیزیوتراپی انواع مختلفی دارد، که هر کدام در جهت کاربرد خاصی در درمان بیماری‌ها و اختلالات ساخته شده‌اند. اما آنها را به چند دسته کلی می توان تقسیم بندی کرد:

برخی از انواع دستگاه‌های بیوفیدبک از یک یا چند سنسور متصل به انگشتان دست یا گوش استفاده می‌کنند، تا تغییرات فیزیولوژیکی بدن، مانند فعالیت ضربان قلب، تغییرات پوست و… را اندازه گیری کنند.

این سنسورها به کامپیوتر وصل می‌شوند و پس از اندازه گیری علائم زیستی بیمار، با استفاده از گرافیک و هیجانات کامپیوتری، به او کمک می‌کنند تا بیماری خود را کنترل کند.

نوع دیگری از درمان بیوفیدبک شامل استفاده از هدبندهایی است که بر فعالیت مغزی شما نظارت می‌کند. در این روش سیگنال‌های مغزی بررسی شده، تا از وضعیت ذهنی بیمار آگاه شوند.

یک نوع دیگر نیز، دستگاه بیوفیدبک قابل پوشیدن است. این دستگاه شامل استفاده از یک سنسور روی کمر است، که تنفس شما را بررسی و الگوهای تنفسی شما را با استفاده از یک برنامه قابل دانلود دنبال می‌کند.

با انواع دیگر دستگاه‌های بیوفیدبک از نظر عملکرد و کاربرد در این مقاله می توانید آشنا شوید

بیوفیدبک

ﮐﺎرﺑﺮدﻫﺎی دستگاه بیوفیدبک در فیزیوتراپی

در ادامه مطلب بهتر است به کاربردهای دستگاه بیوفیدبک در فیزیوتراپی بپردازیم، تا ببینیم این دستگاه‌ها در چه حوزه‌های به کار می رود.

بایوفیدبک برای کمک به درمان بسیاری از موضوعات جسمی و ذهنی کاربرد دارد. استفاده از روش بیوفیدبک در فیزیوتراپی به تازگی وارد شده است و کاربرد آن بیشتر در باز آموزی‌های عضلانی-عصبی و درمان بی اختیاری ادرار و مدفوع می‌باشد.

در بازآموزی‌های عضلانی-عصبی با نصب سنسورهایی بر روی عضلات سیگنال‌هایی از عضلات بیمار دریافت می شود و از طریق بیوفیدبک و فیزیوتراپی، فرد حرکت مورد نظر را کاملا یاد می‌گیرد.

کارایی دیگر بیوفیدبک در لرزش غیر ارادی دستان در بیماران اعصاب و پارکینسونی می باشد، که با نصب سنسورها بر روی عضلات دارای لرزش فرد از طریق مشاهده‌ی سیگنال‌ها سعی در کنترل این لرزش می‌کند.

در درمان بی اختیاری نیز، بیوفیدبک باعث بالا رفتن میزان کنترل فرد در این موارد می‌شود. بیوفیدبک عمدتاً در درمان بیماری‌هایی به کار می رود که داروها در درمان آن موفق نیستند.

بایوفیدبک در درمان طیف وسیعی از شرایط عصبی و عضلانی، مثل اختلالات ماهیچه لگن (بی اختیاری ادرار فوری و فشاری، بی اختیاری مدفوع، واژینیوسموس، یبوست و مقاربت دردناک)، ضعف ماهیچه‌ها بخاطر سکته، دندان قروچه، دردهای تنشی، مشکلات معده‌ای-روده‌ای مثل سندرم روده تحریک پذیر، حالت تهوع و استفراغ موثر است.

در طول جلسات بیوفیدبک، افراد با کمک مدربان متخصص، به طور فردی یا گروهی، اطلاعات بدنی خود را مشاهده و تحلیل می‌کنند. به عنوان مثال، یک سنسور می‌تواند فشار خون یا ضربان قلب را اندازه‌گیری کرده و این اطلاعات را به صورت گرافیکی یا عددی به فرد نشان دهد. این نمایشگرها به افراد این امکان را می‌دهند که واکنش‌های خود را در مقابل محرک‌های مختلف، مثل استرس یا آرامش، بسنجند و درک کنند. این تجربه فردی به افراد این امکان را می‌دهد تا به طور فعال به کنترل و تغییر واکنش‌های خود در مقابل محیط پردازند.

آشنایی با دستگاه بیوفیدبک عضله

تعدادی از کاربردهای دستگاه بیوفیدبک در فیزیوتراپی ، در لیست زیر می توانید مشاهده کنید:

  • درمان دردهای مزمن

  • سردرد

  • بی اختیاری ادراری

  • باز آموزی عضله بعد از عمل جراحی

  • کاهش لرزش در بیماری‌های مغز و اعصاب مثل MS و پارکینسون

  • ریلکسیشن عضلاتی که دچار اسپاسم شده‌اند

  • انقباض عضلات مهار شده (مانند گچ گرفتگی)

  • تقویت عضلات ضعیف

  • گیر افتادگی و بی ثباتی شانه

  • درمان یبوست

  • اختلال مفصل گیجگاهی

  • بازآموزی الگوی صحیح حرکت بعد از آسیب در ورزشکاران

کمک به بازگشت حرکت در بیماران قطع نخاع، سکته مغزی، ضربه مغزی و …

بحث و نتیجه گیری

به طور کلی، بیوفیدبک به عنوان یک روش معتبر و موثر در ارتقاء کیفیت زندگی و بهبود وضعیت‌های بهداشتی و روانی فردی تشخیص داده می‌شود. تحقیقات متعدد نشان می‌دهد که این روش در مواردی از جمله مدیریت درد، کاهش استرس، بهبود خواب و مدیریت اضطراب به نتایج مثبتی منجر شده است. با توجه به توانمندی‌های بیوفیدبک در بهبود کیفیت زندگی افراد، این روش به عنوان یک گزینه مؤثر و متناسب با نیازهای افراد در دنیای امروز توسط اهمیت بیشتری برخوردار است.

در حالی که بیوفیدبک برای بسیاری از افراد مفید است، اما برخی بیماران ممکن است نیاز به روش‌های درمانی دیگر داشته باشند. مشاوره با پزشک مهم است.

دستگاه‌های بیوفیدبک شامل الکترومایوگرافی (EMG)، بیوفیدبک تنفسی، بیوفیدبک حرارتی و دستگاه‌های چندمنظوره هستند.

بله، برخی از دستگاه‌های بیوفیدبک برای استفاده خانگی طراحی شده‌اند، اما استفاده از آن‌ها باید تحت نظر متخصص باشد.

بله، بیوفیدبک به عنوان یک روش غیرتهاجمی و بدون عوارض جانبی جدی شناخته می‌شود. با این حال، بهتر است تحت نظارت پزشک یا متخصص فیزیوتراپی انجام شود.

بیوفیدبک معمولاً برای مدیریت دردهای مزمن، اضطراب، افسردگی، اختلالات خواب و اختلالات حرکتی استفاده می‌شود.

امتیاز این مقاله
4.5/5
نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

مزایا و عوارض بیوفیدبک

دستگاه بیوفیدبک در فیزیوتراپی

همیشه وقتی می‌خواهیم درمانی را شروع کنیم، همگی ما بی‌شک نگران عوارض جانبی آن هستیم. عوارض بیوفیدبک هم یکی از نگرانی‌های افرادی است که می خواهند این دوره‌های درمانی را شروع کنند، یا هم اکنون شروع کرده‌اند. اگر با بیوفیدبک آشنا نیستید سری مقالات زیر شما را با این روش درمانی بیشتر آشنا می کند.

نکات مهم در خرید دستگاه نوروفیدبک

عوارض بیوفیدبک

اینکه برای شروع یک شیوه درمانی، آن هم از نوع نوین و کمتر شناخته شده آن به دنبال شناخت عوارض آن هستید، کاملا منطقی و نشان دهنده هوش و ذکاوت شماست.

بعضی از درمان‌ها عملا عوارض جانبی جبران ناپذیر و یا غیرقابل تحملی دارند و این نگرانی را برای ما تشدید می کند.

درمان‌هایی که دارای عوارض جانبی خطرناک هستند، عملا تهاجمی می‌باشند. یعنی مثلا بخشی از بدن در طی عمل جراحی تحت تاثیر قرار می گیرد و یا دارویی شیمیایی که فرد با خطرات بالقوه آن را مصرف می کند.

اما در نوروفیدبک و بیوفدیبک ما با هیچ یک از این موارد مواجه نیستم و بیوفیدبک یک روش کاملا ایمن و بی خطر به حساب می‌آید.

در واقع به راحتی می توان گفت عوارض بیوفیدبک به صورت بالقوه هیچ است. دستگاهی که به بدن ما وصل می شود هیچ اشعه و یا سیگنالی را وارد بدن نکرده و هیچ دخل و تصرف فیزیکی و شیمیایی در بدن ایجاد نمی کنند.

تنها باید این نکته را در نظر داشت که از این روش باید برای موارد مناسب و موثر استفاده کرد. وگرنه چیزی جز اتلاف وقت و هزینه نصیب شما نمی شود. بنابراین شما باید قبل از شروع بیوفیدبک با روان‌پزشک یا درمانگر خود درباره گزینه‌های موجود صحبت کنید.

بیوفیدبک لزوما برای همه افراد ضروری نیست و ممکن است روش‌های دیگر برای وضعیت بخصوص هر فرد وجود داشته باشد که بهتر عمل می‌کنند.

اگر درمانگر شما به این نتیجه رسید که بیوفیدبک برای شما مناسب است، از تمامی روش‌های درمانی حرفه‌ای که به شما آموزش داده می‌شود، آگاه شوید.

همچنین از مقدار هزینه احتمالی تمرین‌های بیوفیدبک و هزینه‌های مربوط به دستگاه‌هایی که ممکن است خریداری کنید آگاه باشید.

بیوفیدبک یکی از گزینه‌هایی است که به شما کمک می‌کند کنترل بیشتری روی پاسخ‌ها و رفتارهای بدنی خود داشته باشید.

پیشنهاد میکنیم این مقاله را مطالعه کنید: نوروفیدبک پتانسیل قشر آهسته

در واقع بیو فیدبک و نوروفیدبک به مانند دستگاه فشارخون یا تب سنج عمل می کنند. که میزان انحراف عضوی از بدن از شرایط استاندارد را نشان می دهند.

این دستگاه صرفا سیگنال‌های زیستی ما را ثبت می کند و برای اینکه بتوانیم آنها را با اراده خود در جهت بهبود تغییر دهیم، این سیگنال‌ها را در مانیتور به ما نشان می دهد. سنسورهایی نیز که به بدن و یا سر فرد در نورفیدبک با بیوفیدبک نصب می شوند، تنها برای دریافت این سیگنال‌ها کابرد دارد.

تحقیقات گسترده ای در باب عوارض بیوفیدبک صورت گرفته است. نتایج به دست آمده از این تحقیقات عارضه جانبی جدی و خطرناکی را برای این روش درمانی نشان نداده است.

تنها در نوروفیدبک که امواج مغزی را ثبت می کنند، اختلالاتی نظیر اضطراب شدید، بی خوابی، تهوع و درد در ناحیه سر به صورت خفیف در کمتر از ۵ درصد موارد گزارش شده است. که در بسیاری از موارد نیز این عوارض پس از تکمیل دوره درمان و قطع درمان بهبود یافته‌اند.

پیشنهاد میکنیم این مقاله را مطالعه کنید: درمان با نوروتراپی و موارد کاربرد نوروفیدبک

مزایای بیوفیدبک

بیوفیدبک معمولا به جای یک درمان، نوعی آموزش محسوب می‌شود. در واقع این تکنیک بیشتر از اینکه نوعی درمان مستقل باشد، نوعی آموزش به افراد است تا بدن خود را با قدرت ذهن تحت کنترل داشته باشند.

در واقع ایده‌آل‌ترین شیوه‌های درمانی آن‌هایی هستند، که در آنها خود فرد عامل درمان است. که این روش درمان نیز از همین دسته است.

در درمان دارویی یا درمان‌های روانشناختی مراجعان خود را وابسته به درمان می دانند. بنابراین به دنبال شیوه‌های جدیدی مانند درمان با بیوفیدبک هستند، که بتوانند با بکار گیری آن علایم و مشکلات روانشناختی خود را برطرف کنند.

بعضی از روش‌ها و شیوه‌های درمانی شایع مثل ریلکسیشن، یوگا و مدیتیشن بر این دستور تأکید دارند، ولی در این فرآیند مشکلی که وجود دارد این است که برخی از مراجعان قابلیت یادگیری مناسبی ندارند و با توضیح‌ها شفاهی نمی توانند دستورالعمل های درمانی و روش‌ها را به درستی انجام دهند.

در حالی که این مشکل در درمان با بیوفیدبک برطرف شده است و مراجع می تواند با آگاهی از علایم زیستی خود، مناسب با موقعیت و هدفش در کنترل علایم خود کفا شود.

میزان تاثیرگذاری بیوفیدبک ارتباط مستقیمی با میزان مشارکت و همکاری مراجع دارد. بیوفیدبک علاوه بر درمان همچنین می‌تواند برای کمک کردن به افراد برای توسعه مهارت‌های جدید و برای عملکرد بهتر نیز مفید واقع شود.

از برخی مزایای جایگزینی بایوفیدبک به جای دارو به موارد زیر می توان اشاره کرد:

  • نیاز به داروها را حذف می‌کند یا کاهش می‌دهد.
  • برای آنهایی که تحمل دارو را ندارند، می تواند درمانی جایگزین باشد.
  • هنگامی که داروها خوب پاسخ نمی دهند، می تواند راه دیگری باشد.
  • می تواند جاگزین داروهایی باشد که عوارض یا حالت اعتیاد آورد دارند.
  • در بعضی شرایط موقع حاملگی، می تواند جایگزین داروها باشد.
  • به اشخاص کمک می‌کند کنترل سلامتی خود را به دست گیرند.