در مطلب الکترود گذاری با ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ ۱۰-۲۰ با نحوه الکترود گذاری در دستگاه الکتروانسفالوگرافی آشنا شدید و در مطلب قبل نیز به فرایند درمان، نکات کلینیکی و احتیاط آن پرداختیم. در این مطلب در ۶ گام به چگونگی ارزیابی و تشخیص امواج مغزی می پردازیم.
۶ گام در ارزیابی و تشخیص امواج مغزی
قبل از هر چیز در نظر داشته باشید ثبت از نقاط ۱ و ۲ و ۳ که در ذیل توضیح داده میشود اجباری است و ثبت از نقاط ۴ و ۵ و ۶ در صورتی که تصویر واضحی نداشته باشیم انجام میدهیم.
از راس و قله سر شروع میکنیم. Cz نقطه معیار است. این اولین نشان شماست. برای ارزیابی کیفیت انسداد آلفا دادهها را با چشم باز و بسته به دست آورید. توزیع امواج برای نسبت بالای تتا به بتا یا برعکس، نقطه Cz را به طور دقیق بررسی کنید.
۲)گام اول در تشخیص امواج مغزی :
ثبتهای خلفی و قدامی که همزمان و به ترتیب در pz و Fz بگیرید. امواج تند در قسمت قدامی و امواج کند در قسمت خلفی امواج آهسته غالب است.
دامنه آلفا در نقطه Pz و با چشمان بسته باید بیشتر از دامنه سایر امواج باشد. کندی لوب پیشانی معمولاً با افسردگی و اختلال نقص توجه ADD همراه است.
در حالی که امواج غالب تند در قسمت خلفی به بیخوابی، اضطراب، اختلال وسواس فکری عملی OCD مرتبط است.
ثبت همزمان دو نیمکره متقابل در بین نواحی T3 / C3 و T4 / C4 با چشمان باز دامنه تتای بهنجار شبیه به آلفا است. دامنه آلفای بهنجار با چشمان بسته بیشتر از دامنه تتا است.
معمولاً دامنه بتا در نیمکره چپ بالاتر است. در حالی که دامنههای آلفا بهنجار در دو طرف با هم برابراست و یا در نیمکره راست بیشتر است.
به مراجع یادآوری شود که فک خود را شل و بدون انقباض نگهدارد. عدم قرینگی و توزیع نابهنجار امواج به راحتی قابل ارزیابی است. در غیر این صورت انجام مراحل ۴ تا ۶ الزامی است.
عدم قرینگی قدامی و خلفی رایج است. به یاد داشته باشید که دادهها باید دقیق باشد. هر ثبتی که مشکوک به آرتیفکت بالا است را تکرار کنید. تا این مرحله ارزیابی حداقل ۳۰ تا ۴۰ دقیقه زمان صرف کنید.
۴) گام چهارم در تشخیص امواج مغزی :
سایر ثبتهای متقابل نیز مهم است. مقایسه F3 / F7 با F4 / F8 اغلب عدم قرینگی آلفا و بتا را نشان میدهد. اگر بتنی طرف راست به طور معنا داری بیشتر از بتنی چپ باشد، مراجع احتمالاً دارای اضطراب، استرس یا شرایطی مثل دندانقروچه میباشد. اگر آلفای چپ به طور معنا داری بالاتر از آلفای راست باشد مراجع احتمالاً دارای افسردگی یا ADD است.
۵) گام پنجم در تشخیص امواج مغزی :
در نهایت T5 / P3 را با T6 / P4 مقایسه کنید. عدم قرینگی امواج آهسته و سریع ممکن است، در اختلال ریاضی، اختلالات یادگیری یا پردازش فضایی ضعیف دیده شود.
نیمکره چپ خلفی در باز شناسی کلمات نقش دارد. در حالی که نیمکره راست خلفی برای بازشناسی چهره است. فرکانس غالب مغزی را بررسی کنید (ریتم غالب خلفی نیز نامیده میشود).
مراجعان بزرگسال با رکود مهارتهای شناختی وابسته به سن و افسردگی اغلب فرکانس آلفای غالب زیر ۱۰ هرتز دارند. علاوه بر این فرکانس موج غالب مغزی در دو نیمکره باید نسبتاً مساوی باشد در غیر این صورت به پردازش شناختی ضعیف باید مشکوک شد.
۶)گام ششم در تشخیص امواج مغزی :
این آخرین مرحله ارزیابی است. Fpz و Oz را برای مطالعه کندی EEG بررسی کنید. هر زمان که دادهها را از Pz با چشمان باز ثبت کردیم، آرتیفکت مربوط به حرکات چشم و عضله باید به حداقل برسد.
اگر بخواهیم با چشمان باز ثبت بگیریم از مراجع بخواهید، که به پایین نگاه کند یا به یک جسم خاص در اتاق خیره شود. از مراجع بخواهید از حرکت چشم خودداری کند.
این نکته را به خاطر بسپارید که نسبت تتا به بتای هنجار در تمامی نواحی شکمی مغز از جمله قطبهای پیشانی کمتر است.
آنچه از امواج مغزی برای ثبت سیگنال مغزی باید بدانید!
ثبت سیگنال مغزی EEG
سیگنال چیست؟
مشخصات اصلی سیگنال عبارتند از:
دامنه: بیشترین جابجایی یک موج (واحد ولت / میلی ولت و میکرو ولت)
فرکانس: به تعداد تکرار یک موج در واحد زمان فرکانس آن موج گفته میشود (واحد هرتز)
آرتیفکت: هرچیزی که در نوار مغزی ثبت شود ولی منشا مغزی نداشته باشد.
سیگنال مغزی به صورت موجی شامل فرکانسهای مختلف دیده میشود، که با چشم قادر به تفکیک فرکانسهای تشکیل دهنده آن نیستیم.
هر طیف فرکانسی امواج مغزی دارای منشاءهای مختلفی در مغز است و بنابراین با ثبت از هر نقطه جمجمه موجی متفاوت را شاهد هستیم، که با تغییر حالت و شرایط فرد و هم چنین مکان الکترود متفاوت خواهد بود.
کل محدوده امواج مغزی ثبت شده به واسطه EEG از حدود ۰ تا ۱۰۰ هرتز در نظر گرفته میشود. که محققان برای دستهبندی بهتر و نسبت دادن عملکردهای مختلف طیفهای شاکله امواج مغزی را به صورت زیر دسته بندی کرده اند. (لطفاً در نظر داشته باشید که اعداد فرکانسی ذکر شده امکان دارد، به علت دستهبندیها و تحقیقات متفاوت، در جاهای مختلف با هم مغایرت داشته باشد. ولی محدوده کلی آنها به هم نزدیک است):
امواج دلتا :
عموماً از ۱-۴ هرتز و یا ۲/۰ -۳ هرتز را امواج دلتا مینامند. کم فرکانسترین موج با بیشترین دامنه است و موج غالب در اطفال و نوزادان بوده و عمدتاً در تالاموس و قشر مغز مشاهده میشود.
در مرحله ۳ خواب شروع به پدیدار شدن در امواج مغزی میکند و در مرحله ۴، موج غالب امواج مغزی میشود. در همه جانوران دیده میشود و دارای تفاوتهایی در جنس مونث و مذکر و همینطور غالبیت نیم کرهای هست.
به این صورت که کاهش موج دلتا با روند پیر شدن و افزایش سن، در اغلب پستانداران در مردان بیشتر از زنان است. در طی خواب، دلتا دارای غالبیت نیمکره راست است.
از موارد تحقیقاتی انجام شده میتوان به تغییر امواج دلتا در ایسکمی، راه رفتن در خواب، محرومیت از خواب، پارکینسون، شیزوفرنی، دیابت، اعتیاد به الکل و صرع لوب تمپورال اشاره کرد.
در هنگام تولد ۴۰ درصد دامنه امواج در باند فرکانسی دلتا و ۱۰ درصد در باند فرکانسی آلفا میباشد.
در بزرگسالان بهنجار کمتر از ۵ درصد دامنه در طیف باند فرکانسی دلتا و ۷۰ درصد در نواحی پس سری مربوط به موج آلفا میباشد.
افزون: جراحات مغز، مشکلات یادگیری، نقص توجه و بیش فعالی شدید
کمبود: عدم توانایی برای جوان سازی بدن و مغز، خواب نامناسب
بهینه: سیستم ایمنی، درمان طبیعی، خواب عمیق و رفرش کننده
امواج تتا :
عموماً از ۳- ۸ هرتز را امواج تتا مینامند. تتا بسته به این که در مطالعات انسانی یا جوندگان ذکر شود دارای دو تعریف است: به نوساناتی با منشاء هیپوکمپ و نواحی متصل به آن در جوندگان، تتا میگویند.
به نوسانات ۴-۷ هرتز در انسان فارغ از منشاء آن، تتا میگویند. تتا هیپوکمپ (۶-۱۰ هرتز) در جوندگان در هنگام رفتارهای حرکتی فعال، بو کشیدن جستجوگرانه و نیز در طی خواب REM بروز میکند.
تتا با فرکانس پایینتر (۶-۷ هرتز) در جوندگان وقتی بروز میکند، که جانور بی حرکت ولی هوشیار باشد. تتا مرتبط با جهتیابی فضایی ست.
تتا جوندگان به نسبت انسان ممتدتر است. در گربه و خرگوش نیز فرکانس تتا پایینتر (۴-۶ هرتز) است و کمتر وابسته به حرکت است و در خفاش نیز تتای کوتاه مدت وابسته به جهتیابی صوتی است.
در انسان و سایر نخستیها، ریتم تتا به سختی قابل مشاهده است. تتا با منشا هیپوکمپ در انسان دارای عملکرد مشابه با جوندگان ولی با فرکانس پایینتر (۱-۴ هرتز) است. به طور کلی تتا در جانوران بزرگ تر، کم فرکانس تر است.
تتا با منشاء قشر مغز در حالت مدیتیشن و خواب آلودگی و خواب ولی نه در حالت خواب با امواج آهسته دیده میشود. فرکانس تتا به صورت تابعی از سرعت دویدن و یا پریدن تغییر میکند و با افزایش آن افزایش مییابد، تا به حداکثر میزان محدوده خود برسد.
در انسان وابسته به خواب REM است و با تغییر وضعیت از خواب به بیداری در بازههایی کوتاه (کمتر از یک ثانیه) قادر به مشاهده تتا با منشاء هیپوکمپ خواهیم بود. تتا با منشا قشری نیز در حالت گذر از خواب به بیداری و نیز در بیداری کامل دیده میشود.
دو نوع تتا با منشاء هیپوکمپ در جوندگان دیده میشود: تتا مقاوم به آتروپین (در طی حرکت و رفتار ارادی و خواب REM با فرکانس حدود ۸ هرتز) و تتا حساس به آتروپین (در طی عدم حرکت وقتی هنوز حرکت انجام نشده – یا حالت خشکشدگی/فریز شدن – و بیهوشی القا شده با اورتان با فرکانس حدود ۴-۷ هرتز که با تجویز آتروپین از بین میرود)
تتا با خلاقیت و تکانشگری در ارتباط است. با حواسپرتی و عدم توجه، خیال پردازی و افسردگی و اضطراب افزایش میابد. معمولاً وقتی اختلال توجه وجود دارد، متخصصان نوروفیدبک پروتکل کاهش تتا را آموزش میدهند. آموزش نوروفیدبک میتواند سرعت بلوغ مغز را افزایش دهد.
تتا در کودکان بیشتر از بزرگسالان دیده میشود و در اختلالاتی هم چون نقص توجه و بیش فعالی و نیز افسردگی تغییر میکند.
افزون: ADHD, افسردگی، بیش فعالی، بیانگیزگی
کمبود: اضطراب، هوشیاری عاطفی ضعیف، استرس
بهینه: خلاقیت، ارتباط عاطفی، آرامش، ذهن ناخودآگاه و قریحه
امواج آلفا :
امواج آلفا با فرکانس ۸ -۱۲ هرتز ناشی از فعالیت الکتریکی هم زمان ضربان سازهای تالاموس در انسان هستند. در حالت ریلکس در بیداری با چشمان بسته عمدتاً از لوب پس سری منشاء گرفته و با باز کردن چشمها و یا خستگی و خواب کاهش مییابد.
امواج آلفا مهار فعالانه و کافی برای مسیرهای حسی غیر مرتبط ایجاد میکند و به نوعی دروازه حسی تالاموس به قشر مخ را میبندد. در حالت چشم بسته قویترین امواج مغزی در لوب پس سری هستند.
دو نوع موج آلفا با توجه به عملکردشان در چرخه خواب و بیداری داریم: فعالیت آلفا در حالت ریلکس روحی (در حالت بیدار چشم بسته و نه خسته و خواب آلود) با مرکزیت در لوب پس سری و از ۴ ماهگی با فرکانس ۴ هرتز پدیدار میشود.
تا سن سه سالگی به فرم بالغ خود یعنی حدود ۱۰ هرتز میرسد و فعالیت آلفا در خواب REM با مرکزیت در ناحیه پیشانی – مرکزی که با فشار خواب REM نسبت عکس دارد. در حدود ۱۰ درصد از جمعیت فاقد امواج آلفا هستند، که شیوع اختلالات اضطرابی در آنها بالاست.
امواج آلفا در پیشبینی اشتباهات نقش دارند (افزایش ۲۵ درصدی موج آلفا درست قبل از رخداد اشتباه). آلفا هم چنین شاخصی از بیکاری یا idleness است و با بستن چشمها افزایش و با باز کردن چشمها کاهش میابد، این پدیده انسداد آلفا نامیده میشود.
اگر دامنه آلفا در حالت چشم بسته کم شود، نشانه خواب آلودگی و افزایش آلفا به طور کلی احتمال وقوع اشتباهات را زیاد میکنند. در اختلالات فوبیا، بیش فعالی، لکنت زبان و افسردگی، موج آلفا دچار تغییر میشود.
افزون: خیال پردازی، عدم تمرکز، بی خیالی
کمبود: اضطراری، وسواس، فراموشی، استرس شدید
بهینه: حالت ریلکس
امواج بتا :
امواج بتا با فرکانس حدود ۱۲ -۳۰ هرتز با حالت هوشیاری در زمان بیداری مطابق است و عمدتاً به سه دسته بتا ۱، ۲ و ۳ بر اساس فرکانس دسته بندی میشود.
بتا ۱ (۱۲٫۵ -۱۶ هرتز) با حالت تمرکز فعال یا تفکر اضطرابی منطبق است. امواج بتا در سرتاسر قشر حرکتی وابسته به انقباض عضلات در حرکات ایزوتونیک است و قبل و در طی حرکت کاهش مییابد.
دورههای فعالیت بتا وابسته با تقویت فیدبکهای حسی در کنترل حرکات ثابت است و وقتی حرکت تغییر میکند، کاهش مییابد.
فعالیت بتا وقتی که باید حرکت حفظ شود / ادامه یابد و یا ارادی کاهش یابد، افزایش مییابد. در اعتیاد، خشم، افسردگی، اضطراب، نقص توجه، گرفتگی عضلانی و پارانویا، امواج بتا تغییر میکند.
سیگنال مغزی گاما با فرکانس حدود ۲۵- ۱۰۰ هرتز، معمولاً ۴۰ هرتز به نظر میرسد، که در واحد سازی درک خودآگاه و آگاهی binding problem نقش دارد.هم چنین در حالت مدیتیشن، تمرکز با توجه، همسان سازی فعالیت مغزی نقش دارد.
همچنین در طی خواب REM و نیز بیهوشی دیده میشود، که مطابق با تصویرسازی است. امواج گاما در آلزایمر، شیزوفرنی، پارکینسون و صرع دچار تغییر میگردد.
بهینه: پیوستگی حسها، شناخت، پردازش اطلاعات، یادگیری، ادراک، خواب REM
ریتم مو :
اشتقاقی از امواج آلفا با فرکانس حدود ۷٫۵-۱۲٫۵ هستند، که در قشر حرکتی یافت میشوند و با حرکت، قصد حرکت و یا تصور حرکت کاهش مییابند و وقتی بدن در حالت استراحت است شاخص میباشد.
احتمالاً ناشی از فعالیت الکتریکی هم زمان نورونهای هرمی قشر کنترل کننده حرکات ارادی هستند. در طی ۴ ماهگی قابل تشخیص است و با بلوغ به حداکثر میزان خود میرسد.
برخلاف امواج آلفا که در لوب پس سری غالباند، در فاصله گوش تا گوش در ناحیه قشر حرکتی دیده میشود. احتمال میرود که فعالیت نورونهای آیینهای در کاهش موج مو نقش داشته باشند.
موج مو شاخصی از توانایی اطفال برای تقلید است و در افراد اوتیسم، این ویژگی دچار نقص است. موج مو مطابق با غیر هم زمان سازی desynchronization قبل و بعد از اجرای حرکت است.
اطفال میزان بیشتری از غیر هم زمان سازی را در اجرای حرکات هدف دار به نسبت بزرگسالان نشان میدهند. موج مو در اوتیسم، یادگیری، تکوین زبان دچار تغییر میشود.
SMR امواج حسی – حرکتی : نخستین بار، باری استرمن و همکارانش آموزش SMR را روی گربهها و بعداً روی انسانهای مبتلا به صرع انجام دادند. آنها افزایش موج ۱۲ تا ۱۵ هرتز را در ناحیه C3 یا T3بدون تجهیزات رایانهای تقویت کردند. پروتکل وی هم برای صرع و هم برای بیش فعالی با مهار موج تتا همراه شد.
اشتقاقی از امواج بتا با فرکانس حدود ۱۳-۱۵ هرتز هستند. ریتم بیکاری مغز در حالت هم زمانی امواج است و در دوکهای قشر حسی-حرکتی دیده میشود.
بیشترین دامنه SMR در حالتی است که فرد بر روی کار خاصی تمرکز کرده و بی حرکت است. با انجام حرکت و یا تصور آن، دامنه SMR در ناحیه حسی-حرکتی مربوطه کاهش مییابد.
در نقص توجه و بیش فعالی، صرع، اوتیسم و اختلالات یادگیری، این ریتم دچار تغییر میشود. پهنای باند فرکانسی رایج به صورت خلاصه در جدول زیر نشان داده شده است:
ارزیابی CliniqalQ یکی از ابزارهای نوین تشخیص بیماریها و اختلالات مغز و اعصاب و روان ارزیابی می باشد. تشخیص صحیح و به موقع اختلالات و بیماریهای مختلف به ویژه در زمینه مغز و اعصاب و روان کمک فراوانی به درمان بیماران می کند و امروزه فناوریهای نوین پزشکی این امکان را بیش از پیش فراهم کردهاند.
همانطور که می دانید، طرز کار و فعالیت نواحی مختلف مغز بر اثر بیماریها و ناراحتی های مختلف فرق می کند. به عنوان مثال امواج مغزی شما وقتی شاد و خوشحال هستید، با زمانی که غمگین و ناراحتید با یکدیگر متفاوت است.
در نتیجه می توان گفت امواج مغزی بیمار افسرده با فردی که شاد و سالم است فرق میکند، امواج مغزی کودک بیش فعال متفاوت از کودک سالم است. امواج مغزی در نواحی مختلف مغز در جریان بیماری های اعصاب و روان و آسیبهای مغزی نسبت به زمان سلامت اشخاص تفاوت پیدا می کنند.
برای مثال در بیماری افسردگی دامنه امواج مغزی در نیمکره چپ به خصوص در ناحیه پیشانی طرف چپ، فعالیت کمتری از طرف راست دارد و یا در جریان بیش فعالی، در خط وسط و بالای مغز امواج مغزی آهسته تر است .اینگونه است که ارزیابی ClinicalQ توسط امواج مغزی ثبت شده و مقایسه آن با امواج مغزی سایر افراد بیمار می تواند بیماری افراد را تشخیص دهد.
ارزیابی ClinicalQ چیست؟
ارزیابی ClinicalQ یک ارزیابی جامع با ثبت ۵ کانال امواج مغزی است. این ارزیابی به صورت یک Template جداگانه بر روی نرم افزار eProbe موجود است و با کمک مقایسه نتایج آن با دیتابیس خود، گزارش جامعی در قالب یک فایل جداگانه ارائه می دهد. ارزیابی ClinicalQ بر خلاف نقشه مغزی بر اساس دیتابیس جامعه غیر نرمال یا همان افراد دارای بیماری انجام میگیرد.
این روش ارزیابی که توسط دکتر Paul G. Swingle توسعه یافته است، از ۵ نقطه Cz, O1, F3, F4 و Fz امواج مغزی ثبت شده و با دیتابیس به دست آمده از ۱۵۰۰ نفر (که دارای علائم بالینی بودند) مقایسه می گردد.
امواجی که در این ارزیابی بررسی می شوند دلتا (۲ هرتز)، تتا (۳-۷)، آلفا (۸-۱۲)، SMR ریتم حسی-حرکتی (۱۳-۱۵)، بتا (۱۶-۲۵)، بتای بالا/گاما (۲۸-۴۰)، آلفای پایین (۸-۹) و آلفای بالا (۱۱-۱۲) را شامل می شود.
اطلاعات به دست آمده با این روش ما را در تشخیص ۲۵ اختلال رایج مانند افسردگی، اضطراب، بیش فعالی، اوتیسم، وسواس، اختلالات یادگیری، دردهای مزمن، سردرد، مشکلات خواب و ضعف حافظه راهنمایی میکند.
ارزیابی ClinicalQ کمک می کند که تشخیص دهید، مرکز اختلال در مغز فرد در کدام ناحیه از مغز است و کدام ناحیه از مغز غیر طبیعی کار میکند.
به طور خلاصه می توان گفت که، کلینیکال کیو وسیلهای است که در مغز محل اختلال و بیماری را تعیین می کند و با تجزیه تحلیلهایی که انجام میدهد درمانگر میزان و شدت آن را می تواند تشخیص دهد.
این شیوه تشخیصی هیچگونه عوارض یا تحمل دردی برای بیمار نداشته و راحتی می توان از این شیوه تشخیصی استفاده کرد.
نقشه برداری مغز یا Quantitative Electroencephalograpy) QEEG) به معنی الکتروانسفالوگرافی کمّی و یک علم میان رشتهای است که با استفاده از تکنولوژیهای پیشرفته و مشارکت رشتههایی چون علوم پزشکی، رایانه، روانشناسی، ریاضیات و دیگر حوزههای مرتبط، به مطالعه سیستم مغز و اعصاب میپردازد. این فرآیند شامل اندازه گیری، ثبت، تجزیه و تحلیل فعالیت های الکتریکی مغز می باشد. با این روش تراپیست میتواند به شناخت مطلوب از وضعیت روحی-روانی فرد دست یابد. چرا که در نقشه مغزی هر کدام از امواج مغزی میتوانند، اطلاعاتی از وضعیت فرد در اختیار بگذارند.به طور مثال، برخی از امواج نشان دهنده میزان استرس و اضطراب بیش از حد می باشند و با رنگ مشخصی در نقشههای مغزی نشان داده میشوند. از این طریق هم بیمار و هم پزشک مربوطه هردو میتوانند به میزان اضطراب آگاهی پیدا کنند.
نقشه برداری مغز چگونه انجام می شود؟
QEEG، تجزیه و تحلیل جامعی از فرکانس ها و پهنای باندهای فرکانسی امواج مغزی افراد است که در EEG خام نشان داده شده اند.
این اطلاعات خام به کمک نرم افزار های eProbe و NeuroGuide اندازهگیری و پردازش میشوند.
اطلاعات بدست آمده از QEEG را می توان برای تهیه ی نقشه های مغزی توپوگرافیک و نمایش فعالیت های الکتریکی به شکل رنگ های رمز دار شبیه سازی شده به کار برد.
اگر اطلاعات توسط نرم افزار پایگاه داده های نرم شده پردازش شوند، در آن صورت رنگ های کد گذاری شده، مقادیر استاندارد را ارائه می دهند.
به عبارت دیگر تجزیه، تحلیل و اندازهگیری دقیق امواج مغزی و مقایسه ی نقشه ی به دست آمده با نقشه مغزی جمعیت نرمال ، تصویر دقیقی از نحوه عملکرد هر قسمت از مغز را تحت شرایط مختلف نشان می دهد که به ما می گویند، کدام مناطق مغز عملکرد صحیحی دارند و عملکرد کدام مناطق را میتوان بهبود بخشید.
چرا از QEEG استفاده می کنیم؟
راهنمای تعیین موثرترین روش برای آموزش و تمرین مغز جهت بهبود حافظه، افزایش تمرکز، کاهش اضطراب و…
ارائه ی نقشه های توپوگرافیک مغز و سهولت در روند عملکرد نوروتراپیست ها
ارائه ی راهکار استراتژیک قبل از جراحی برای پزشکان
امکان گرفتن بازخورد بهنگام، از عملکرد کامل مغز (Real-Time feedback)
امکان پیشبرد روشهای آموزش و تمرین مغز مانند نوروفیدبک و تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال(rTMS)
ایجاد آگاهی از فرآیندهای فیزیولوژیکی
امکان ارزیابی الگوهای ناکارآمد
شناسایی الگوهای اختلال عملکردی که اغلب با اختلالات مختلف مغز، مانند مسائل یادگیری و رفتاری، اختلالات عاطفی، آسیب مغزی و بسیاری از موارد دیگر مطابقت دارند
روشی غیر تهاجمی و غیر دارویی
نقشه برداری مغز در چه مواردی کاربرد دارد؟
نقشه برداری مغز یا QEEG کاربرد های بسیاری دارد که مهم ترین آن ها عبارتند از:
تعیین نوع اختلال علائم بسیاری از بیماریهای مغز و اعصاب را نمی توان به راحتی ازهم تفکیک کرد و نوع بیماری را تشخیص داد. نقشه مغزی جهت تعیین نوع آسیب مغزو اختلال مغزی موثر است. برای نمونه علائم بیش فعالی، اختلال نقص توجه و حواسپرتی در ظاهرشبیه هم هستند، اما درمان آنها کاملاً متفاوت است. ریتالین ممکن است برای بهبود علائم گروه اول کمک کننده باشد، ولی در گروه دوم سبب افزایش علائم می شود. پس تشخیص اشتباه نتیجه ی ناخوشایندی را به همراه دارد. همچنین نقشه برداری مغز (QEEG) علاوه بر تشخیص نوع اختلال، به پزشک کمک میکند که بهترین روش درمانی را انتخاب نماید. نقشه مغزی در تشخیص بیماریها و اختلالاتی مانند بیش فعالی یا اختلال نقص توجه (ADHD)، اختلالات طیف اوتیسم، افسردگی، اختلال دوقطبی، اختلال اضطراب پس از حادثه (PTSD)، اختلالات اضطرابی و ناتوانی در یادگیری، در مراکز تحقیقاتی سراسر دنیا مورد استفاده قرار میگیرد.
تعیین منطقه آسیب دیده مغزی پزشکان میتوانند به کمک QEEG و MRI، در بیماری هایی نظیر سکته ی مغزی، منطقه آسیب دیده را مشخص کنند. همچنین در بیماری هایی مثل افسردگی، اضطراب، بیش فعالی و… که اختلال در عملکرد مغز وجود دارد و ساختار مغز از لحاظ ظاهری مشکلی ندارد، تصویر برداری مغز کمک چندانی نمی کند و بهترین تکنیک استفاده از QEEG می باشد.
تعیین احتمال موثر بودن داروها یکی از جالب ترین کاربردهای QEEG کمک به درمانگر برای انتخاب روش درمان است. مثلاً در افراد مبتلا به افسردگی، گاهی مصرف دارو ممکن است موثر باشد و گاهی نتیجه ی معکوس دهد. امروزه پزشکان از طریق QEEG میتوانند قبل از شروع درمان، میزان پاسخدهی بیمار را به انواع روش ها مانند تحریک مغزی، نوروفیدبک و سایر، تخمین بزنند و مناسب ترین روش را انتخاب کنند.
تعیین پیش آگهی بیماری در اغلب موارد، با توجه به اطلاعات دریافتی از QEEG میتوان از شدت و میزان پیشرفت بیماری در روز های آینده با خبر شد. برای نمونه در افرادی که دچار سکته مغزی شدهاند، پزشک میتواند به کمک نقشه مغزی در همان روزهای اول، شدت بیماری فرد را تخمین بزند. در نتیجه، هنگامی که احتمال شدید بودن بیماری مطرح است، پزشک از درمانهای ترکیبی و قویتر استفاده خواهد کرد.کاربرد نقشه برداری مغز بسیار متنوع و گسترده است. در حال حاضر این تکنولوژی به حدی پیشرفت کرده است که با استفاده از هدستها و دستگاههای نقشه برداری موبایلی نیز میتوان به بررسی نقشههای مغزی افراد پرداخت. درواقع این میزان از پیشرفت را میتوان به نوعی انقلاب بزرگ در تکنولوژی حوزه علوم شناختی وعلوم اعصاب دانست. تا از طریق آن درمانگر بتواند به درمان و راهکار مناسبی برای درمان اشخاص مبتلا به وضعیتهای نامطلوب ذهنی و مغزی بپردازد.
QEEG در چه مواردی تجویز می شود؟
در صورت تشخیص یک اختلال در مغز و یا ابهام در مورد وجود یا عدم وجود آن میتوان از نقشه مغزی استفاده کرد. با مشاهده تغییرات موجود در نقشه مغز و مقایسه آن با حالت نرمال، وجود اختلال در فرد اثبات می شود. بسیاری از اختلالات مغزی با تغییر امواج مغزی، در نواحی خاصی خودشان را نشان میدهند. با کمک نقشه مغزی می توان ارزیابی دقیقی از تاثیر اختلال بر روی مغز داشت. علاوه بر این، کاربرد نقشه برداری مغز در بررسی روند بهبود مراجعان نیز بسیار ارزشمند است. طی درمان از نقشه مغزی جهت بررسی و ارزیابی روند بهبودی استفاده میشود همچنین برای تشخیص تفاوت در وضعیت مغزی فرد، نقشه های مغزی، قبل و بعد از شروع درمان با هم مقایسه خواهند شد.
چه دستگاهی برای ثبت QEEG و نقشه برداری مغز مناسب است؟
سیستم الکتروانسفالوگرافی EEG/ QEEG/ ERP برند eWave
eWave یک سیستم ثبت الکتروانسفالوگرافی و سایر سیگنال های بیولوژیکی مانند EMG, ECG, EOG یا در اصطلاح EXG است. این دستگاه، امکان ثبتی کم نویز و با کیفیت را فراهم می سازد و با بهره گیری از دانش روز دنیا، همواره جزء پیشرفته ترین سیستم های جهان بوده است. از جمله ویژگی های برجسته ی این دستگاه که می توان به آن اشاره کرد:
دارای گواهینامه و استاندارد های IEC و ISO13485, ISO9001
لایسنس نرم افزار NeuroGuide آمریکا و سازگاری با این نرم افزار جهت ثبت QEEG
قابلیت استفاده از نرم افزار قدرتمند eProbe با کاربری آسان
امکان انتقال داده های ثبت شده به سایر نرم افزارهای تحلیل سیگنال
دارای تاییدیه اداره کل تجهیزات پزشکی ایران
برای کسب اطلاعات بیشتراز محصول به سایت Www.sbimed.com مراجعه نمایید.
تهیه و تنظیم: سارا پورصالحیان – کارشناس مهندسی پزشکی
تاریخچه نوروفیدبک از آن داستانهای جذاب و غافلگیر کننده است، که احتمالا خود دکتر استرمن نیز از کشف این شیوه غافلگیر شده است. نوروفیدبک در واقع نوعی بازخورد گرفتن از فعالیتهای مغزی است، تا به این وسیله فرد با آگاهی از شرایط مغزی خود آنها را اصلاح کند.
نوروفیدبک در اصل نوعی بیوفیدبک است که تلاش میکند، با استفاده از ثبت و پردازش امواج الکتریکی مغز و دادن بازخورد آن به شخص نوعی خود تنظیمی را به او آموزش دهد.
برخلاف آنچه که به نظر می رسد، استفاده از این شیوه اصلاً کار سختی نیست و کافیست کمی بیشتر با این روش درمانی آشنا شده تا شیفته آن شوید. برای آشنایی با این تکنیک درمانی و آموزشی مقاله نوروفیدبک چیست؟ را بخوانید.
تاریخچه نوروفیدبک
نوروفیدبک امروزه جزء پیشرفتهترین وسایل پزشکی نوین است، که هنوز دانشمندان در حال تحقیق و گسترش دربارهی جنبههای مختلف آن هستند.
تاریخچه نوروفیدبک با نام ناسا (سازمان فضایی آمریکا) به شکل گسسته نشدنی، پیوند خورده است. در واقع بخش زیادی از این تکنولوژی پیشرفته مدیون تلاشهای ناسا در سالهای اخیر است.
همه چیز بین سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۵ میلادی اتفاق افتاد. در این فاصله سیر تکامل و ابداع این شیوه درمانی جدید و نوین تکمیل شد. این شیوهی پیشرفته و کارآمد تحولی در حوزه درمان بیماریهای عصبی و شناختی ایجاد کرد.
شیوه درمانی نوروفیدبک در سال ۱۹۵۸ متولد شد، اما در آن زمان همه چیز در حد یک تحقیق ساده بود و کسی از کاراییهای فراوان این شیوه خبر نداشت.
تاریخچه نوروفیدبک با نام جویی کامیا، روانشناس و استاد دانشگاه شیکاگو آغاز میشود. او برای اولین بار توانست به فردی آموزش دهد، تا امواج مغزی خود را کنترل کند.
او در این آزمایش، الکترودی را در پشت سر و در نیمکره چپ آزمودنی نصب کرد و از او خواست حدس بزند چه زمانی فرکانس آلفا در مغز او غالب است.
کامیا زمانی که آزمودنی فعال بودن فرکانس آلفا را درست یا اشتباه حدس میزد، به او خبر میداد. ابتدا این حدسها در تمام موارد درست نبود، اما کم کم درصد حدسهای درست بالا رفت.
در روز دوم، آزمودنی در ۶۵ درصد از موارد و در روز چهارم در ۱۰۰ درصد موارد توانست حضور موج آلفا را درست تشخیص دهد.
در مرحله بعدی و در آزمایش دومی که توسط کامیا انجام شد، او از شخص آزمودنی خواست هر زمانی که او اشاره کرد و از وی خواست، از ورود به حالت آلفا جلوگیری کند یا وارد مرحله آلفا شود.
نتایج آزمایش کامیا نشان داد که مردم می توانند، امواج مغزی خود را کنترل کرده و در مسیری که علاقمند هستند آن را هدایت کنند.
تاریخچه نوروفیدبک و گربههای استرمن
اما تاریخچه نوروفیدبک و تکنیک نوروفیدبک به معنای امروزی آن بیشک مدیون تلاشها و تحقیقات دکتر باری استرمن (Barry Sterman) محقق دانشگاه UCLA کالیفرنیا در لسآنجلس در دهه ۶۰ میلادی است.
البته دکتر استرمن روحش هم خبر نداشت که روزی نتیجه تحقیقهایش به پایه یک روش پیشرفته رواندرمانی تبدیل میشود. او فقط دوست داشت بفهمد وقتی ما خوابیدهایم، در مغزمان چه میگذرد.
دکتر بری استرمن در طول تحقیقات خود در مورد خواب بر روی گربهها به طور تصادفی به معجزه نوروفیدبک پیبرد. پژوهش او در نهایت به کشف یک پروتکل نوروفیدبک منجر شد که هنوز هم در درمان حملات صرعی گراندمال مورد استفاده قرار میگیرد.
در سال ۱۹۶۵ بود که باری استرمن روانشناس و محقق خواب شروع به پژوهشی بر روی امواج مغزی گربهها کرد. البته واضح است که او طبق روال همه تحقیقهای عصبشناختی، تحقیق خود را از حیوانات شروع کرد.
او در خلال این تحقیقات که درباره فعالیت عصبشناختی مرتبط با خواب بود، موفق به کشف امواج ۱۴ هرتز در EEG مغز گربههای مورد آزمایش گردید.
تفاوت این آزمایش با آزمایشات مشابه قبلی در این بود که در طول تحقیق، EEG مغز گربهها ثبت میشد. گربههای آزمایشگاه دکتر استرمن، چه وقتی که خواب بودند و چه مواقعی از بیداریشان، EEGهای پایینتری را نشان میدادند.
از آنجایی که EEG گربهها خیلی پایین بود، دکتر استرمن میخواست راهی پیدا کند که این EEGهای رخوتزده را بالاتر ببرد. بنابراین برای برانگیختن EEG گربه از یک ظرف شیر استفاده کرد، دریافت این پاداش میتوانست امواج مغزی گربهها را تغییر دهد.
در این آزمایش او ابتدا ۳۰ گربه را در قفس قرار داد و آنها از دستیابی به مواد غذایی محروم کرد. پس از آن گربهها را از قفس به یک محفظه آزمایشی که در آن یک اهرم و یک کاسه خالی وجود داشت منتقل کرد.
استرمن به این ۳۰ گربه آموزش داد تا برای دریافت غذا اهرم را فشار بدهند. هر بار که گربه اهرم را فشار میداد، کاسه با غذا پر میشد.
هر یک از گربهها خیلی سریع یاد گرفتند در زمان گرسنگی اهرم را فشار بدهند تا غذا دریافت کنند. در مرحله بعدی او یک عنصر جدید یعنی “صدا” به آزمایش افزود.
در واقع اگر گربهها زمانی که صدا پخش میشد اهرم را فشار میداند، هیچ غذایی در کاسه نمیریخت. بنابراین گربه ناچار بود برای دریافت غذا صبر کند، تا صدا قطع شود و بعد از آن اهرم را فشار دهد.
استرمن مشاهده کرد بعد از اضافه کردن این متغیر گربهها در حالی که منتظر هستند تا صدا قطع شود، وارد یک حالت منحصر به فرد و سطح خاصی از هوشیاری میشوند.
در این مرحله، آنها تا پایان متوقف شدن صدا بینهایت هشیار و گوش به زنگ بودند، درست مانند زمانی که در طبیعت میخواهند شکار کنند. در این حالت، باند فرکانسی بتا پایین یا ریتم حسی حرکتی در مغز گربهها فعال بود، این امواج با کاهش تنش عضلانی در گربهها ارتباط داشت.
امواج مغزی ثبت شده در این حالت دارای فرکانس ۱۲ تا ۱۵ هرتز در ناحیه خاصی از مغز بودند که تا آن زمان ثبت نشده بود، بنابراین استرمن این فرکانس را فرکانس سنسوری موتور ۴ یا SMR نامید.
در ادامه استرمن یک مرحله دیگر هم به آزمایشش اضافه کرد. او میخواست ببیند، آیا میتواند به گربهها چگونگی تولید این امواج را آموزش دهد.
در این مرحله آزمایش را طوری طراحی کرد، تا مشاهده کند آیا گربهها در ازای دریافت پاداش (شیر)، تولید امواج SMR در مغز خود را افزایش میدهند یا خیر؟
این بار گربهها در همان محفظه قبلی قرار داده شدند، اما دیگر اهرمی برای فشار دادن وجود نداشت. در عوض اگر گربه میتوانست به مدت نیم ثانیه فرکانس SMR را تولید کند، ظرفش پر از غذا میشد.
پس از مدتی گربهها یاد گرفتند چگونه SMR را تولید کنند و این نتیجه واقعا شگفتانگیز بود. در نهایت در طی ۱۲ ماه، استرمن و همکارانش توانستند به گربهها یاد بدهند، که این باند فرکانسی را چگونه افزایش یا کاهش دهند.
کاربرد نوروفیدبک در دنیای واقعی
با این که نتایج تحقیقات دکتر استرمن واقعا جالب و شگفتانگیز بود، اما او هیچ ایدهای در مورد کاربرد این شیوه در دنیای واقعی نداشت. درست در همین مقطع از تاریخچه نوروفیدبک بود که آن اتفاق غیر منتظره افتاد و شرایطی فراهم شد تا نوروفیدبک به طور کاملا اتفاقی شکل بگیرد.
بعد از گذشت مدت کوتاهی از آزمایش SMR، استرمن توسط ناسا برای انجام برخی آزمایشات بر روی یک سوخت موشکی انتخاب شد.
سفارشدهنده این پروژه میخواست بداند که چرا کارکنان ناسا مانند کارگران و فضانوردان این سازمان وقتی در معرض این سوخت موشکی قرار میگیرند، دچار استفراغ، سردرد، توهم و تشنج شدید صرعی و در نهایت مرگ میشوند.
به نظر میرسید که این آزمایش جدید کاملا با آزمایش SMR نامرتبط است، اما در واقع این طور نبود. استرمن در این آزمایش هم از گربهها استفاده کرد.
او ۵۰ گربه را هم از بین گربههای آزمایشگاهش و هم گربههای دیگر انتخاب کرد و در معرض این سوختها قرار داد. به هر گربه ۱۰ میلیگرم از سوخت موشک تزریق کرد و همزمان امواج مغزی آنها نیز ثبت کرد.
چند دقیقه بعد از تزریق در همه گربهها علائمی از قبیل استفراغ، سر و صدا، افزایش هواگیری، بزاقآوری و… مشاهده شد.
پس از یک ساعت، تمام گربهها بجز ۱۰ تای آنها دچار گراندمال صرع شدند. در واقع ۱۰ گربه در بین این گربهها نسبت به تشنج مقاوم بودند و این باعث تعجب گروه تحقیق شد.
گروه تحقیق با مراجعه به سوابق گربهها فهمیدند، این گروه از گربهها قبل از این در آزمایش مطالعات خواب حضور داشتند و تحت آموزش SMR قرار گرفته بودند.
به این ترتیب استرمن متوجه شد که با آموزش تولید امواج SMR به گربهها، میتوان عملکرد مغز آنها را تقویت کرد و آستانه تشنج آنها را افزایش داد. این مطالعات نشان داد که نوروفیدبک SMR اثرات فیزیولوژیکی واضحی بر فرد دارد.
این نتیجه شگفتانگیز آغازی بر تحقیقات نوروفیدبک شد. آنها به این اندیشیدند آیا انسان هم میتواند با کنترل امواج مغزی مشکلات خود را حل کند؟ آیا نوروفیدبک SMR میتواند از تعداد تشنجها در افراد صرعی کم کند یا مانع آن شود؟
اینجا بود که دکتر استرمن تحقیقات خود را بر روی انسان آغاز کرد. او در سال ۱۹۷۱ برای اولین بار این آزمایش را بر روی انسان و بر روی مبتلایان به صرع انجام داد.
در این آزمایش هنگامی که بیمار موج SMR را تولید میکرد چراغ سبز و در غیر این صورت چراغ قرمز روشن میشد. بیمار باید سعی میکرد چراغ سبز را روشن و چراغ قرمز را خاموش نگه دارد.
نتایج باور نکردنی بود و کاهش ۶۵ درصدی تشنج گراندمال را در پی داشت! نتایج در چندین آزمایشگاه دیگر در سراسر جهان تکرار شد و در نهایت در مجله پزشکی صرع در سال ۱۹۷۸ منتشر گردید.
کار استرمن، راه را برای برنامههای کاربردی بالینی نوروفیدبک هموار کرد و امروزه نوروفیدبک برای کمک به بیماران با انواع بیماریهای عصبی در سراسر جهان استفاده میشود.
این روش که در اصل بر اصول روانشناسی شرطیسازی عاملی استوار است، مدیون پژوهشهای ناسا بوده و ناسا از این تکنولوژی برای اولین بار در جهت آموزش و افزایش توانمندی فضانوردان خود استفاده نمود. این سازمان امروزه نیز همچنان از این روش برای افزایش عملکرد بهینه فضانوردان و خلبانان خود از آن بهره میبرد.
تا امروز هیچ اثر منفی از نوروفیدبک گزارش نشده است، بلکه تمام اثراتی که داشته مثبت بوده است. در نهایت بدترین حالت این است که نوروفیدبک نتواند تغییری در علائم بیماری به وجود آورد.
نوروفیدبک از سال ۱۹۸۰ تا کنون سیر تکاملی خود را داشته و در حال حاضر در کلینیکها توسط روانشناسان، نورولوژیستها و روانپزشکان استفاده میشود.
اختلال مغزی بیماری است که گاهی می تواند در هالهای از ابهام قرار گیرد و بدون تشخیص باقی بماند. این اختلالات حتی بر عملکرد شناختی، یادگیری و یا رفتارهای فرد نیز تاثیرگذار است. در نتیجه آشنایی با این اختلالات و علائم آن می تواند به تشخیص به موقع و جلوگیری از وخیم شدن اوضاع بیمار کمک کند.
برای آشنایی مختصر با نحوه علملکرد مغز و سلولهای عصبی که مسئول نقل و انتقال پیام در مغز هستند. می توانید به مقاله نورون چیست؟ مراجعه کنید.
طبق آمار سازمان بهداشت جهانی میلیونها نفر در جهان به اختلالاتمغزی و عصبی مبتلا هستند، حدود ۲۴ میلیون نفر به آلزایمر و ۳۲۶ میلیون نفر به میگرن دچار هستند.
این در حالی است که ما در ایران نیز با وقوع روزانه ۳۰۰ سکته مغزی در کشور، وجود ۳۰۰ هزار بیمار مبتلا به آلزایمر، ابتلای دو نفر از هر هزار سالمند به بیماری پارکینسون، گسترش ابتلا به بیماریهای مرتبط با مغز و افزایش آن در بین جوانانی که مواد محرک صنعتی مصرف میکنند مواجه هستیم.
از آنجایی که مغز کل سیستم بدن را کنترل میکند، وقتی که در آن مشکلی به وجود آید اغلب بر بسیاری از بخشهای بدن تاثیر میگذارد. کنترل افکار، حافظه، گفتار، حرکات و… بر عهده مغز است.
روند زندگی ماشینی و شهرنشینی، پیامدهای ناگواری را نظیر تغییر سبک زندگی، تغذیه و افزایش استرس به همراه داشته است. این تغییرات، باعث آسیب به مغز و شیوع اختلالات مغزی از قبیل سکتههای مغزی، آلزایمر، پارکینسون و… شده است.
همانطور که گفتیم زمانی که مغز شما آسیب می بیند، می تواند بر روی بسیاری از فرآیندهای مختلف، از جمله حافظه، حس های مختلف و حتی شخصیت شما نیز تأثیر گذار باشد.
اصطلاح اختلال مغزی به هرگونه وضعیتی گفته می شود، که ناشی از به وجود آمدن مشکلی در رشد و توسعه مغز است. این مشکلات باعث ایجاد اختلال در عملکرد بخشی از مغز و منجر به علائم جسمی یا روانی میشود.
اختلالات عملکردی مغز بر احساس، توانایی یادگیری، خویشتن داری، حافظه و هرچه که در افراد توسعه مییابد، اثر میگذارد.
آسیب مغزی، سلولهایمغز را تحت تاثیر قرار داده و کارایی طبیعی مغز را مختل میکند. آسیبی که به هر دلیل به مغز وارد می شود و بافت مغزی را تحت تاثیر قرار می دهد، به سلولهای نورون آسیب می زند.
این موضوع گاها باعث مرگ سلولهای عصبی در آن ناحیه شده و یا به دلیلی ارتباط بین این سلولها قطع می شود. در نتیجه ارتباط بین سلولهای نورون در آن ناحیه قطع شده و اختلال در کار مغز به وجود می آید. این آسیب بر توانایی مربوط به همان ناحیه از مغز تأثیر میگذارد.
بسیاری از اختلالات عصبی در طول سالهای ابتدایی رشد بروز پیدا میکنند و ممکن است در هنگام تولد تشخیص داده شوند. که این اختلالات معمولا دلیل وراثتی دارند. اما این مشکلات مغزی می تواند در ادامه زندگی نیز بر اثر عوامل مختلف بوجود آید.
عوامل مختلفی بر ایجاد اختلال مغزی و مشکلات در کار مغز و اعصاب تاثیر گذار هستند. عواملی مانند عوامل ژنتیکی یا ارثی، اختلالات مغزی ایجاد شده در اثر بیماریهای روانی، ضربه دیدن سر، تومور مغزی، سکته مغزی، تحلیل رفتن مغز، عفونت، تشنج، نقائص ساختاری، عوامل محیطی و… همگی میتوانند بر نحوهی کار مغز اثر گذاشته و فعالیتهای روزانهی سایر اعضای بدن را مختل کنند.
بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۶ تخمین زده که اختلالات عصبی و عواقب آن (پیامدهای مستقیم) بیش از یک میلیارد نفر در سراسر جهان را تحت تاثیر قرار می دهد و نابرابریهای بهداشتی و تبعیض اجتماعی را به عنوان عوامل اصلی ناتوانی و رنج مرتبط می دانند.
مغز انسان در حین فعالیت، به صورت مدام در حال تولید انواع امواج مغزی است. تمام عملکردهای ذهنی، هیجانی و رفتاری انسان، توسط این امواج مغزی کنترل می شود.
امواج مغزی از فعالیتهای الکتریکی و شیمیایی نورونها یا سلولهای عصبی در مغز ایجاد میشوند. این فعالیتها به شکل سیگنالهای الکتریکی با فرکانس و دامنه متفاوت اندازهگیری میشوند و بهعنوان امواج مغزی شناخته میشوند. الگوهای امواج مغزی، نمایانگر وضعیتهای مختلف ذهنی و احساسی انسانها هستند و هرکدام تأثیرات متفاوتی بر سلامت و عملکرد مغز دارند.
در مطلب قبل با امواج مغزی و نحوهی شکلگیری آنها آشنا شدیم. برای آشنایی بیشتر با این امواج الکتریکی می توانید در ابتدا مقاله زیر را بخوانید
فهرست مطالب
امواج مغزی چیست؟
همانطور که می دانید مغز انسان دارای سلولهای عصبی به نام نورون است، که وظیفه ارتباط مغز با سایر قسمتهای بدن را به عهده دارد. مغز توسط این سلولها و پیامهای عصبی آنها با سراسر بدن ارتباط برقرار می کند.
رد و بدل شدن این پیامهای عصبی بین دو سلول جریان الکتریکی ایجاد می کند و باعث شکل گیری امواج مغزی می شود. این امواج مغزی در حالات گوناگون دارای فرکانسهای متفاوت، با کارآیی مختلف هستند.
به طور نمونه هرگاه فکر، حرکت یا حس میکنیم، یک نوع خاصی از امواج مغزی تشکیل می شود. عملکردهای متفاوت در طول روز، بر روی جریان الکتریکی بین دو سلول اثر گذاشته و باعث تغییر الگوی امواج مغزی در حالات مختلف می شود.
به عنوان مثال، حالات ذهنی ما مانند ریلکسیشن، اضطراب، تمرکز، خواب، مدیتیشن… در هر زمان الگوهای امواج مغزی متفاوتی را تولید می کند.
به دلیل فعالیت سیستم حسی، حرکتی و شناختی انواع امواج مغزی به صورت مدوام در حال تولید شدن هستند. ممکن است در یک بخش از مغز همزمان تعداد زیادی جریان الکتریکی در حال شکل گیری باشد.
این امواج مغزی را می توان توسط دستگاه الکتروانسفالوگرافی (E.E.G) یا امپلیافایرهای زیستی ثبت کرد. امواج مغزی از طریق جداره جمجه دریافت و اندازه گیری می شود.
مطالعات مختلفی درباره ویژگی های الکتروآنسفالوگرافی و بهبود عملکرد در حوزه های مختلف(ورزشی،شناختی،هنری)انجام گرفته است و نشان داده اند که بین عملکرد ورزشکاران حرفه ای و مبتدی در مهارت های شناختی تفاوت وجود دارد.یکی از عوامل شناختی مهم در ورزش خلاقیت می باشد.
تفاوت سینگالهای مغزی که بوسیلهی دستگاهها ثبت می شود، در تعداد تولید آن فرکانس در هر ثانیه است. مثلا بسیاری از فرکانسها هستند که کمتر از یکبار در ثانیه تکرار می شوند و یا فرکانسهای که تکرار آن به بیشتر از ۱۰۰ بار در ثانیه نیز میرسد.
فرکانس موج به معنای تعداد دور موج در هر ثانیه یا به عبارت دیگر تعداد بالا و پایین شدن موج در هر ثانیه است، که واحد آن هرتز می باشد. دامنه به معنی میزان بلندی هر موج است که واحد آن میکروولت می باشد.
الگوی امواج مغزی ما با توجه به کارکرد و بسامد متفاوتی که دارند عبارتند از:دلتا که امواج بین ۰/۵ تا ۴ هرتز که این امواج را در حین خواب مشاهده می شود.تتا به امواج ۴ تا ۸ هرتز گفته می شود.خاموشی،یادگیری و یادداری،شرطی سازی کلاسیک هیجان های مثبت و انگیزش،کدگذاری و بازیابی،حفاظت از حافظه کوتاه مدت از دیگر فرضیه های مطرح شده در نقش ریتم های تتاست.
آلفا به امواج بین ۸ تا ۱۲ هرتز گفته می شود و شواهد نشان داده اند که فعالیت باند آلفا در طول عملکرد حافظه تغییر می کند.بتا شامل همه فرکانس های بالاتر از ۱۳ هرتز را شامل می شود.بتای ۱۵ تا ۱۸ هرتز با تمرکز و پردازش شناختی ارتباط دارد.
در همین راستا،بیوفیدبک EEG،نوعی بیوفیدبک امواج مغزی است که فرد بازخورد هایی از سیگنال های درون داد را دریافت می کند که مربوط به فعالیت های عصبی زیر قشری وی می باشد.
بیوفیدبکEEGنوعی درمان مکمل است که بر اساس پارادایم شرطی سازی عامل به فرد آموزش می دهد فعالیت امواج مغزی را افزایش یا کاهش دهد.در این روش با تاثیری که بر سیستم عصبی فرد گذاشته می شود،موجب می شود تا وی با تنظیم فعالیت الکتریکی مغز،وضعیت روانشناختی خود را تغییر دهد
مغز انسانها از میلیاردها سلول عصبی به اسم نورون تشکیل شده، که وظیفه انتقال پیام های عصبی را در بدن بر عهده دارند. برای آشنایی با نورونها، ساختار و نحوه کار آنها می توانید در ابتدا مقاله نورون چیست؟ را بخوانید.
سلولهای نورون با بردن پیامهای حسی و عصبی به مغز و آوردن جواب آنها، یعنی عکسالعملی که باید بدن به اتفاقات نشان دهد به بافتهای مختلف بدن، سیستم کل بدن انسان و فعالیتهای او را تنظیم می کند.
در واقع وظیفه سلول عصبی ارتباط مغز با سایر قسمتهای بدن و بلعکس است. یعنی هر لحظه که ما تفکر، تحرک و یا احساس می کنیم یا چیزی را به خاطر میآوریم، سلول های عصبی ما فعالیت می کنند.
این پیامهای عصبی به صورت جریان الکتریکی بین دو سلول رد و بدل می شوند. پیامهای الکتریکی کوچک گاهی با سرعتی معادل ۱۵۶ کیلومتر در ساعت از نورونی به نورون دیگر منتقل می شوند.
در اصل فعالیت الکتریکی نورونها باعث شکل گیری امواج مغزی می شود، که هر کدام از آنها در حالات گوناگون کارآیی متفاوت دارند.
همانطور که گفتیم مغز دارای میلیاردها سلول نورون است که باید به کمک هم پیامهای عصبی را به سراسر بدن ببرند. اما این سلولها چگونه این پیامها را منتقل می کنند؟
در واقع نورونها به وسیله پدیده الکتروشیمیایی، با هم ارتباط برقرار می کنند. پدیده الکتروشیمیایی یعنی یک واکنش شیمیایی باعث ایجاد جریان الکتریکی میشود. فعالیت الکتروشیمیایی این سلولهای پستچی که در جهت نقل و انتقال پیام رخ می دهد، امواج مغزی را تولید می کنند.
فرآیند تشکیل امواج مغزی اینگونه است که، پیامهای عصبی از جسم سلولی به انتهای سلول یعنی قسمت اکسون میروند و در ادامه با کمک انتقال دهندههای شیمیایی پیامها به دندریت سلولهای مجاور منتقل میگردد.
این حرکت به وسیلهی فرآیندی به نام پتانسیل عمل صورت می گیرد. پتانسیل عمل از طریق یونهای روی غشای هر سلول تولید می شود. به این صورت که توسط غشای تحریک پذیر نورونها، با کمک جابجایی یونهای مثبت و منفی بر روی غشای سلولی فرآیند پتانسیل عمل اتفاق می افتد.
طی این فرایند پتانسل غشا از -۹۰ میلی ولت به +۳۰ میلی ولت افزایش مییابد و بعد از آن یعنی تجدید قوا برای پتانسیل عمل بعدی شکل خواهد گرفت.
پتانسیل عمل یک افزایش ولتاژ بیش از ۱۰۰ میلی ولتی را در سلول ایجاد می کند و آن را با کمک دندریتهای سلولهای مجاور به سایر سلولهای منتقل میسازد.
وجود این اختلاف پتانسیل باعث پدید آمدن یک جریان الکتریکی، در محیطی از بخش تحریک نشده بدنه سلول و پایه دندریتها به سمت بخشهای تحریک شده انتهایی دندریتها میشود.
زمانی که تعدادی از نورونها هم زمان پیام های الکتریکی ارسال کنند، تغییرات موجی رخ می دهد. به این طریق که تعدادی از سلول های عصبی همگی هم زمان تحریک، خاموش و بار دیگر تحریک می شوند. ما می توانیم این تغییرات الکتریکی را در شکل امواج مغزی ببینیم.
با توجه به ساختار عصبی مغز سیگنالهای الکتریکی بالا رونده و پایین رونده به طور مداوم در حال شکل گرفتن هستند. با فعالیت سیستم حسی، حرکتی و شناختی انواع امواج مغزی به صورت مدام در مغز تولید می شود. ممکن است در یک بخش از مغز همزمان تعداد زیادی جریان الکتریکی در حال شکل گیری باشد.
جریان الکتریکی مغز
این امواج مغزی را می توان توسط دستگاه الکتروانسفالوگرافی یا امپلیافایرهای زیستی ثبت کرد. فرق این امواج و سینگالهای مغزی که به وسیلهی دستگاهها ثبت می شود، در تعداد تولید آن فرکانس در هر ثانیه است.
مثلا بسیاری از فرکانسها هستند که کمتر از یکبار در ثانیه تکرار می شوند و یا فرکانسهای که تکرار آن به بیشتر از ۱۰۰ بار در ثانیه نیز میرسد.
این امواج در واقع فعالیت ریتمیک تالاموس و قشر مغزی است. ولتاژ الکتریکی تولید شده بین تالاموس و لایه های پنجگانه قشر مخ بالا و پایین میرود و این عمل به علت فعالیت سیستم حسی؛ حرکتی و شناختی ما به صورت مداوم در حال تکرار است.
فعالیت مغزی در فرکانسهای مختلف دارای توان و دامنه متفاوتی هستند، به طوری که فعالیت امواج ۱هرتز ۵ میکرو ولت و ۴۰ هرتز ۱۰میکرو ولت است. سیگنالی که توسط دستگاه ثبت میگردد در صفحه نمایش به صورت نمودار زمان و ولتاژ نمایش داده میشود.
بنابراین هر وقت فکر، حرکت یا حس میکنیم یا چیزی را به خاطر میآوریم، قسمتی از نورونهای مغز ما شروع به کار میکنند. فعالیت الکتریکی نورونها باعث شکل گیری امواج مغزی می شود. این امواج در حالات گوناگون دارای فرکانسهای مختلف با کارآیی متفاوت می باشند.
امواج مغزی بر اساس فرکانس به چند نوع تقسیمبندی میشوند، که برای هرکدام یک نام قراردادی مشخص شده است. هر یک از امواج مغزی مسئول کنترل و اثرگذاری بر بخشی از عملکردهای ذهنی، هیجانی و رفتاری انسان هستند.
انواع امواج مغزی
هر کدام از انواع امواج مغزی مسئول کنترل و اثرگذاری بر بخشی از عملکردهای ذهنی، هیجانی و رفتاری انسان است. امواج مغزی بر اساس فرکانس به ۵ دسته اصلی آلفا، بتا، تتا، دلتا و گاما تقسیم میشوند.
هرچه فعالیت قشر مغز بیشتر باشد، فرکانس امواج مغز بیشتر خواهد بود. بیشترین فرکانس مغز در زمان بیداری و کمترین فرکانس در حالت کما و بیهوشی دیده میشود.
بر اساس سرعت امواج مغزی، فرکانس هر کدام به سه دسته آرام، میانه، و امواج سریع در واحد هرتز دسته بندی میشوند. در ادامه به بررسی هر کدام از این انواع امواج مغزی می پردازیم
امواج دلتا
امواج دلتا معروف به امواج خواب و از امواج اولیه مغز انسان است. این موج در نوزادان زیر شش ماه موج غالب است که با افزایش سن از دامنه این موج کاسته میشود.
محدوده فرکانس امواج مغزی دلتا بین ۰٫۵ تا ۳ دور در ثانیه (هرتز) است. این موج در میان انواع امواج مغزی اصلی، دارای کمترین فرکانس می باشد و کندترین امواج مغزی انسان هستند.
فرکانس این امواج هرگز به صفر نمی رسد، زیرا داشتن فرکانس صفر به معنای مردن است. با تغییر فرکانس مغز از موج تتا به موج دلتا ما وارد یک خواب عمیق میشویم.
در این حالت فعالیت خودآگاه ما به صفر می رسد و ناخودآگاه ما کنترل کامل بدن را به دست می گیرد. قرار گرفتن مغز بر روی این موج باعث رسیدن به آرامش و تجدید قوای بدنی فرد می شود.
در نتیجه می توان گفت عمیق ترین سطح خواب امواج دلتا را ایجاد می کنند، که نقشی حیاتی در زندگی انسان ایفا می کند. امواج دلتا، امواج فرا آگاهی و سیستم ارتباطی به آگاهی چند بعدی هستند.
امواج دلتا، در وضعیت خواب عمیق (بدون خواب دیدن)، مدیتیشن عمیق، در زمان نوزادی و در بیمارهای شدید مغزی مشاهده میشود. بیمارهای شدید مغزی مانند آسیب مغزی، ناتوانی در یادگیری، پلک زدن سریع، حرکات سریع چشم و مغز خواب آلوده است.
همچنین گفته می شود امواج دلتا در تجارب نزدیک به مرگ، برون فکنی و خروج روح از جسم، سفرهای اثیری و پدیدههای این چنینی است نیز فعال می شوند.
این امواج هوشیاری و ادراکات بیرونی را کاملا مسدود کرده و تمرکز شما را به درون می برد. که برای درمان و تولید مجدد انرژی در بدن بسیار مهم هستند.
امواج دلتای مغزی با بهبود وضعیت خواب شبانه کمک به ترشح هورمون رشد انسان نموده و در نتیجه باعث ریکاوری بهتر بدن می گردد. دقیقا به همین علت است که خواب عمیق اینقدر اهمیت دارد
امواج تتا و حالت سبک خواب
محدوده فرکانس امواج مغزی تتا بین ۳ تا ۸ دور در ثانیه (هرتز) است. این موج در میان انواع امواج مغزی در رتبه بعد از موج دلتا قرار می گیرد. موج تتا، از آلفا و بتا آرام تر است و دامنه بزرگتری دارند. این امواج در ناحیه گیجگاهی ظاهر میشود. در لحظات اولیه خواب، امواج مغز در حالت تتا قرار می گیرد.
تتا یکی از پیچیده ترین حالات مغزی است که تا به حال کشف شده است. این موج قبل از رفتن به مرحله خواب عمیق یعنی همان موج دلتا فعال است. همچنین این امواج در هنگام مراقبه و مدیتیشن، عمیق ترین تجارب و خلاقیت بیشترین فعالیت را دارند.
با امواج تتا بدن شما حالتی مشابه خلسه را تجربه می کند. در این وضعیت ادراکات شما از دنیای بیرونی منحرف شده و به سمت داخل متمرکز میگردد. در فاز تتا شما در حالت خواب و بیدار هستید و بدن شما برای دریافت شهود و بینش آمادگی دارد.
تتا یک حالت فوق العاده است که شما به حافظه و یادگیری و قابلیتهای شهودی درون خود دسترسی دارید. در فاز تتا مغز شما برای درک مطالب و دریافت اطلاعات جدید بهینه می شود.
گفته می شود کودکان زیر ۵ سال که بیشترین پتانسیل جذب اطلاعات و یادگیری را دارند دارای امواج تتای قویتری نیز می باشند. در کل می توان گفت موج تتا در خلاقیت و درک شهودی و حسی، تمرکز درونی و حافظه نقش به سزایی دارد.
شما در حالت تتا بخشی از هوشیاری خود را از دست میدهید. در واقع در حالتی مانند خواب سبک فرو می روید.
در افراد مبتلا به اختلال بیش فعالی کمبود توجه، افزایش غیرطبیعی دامنه موج تتا منجر به زمان واکنش کند و ناتوانی در یادگیری می شود
این موج در حالت ریلکس جسمانی تولید می شود. محدوده فرکانس امواج مغزی آلفا بین ۸ تا ۱۲ دور در ثانیه (هرتز) است. امواج آلفا مثل پلی بین آگاهی و ناخودآگاه است. امواج آلفا در قسمت پس سر قابل اندازه گیری می باشند.
در هنگام استراحت وقتی که عضلات شل و چشم های شخص بسته می شود ولی نخوابیده است، امواج آلفا در مغز ایجاد می شود. معمولا هماهنگی امواج مغزی بین دو نیمکره کم است و با بستن چشم ها در حالت آلفا هماهنگی بین دو نیمکره راست و چپ زیاد میشود.
در این فرکانس هر دو نیمکره مغز فعالیت دارند، دارای بهره هوشی بالاتری هستیم و یادگیری و القا پذیری در ما بیشتر میشود. در این حالت امواج مغزی از موج بتا به موج آلفا تغییر می کند و مغز دیگر اطلاعات بینایی را پردازش نمیکند.
به صورت خلاصه می توان گفت حالت آلفا، حالت بیدار اما کمی خواب آلود و ریلکس از نظر علمی و فیزیکی است. امواج آلفا، در برخی وضعیت های مدیتیشن و وضعیت های رویا پردازی و گذر روان افکار روزمره ایجاد میشوند. در واقع وضعیت آلفا، قدرت حاضر بودن در “این لحظه” است.
امواج آلفا در دستیابی به عملکرد بهینه، کاهش اضطراب، آرامش، تمرکز، هوشیاری، یادگیری، تقویت سیستم ایمنی، تفکر مثبت، یکپارچگی ذهن و بدن، شهود، درون اندیشی، تعادل هیجانی، احساس سرخوشی، آگاهی درونی و افزایش ترشح سروتونین مفید است.
وضعیت آلفا دارای لذتبخشترین و آرامترین حالت بدنی انسان است که در آن وضعیت استرس کاهش مییابد و باعث افزایش آرامش و سطح بالای خلاقیت میگردد. مغز هنرمندان، موسیقیدانان و ورزشکاران در تولید امواج آلفا فوقالعاده پرکار است.
امواج مغزی آلفا با کاهش سطح کورتیزول باعث افزایش سیستم ایمنی بدن و درنتیجه رفع خستگی و استرس ناشی روزانه میگردد. تجسم خلاق و پیدا کردن ایدههای ناب ذهنی همگی از معجزات وضعیت آلفا میباشند. این امواج همچنین باعث ترشح ملاتونین در بدن می گردد که به بهبود خواب نیز کمک میکند.
در افراد خیال باف، افراد مبتلا به اختلال بیش فعالی کمبود توجه، اختلال یادگیری، افسردگی، آسیب های مغزی خاص و در صورت مصرف مواد و الکل، موج آلفای لوب پیشانی دامنه ی بزرگ تری دارد ولی در افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی و بی خوابی، موج آلفا در قسمت پس سری افزایش دامنه خواهد داشت
امواج بتا در حالت هوشیاری
امواج بتا، امواج غالب در سطح هوشیاری و بیداری کامل شما است. محدوده فرکانس امواج مغزی بتا بین ۱۳ تا ۳۸ دور در ثانیه (هرتز) است. امواج بتا در جلو سر قابل اندازه گیری است.
ما بیشتر لحظات بیداری را در حالت بتا به سر می بریم. در واقع زمانی که شما هوشیار هستید، چیزی را قضاوت میکنید، تصمیم میگیرید یا به هر شکلی در یک فعالیت ذهنی تمرکز دارید، امواج بتا فعال هستند. این سطح هوشیاری، عملکرد ذهنی سریع شمرده میشود. در این حالت ضمیر خودآگاه کنترل مغز را بر عهده گرفته و ضمیر ناخودآگاه در دسترس نمی باشد.
کنشهای پیچیده ذهنی مانند سخن گفتن، بحث کردن، فکر انتزاعی فوقالعاده، هشیاری، تمرکز، توجه و دقت، تفکر، حل مساله، مذاکره، راه رفتن یا رانندگی، پایداری هیجانی، محاسبات ریاضی و افزایش متابولیسم با غلبه موج بتا در مغز بروز میکند.
در این حالت شما کاملاً بیدار و هوشیار هستید و برای کار و معادلات ذهنی آماده میباشید. امواج مغزی بتا به شما در امتحان دادن, تجزیهوتحلیل اطلاعات و فعالیت بدنی کمک میکند.
به عبارت دیگر امواج بتا بر فعالیت های منطقی نیمکره ی چپ مغز تمرکز دارد. هرچه کارها با آرامش بیشتری صورت گیرد امواج در فرکانس پایین قرار می گیرد و چنان چه همراه با هیجان شدید و یا استرس باشد امواج مغزی بالا می رود و گاهی اوقات تا ۶۰ نوسان در ثانیه هم خواهد رسید.
افزایش دامنه بتا در اختلالات اضطرابی، وسواس، اختلالات خواب و دندان قروچه دیده میشود
امواج گاما و سریع ترین موج
موج گاما سریع ترین موج مغزی با فرکانس بالاست. محدوده فرکانس امواج مغزی گاما بین ۳۸ تا ۴۲ دور در ثانیه (هرتز) است. این امواج به هوشیاری مرتبط میشوند و هر چقدر تولید امواج گاما بیشتر باشد، هوشیاری ما هم بالاتر خواهد بود.
موج گاما انتقال دهنده سریع اطلاعات به مناطق مرتبط مغزی است. سرعت این ارتعاش مسیر کشف و شناخت این موج را در هاله ای از ابهام قرار داده است. این موج باعث افزایش درک و قدرت انجام همزمان چند فعالیت ذهنی است. محققان دریافتند که عشق و پرهیزگاری باعث افزایش ارتعاش این موج می شود.
در واقع می توان گفت این امواج مربوط به حالت دسترسی همزمان به عملکردهای مختلف ذهنی هستند و در حالتی که ادراکات شما افزایش یافته باشد، آنرا تجربه خواهید کرد. همچنین وجود آن در جهت فرآیند یادگیری در ارتباط با مسائل پیچیده و چند وجهی ضرورت دارد.
سامان دهندهی مغز و هماهنگ کننده و یک پارچه کنندهی اطلاعات از قسمتهای مختلف بدن است. زمانی که این موج غالب باشد حافظه خوب، سرعت انتقال زیاد اطلاعات، پردازش سطوح بالای اطلاعات و یادگیری مسائل پیچیده فعال هستند.
فعالیت دستگاههای نوروفیدبک بر اساس ثبت و تحلیل امواج مغزی است. بنابراین برای درک نحوهی کارکرد این دستگاه باید در ابتدا بفهمیم امواج مغزی چیست و چگونه تشکیل می شود؟
دنیای مغز دنیای بسیار عجیب با کارکرد پیچیده اما جذابی است. هر چقدر با دنیای درونی و نحوه کارکرد مغز بیشتر آشنا می شوید، می فهمید که پا به چه جهان خارقالعاده و ژرفی گذاشتهاید.
مغز انسان حاوی حدود ١٨٠میلیارد سلول است که گفته می شود، حدود نیمی از آنها سلولهای نورون هستند. نتایج تحقیقات نشان می دهد که دندریتهای برخی از این نورونها با ١۵هزار نورون دیگر در ارتباط هستند.
بنابراین می توانید تصور کنید که مغز انسان تا چه اندازه شبکه پیچیده و درهم تنیدهای از نورونهاست، که در هرلحظه میلیونها نورون در آن در حال فعالیت و تحریک شدن است.
با وجود این پیچیدگی خارقالعاده، دانشمندان توانستهاند نواحی مشخصی از مغز را که به اعمال خاص حسی، حرکتی، بینایی، حافظه و برخی دیگر از اعمـال ارادی و غیرارادی مربوط هستند، شناسایی کنند.
امواج مغزی به دلیل نقشهای متنوع در حالات مختلف ذهنی و بدنی، ابزارهای مهمی برای سنجش وضعیت سلامت روانی و جسمی به شمار میروند. توانایی تغییر و تأثیرگذاری بر این امواج میتواند به ارتقای سلامت، تمرکز، و خلاقیت کمک کند.
امروزه درمان صرع با نوروفیدبک یکی از بهترین درمانها برای کنترل بیماری در مبتلایان به صرع را ارائه میدهد. در روش نوروفیدبک بیماری فرد مبتلا به صرع بدون عوارض جانبی کنترل می شود. در این مطلب با صرع و تاثیر درمان آن با نوروفیدبک آشنا می شوید.
اگر با مفهوم نوروفیدبک و این روش درمانی آشنایی ندارید، می توانید قبل از خواندن این مقاله به کمک سری مقالات زیر با نوروفیدبک آشنا شوید.
نوروفیدبک چیست؟
کاربرد نوروفیدبک
نظرات در مورد نوروفیدبک
تعداد جلسات نوروفیدبک
نتایج نوروفیدبک
صرع
برای شروع آشنایی با تاثیر درمان صرع با نوروفیدبک بهتر است ابتدا با بیماری صرع بیشتر آشنا شویم و ببینیم دقیقا صرع چیست و چه علائمی دارد؟
اگر درگیر بیماری صرع شده باشید، می دانید که تشنجات صرع ممکن است تمام زندگی فرد را تحت الشعاع قرار دهد و آسیبهای جسمی و اجتماعی جدی به فرد وارد کند. منتظر و نگرانی این حملات ناخواسته و اتفاقاتی که در پی این تشنج ها ممکن است رخ دهد بودن واقعا ناراحت کننده و سخت است.
صرع یک نوع بیماری مزمن و چهارمین بیماری شایع در جهان است. این بماری در طبقهبندی بیماریهای مغز و اعصاب قرار میگیرد. در دسته بندی بیماریهای عصبی نیز، یکی از شایع ترین اختلالات است. حدود ۱٪ درصد از جمعیت مردم جهان (۶۵ میلیون نفر) صرع دارند و تقریباً ۸۰٪ موارد در کشورهای در حال توسعه روی میدهند.
صرع چیست؟
بیماری صَرع یا epilepsy یک اختلال سیستم عصبی مرکزی (اختلال نورولوژیکی) است که در آن فعالیت مغز مختل شده و موجب تشنج می شود. در صرع شخص، بدون دلیل خاصی مثل افت قند خون، تب، کمبود کلسیم و غیره مکرراً دچار حملات تشنج شود. نام دیگر صرع تشنج است که یک علامت است نه بیماری.
صرع در واقع یک نوع اشکال در کار مغز است، که نشانه آن عبارت است از حملات صرعی ناگهانی و تکرارشونده، حملاتی کوتاه مدت از رفتار غیرطبیعی، تغییر در وضعیت هوشیاری، یا حرکات غیرطبیعی.
در برخی موراد فرد به صورت ناگهانی به زمین افتاده، دست و پاهایش سفت شده و از هوش می رود. بعد از چند ثانیه شروع به دست و پا زدن می کند. پس از آن کاملا به حالت اغما رفته و هیچ واکنشی بروز نمی دهد و صدایی را نمی شنود.
بنابراین با یک حمله تشنج نمیتوان گفت فردی به بیماری صرع مبتلا شده است. اما اگر بدون وجود علت و یا بعد از کنترل و یا رفع عوامل، حملات تشنج بازهم تکرار شود آن موقع بیماری صرع مطرح میشود.
علائم تشنج بسیار متفاوت هستند. ممکن است بعضی از افراد مبتلا به صرع دست ها یا پاهای خود را مرتبا تکان های ناگهانی دهند. در حالی که بعضی دیگر شاید هنگام تشنج چند ثانیه به جایی خیره شوند.
در برخی از افراد مبتلا به صرع، حملات تشنج به دنبال یک محرک حسی مثل نور شدید بروز میکنند و گاهی هم هیچ عامل شروع کننده ای وجود ندارد.
علائم صرع
علائم تشنج به ترتیب مراحل به صورت زیر است:
تحریک پذیری، رفتارهای غیرعادی یا گیجی موقت قبل از تشنج
اسپاسم و انقباض عضلات که فرد در طی آن بیهوش شده و به زمین میافتد.
خیره شدن به نقطهای، همراه با نامنظم شدن تنفس
تکان خوردن های غیر قابل کنترل دست و پا یا صورت که میتواند از ۲۰ ثانیه تا چند ساعت طول بکشد.
در این مرحله ممکن است فرد زبانش را گاز بگیرد و کنترل مثانه یا روده را از دست بدهد.
پس از آنکه تشنج متوقف شد، ممکن است فرد هوشیاری یا حواس خود را از دست بدهد.
بعد از هوشیاری فرد علائمی مانند ترس، اضطراب، گیجی یا سردرد ممکن است داشته باشد.
شاید صرع درمان نداشته باشد، اما حملات آن را میتوان کنترل کرد. همان طور که از علل صرع بر می آید، با بر طرف کردن علت زمینهای آن درصد قابل توجهی از موارد صرع را می توان کنترل و یا درمان کرد. تمام انواع صرع مادام العمر نیستند و اکثر افراد تا جایی بهبود مییابند که دیگر نیازی به دارو ندارند.
از بین تمام کسانی که دچار اختلال صرع هستند، بیماری ۲/۳ (دو سوم) از آنها با دارو قابل کنترل است. ولی بقیه به درمان داروئی جواب نمی دهند. هر چند مصرف دارو آنهم برای سالیان دراز خالی از عوارض داروئی نیست. وقتی درمان با دارو موثر نبود، گزینه بعدی انجام عمل جراحی است. که متاسفانه آنهم علیرغم اینکه عمل سنگینی است بطور محدود موفقیت آمیز است.
تا سالهای اخیر بیماران مبتلا به صرع و تشنج مجبور بودند، درتمام طول عمر برای کنترل این بیماری بطور مرتب از دارو استفاده کنند. خوشبختانه تحقیقات اخیر نشان می دهد درمان صرع با نوروفیدبک میتواند در مورد بیماران موثر باشد. این روش درمانی، هیچگونه عارضه ندارد. تعداد حملات صرع را کاهش می دهد وحتی از شدت تشنجات کم می کند. یا اینکه حملات به کلی قطع می شود.
۷۰ تا ۹۰ درصد مبتلایان به صرع با استفاده از روش نوروفیدبک کاملا درمان می شوند. در مواری که دارو درمانی اثر گذار نیست، روش نوروفیدبک می تواند فرد مبتلا به صرع را به طور کامل درمان کند.
علاوه بر این درمانهای غیر دارویی در درمان این بیماری از اهمیت زیادی برخوردار است. زیرا داروها در این بیماری عوارض شدیدی همچون خستگی و کوفتگی بدن، سرگیجه، افزایش وزن، مشکلات حافظه و تمرکز، راشهای پوستی، افسردگی و… را به دنبال دارد. اما امروزه با استفاده از نوروفیدبک بدون عوارض جانبی و به صورت دائمی می توان این بیماران را مداوا نمود.
مکانیسم درمان صرع با نوروفیدبک
حملات صرعی نتیجه فعالیت سلولی بیش از حد و غیرعادی عصب کورتیکال یا غشایی در مغز است. صرع را میتوان با گرفتن نوار مغزی یا الکتروانسفالوگرافی تأیید کرد.
صرع یک بیماری نیست بلکه فقط نشانهایست که میگوید قسمتی از مغز کار خود را به خوبی انجام نمیدهد. وقتی مغز به طور طبیعی کار کند امواج الکتریکی از خود ایجاد میکند، که این امواج مانند الکتریسته در مسیر اعصاب مغزی عبور میکند.
صرع حالتی است که، یک سری از این تشنجها و طوفانهای الکتریکی در مغز به طور مرتب و با فاصله زمانی خود به خود ایجاد شده و خاموش میشوند. این طوفان الکتریکی بسته به محل خود در مغز علائم و نوع تشنج و صرع را تعیین میکند.
روش درمان صرع با نوروفیدبک برای یادگیری کنترل آگاهانه حالتهای مغزی است. با این روش می توان با تکرار صوتی یا تصویری، امواج مغزی را به سمت فرکانس دلخواه هدایت کرد و الگوی فعالیت مغزی را تغییر داد.
این روش یک روش آموزشی است و فرد یاد می گیرد الگوی فعالیت مغزی خود را چگونه تغییر دهد. این تغییرات در ابتدا برای مدت کوتاهی پایدار هستند. ولی با انجام تمرینات و آموزش می توان این تغییرات را دائمی کرد.
در درمان با دستگاه نوروفیدبک تمرکز درمانگر بر روی افزایش و تقویت موج SMR و کاهش امواج آهسته مغزی قرار میگیرد.
برای پاسخ دادن به این سوال مهیج که نوروفیدبک چیست و رسیدن به درک درستی از مفهوم آن، چند گام کوتاه را باید طی کنیم. در این مسیر با موسسه پرتو دانش همراه باشید.
در این مقاله نخست به سراغ معنی واژه نوروفیدبک میرویم و بعد از آن به نحوه عملکرد مغز و سپس عملکرد دستگاه نوروفیدبک میپردازیم. در انتها نیز با مزایای استفاده از نوروفیدبک و اینکه چرا باید به مرور آن را جایگزین دارو کنیم، آشنا میشویم.
نوروفیدبک چیست؟
کلمه نوروفیدبک یا Neurofeedback که آن را به اختصار NFB می نامند. از دو کلمه نورون(Neuron) و فیدبک (feedback) مشتق شده است. نورونها سلولهای تخصصی هستند، که در قسمت مغز و سیستم عصبی بدن فعالیت میکنند. این سلولهای عصبی وظیفهی ارسال و دریافت پیام را در مغز و سیستم عصبی سراسر بدن به عهده دارند.
کلمه فیدبک هم همانطور که میدانید در زبان فارسی به معنای بازخورد است. در نتیجه نوروفیدبک به معنی بازخوردهای عصبی است. در مجموع میتوان گفت، نوروفیدبک نوعی بازخورد عصبی است.
دستگاه نوروفیدبک چیست؟
در ادامه به جواب این سوال میپردازیم، که دستگاه نوروفیدبک چیست و چه کاربردی دارد؟ دستگاه نوروفیدبک در رده پیشرفتهترین دستگاههای پزشکی نوین قرار دارد. روش درمانی نوروفیدبک یکی از جدیدترین روشهای درمان بیماریها، افزایش قدرت ذهن، تمرکز و مهارتهاست. این دستگاه همچنین در موارد دیگری مانند تحقیق و پژوهش، نقشه برداری مغز و… کاربرد دارد.
امواج مغزی
برای اینکه ببینیم دستگاه نوروفیدبک چگونه عمل میکند و به درمان بیماریها می پردازد، ابتدا باید با نحوه عملکرد مغز آشنایی مختصری پیدا کنیم. مغز دارای میلیاردها سلول نورون است که این سلولها به وسیله پدیده الکتروشیمیایی (پدیده الکتروشیمی به واکنشهای شیمیایی می گویند که در اثر عبور جریان الکتریکی اتفاق میافتد، یا اینکه یک واکنش شیمیایی باعث ایجاد جریان الکتریکی میشود.) با هم ارتباط برقرار میکنند. در این مقالهمیتوانید با نورونها و انواع آن بیشتر آشنا شوید.
نورونها همانطور که در بالا گفتیم سلولهای عصبی هستند، که وظیفهی انتقال پیامهای عصبی را دارند. فعالیت الکتروشیمیایی این سلولهای پستچی، که در جهت نقل و انتقال پیام رخ میدهد، امواج مغزی را تولید میکند.
به دلیل فعالیت سیستم حسی، حرکتی و شناختی در مغز ما، انواع امواج مغزی به صورت مدام در حال تولید شدن هستند. ممکن است در یک بخش از مغز همزمان تعداد زیادی جریان الکتریکی در حال شکلگیری باشد. این امواج مغزی را میتوان توسط دستگاه الکتروانسفالوگرافییا آمپلیافایرهای زیستی ثبت کرد. فرق این امواج و سیگنالهای مغزی که بوسیلهی دستگاهها ثبت میشود، در تعداد تولید آن فرکانس در هر ثانیه است. مثلاً بسیاری از فرکانسها هستند که کمتر از یک بار در ثانیه تکرار میشوند و یا فرکانسهای که تکرار آن به بیشتر از ۱۰۰ بار در ثانیه نیز میرسد. با نحوه تولید امواج مغزی در این مقاله آشنا شوید.
امواج مغزی را بر اساس فرکانس آنها نامگذاری میکنند. که به ترتیب عبارتند از: دلتا، تتا، آلفا، بتا، SMR و گاما.
بعد از اینکه با امواج مغزی آشنا شدیم باید به این مقوله بپردازیم، که تکنیک درمانی نوروفیدبک چیست و چگونه عمل میکند؟ نوروفیدبک یا همان بازخورد عصبی، زیر مجموعه و در واقع شکل خاصی از بیوفیدبک است.
بیوفیدبک یا Biofeedback یا بازخورد زیستی، روشی است که دستگاه به دریافت و ثبت علائم زیستی بدن میپردازد و توسط آن به شما میآموزد چگونه عملکردهای بدن مانند ضربان قلب را با کمک ذهن کنترل کنید.
بیوفیدبک یک روش درمانی نوین در پزشکی است. این روش در واقع به تعدادی از شیوههای درمانی گفته میشود، که به فرد قدرت استفاده از ذهن برای کنترل بدن را میدهد. بیوفیدبک یک شیوهی تکمیل کننده و یا حتی جایگزین برای دارو درمانی است.
در روش بیوفیدبک سیگنالهای بیولوژیک بدن مانند تنفس، فشار خون، تعریق، انقباضات عضلانی، ضربان قلب، امواج مغزی و… ثبت میشود، تا به این وسیله ما با آگاهی از وضعیت بدن خود بتوانیم بر فعالیتهای غیرارادی بدنمان، کنترل پیدا کنیم. برای آشنایی کامل با بیوفیدبک می توانید مقاله بیوفیدبک چیست؟ را بخوانید.
نوروفیدبک نوعی بیوفیدبک
دستگاههای نوروفیدبک هم به همین شکل برای مغز عمل میکنند و برای نظارت، اندازه گیری و آموزش امواج مغزی طراحی شدهاند.
یعنی بوسیله ثبت امواج الکتریکی مغز، یک سری اطلاعات درباره مشکلات، نواقص، مدل و آرایش امواج مغزی بدست میآورد. سپس با دادن اطلاعات به درمانگر و شخص، به برطرف کردن مشکلات مغزی و یا تقویت مغز میپردازد و به نوعی خود تنظیمی را به فرد آموزش دهد.
نکته جذاب این روش درمانی اینجاست که نوروفیدبک در واقع آموزش دادن مغز توسط خود مغز است. اما دستگاههای نوروفیدبک چطور این کار را میکنند؟!
مغز، دنیای امواج است و برای اینکه بهتر بتوانیم بفهمیم نوروفیدبک چیست و با مفهوم آن ارتباط برقرار کنیم، باید بدانیم که فعال یا غیر فعال بودن هر یک از این انواع امواج مغزی در شرایط و حالات مختلف می تواند خوب یا دردسر ساز باشد.
همانطور که در بالا گفتیم امواج مغزی انواع مختلفی مانند آلفا، بتا، تتا و… دارد. هر کدام از آنها در شرایط و حالات مختلف ایجاد میشود. این امواج باید دارای یک الگو، نظم و هماهنگی خوب و مناسب باشند تا ما دچار دردسر نشویم.
نبودن هماهنگی و تناسب بین امواج مغزی مانند این است که، ارکستر سمفونیکی در حال اجرا نوازندههایش با یکدیگر هماهنگی نداشته باشند و صدای نهاییای که به گوش میرسد، تبدیل به یک ملودی ناخوشایند و آزاردهنده شود؛ نبودن هماهنگی در میان امواج مغزی هم نتیجهٔ مشابهی را دارد.
مثال: پژوهش های زیادی نشان داده مغز افرادی که دچار افسردگی هستند، امواج بتا در نیمکره راست بیش از اندازه فعالیت دارد و در نیمکره چپ نیز امواج آلفا فعالیت بیش از حد دارد. بنابراین برای مقابله با افسردگی در این فرد می توان با استفاده از روش نوروفیدبک امواج بتا در نیمکره راست را کاهش داد یا امواج آلفای نیمکره چپ را سرکوب نمود.
نحوه عملکرد نوروفیدبک چگونه است؟
در ادامه مبحث جذاب و کمی پیچیده نوروفیدبک چیست و چگونه کار میکند؟ باید به این نکته بپردازیم که بعد از این که از مشکلات و ضعفهای مغز خود آگاه شدیم، قرار است نوروفیدبک چگونه آنها را بر طرف کند؟
در مغز تمام ما انسانها، هزاران فرایند و فعالیت خودکار و غیر ارادی در حال اتفاق افتادن است. فرایندهای ناهشیار بی شماری که کاملاً از حوزهی آگاهی و اختیار ما خارج هستند. این فعالیتهای ناخودآگاه، دائماً و بدون دخالت آگاهانهی ما بر روی رفتار، افکار، عملکرد و وضعیت سلامت جسمی و روانی ما تاثیر گذارند.افزایش یا کاهش بیش از اندازه امواج مغزی یا گسترش و تسلط نامتعارف هر یک از آنها در بخشهای متفاوت مغز با حالتهای نابهنجار عاطفی و شناختی انسان به طور ناخودآگاه ارتباطی تنگاتنگ دارد. تا مدتها انسان فکر میکرد، کنترل این امواج ناخودآگاه به صورت اختیاری غیر ممکن است. اما امروزه فهمیده که این طور نیست.
هر چند کنترل و مسیردهی امواج و سیگنالهای مغز به صورت عادی کار بسیار سخت و دشوار و در بسیاری از مواقع غیرقابل انجام است. اما نوروفیدبک دستگاهی است که امکان کنترل کردن و مسیر دهی امواج مغزی را برای ما فراهم میکند. نوروفیدبک با آگاه کردن فرد از عملکرد ناخودآگاه، امکان کنترل عملکرد ناخودآگاه را به صورت خودآگاه فراهم میکند. این کنترل با روش شرطی کردن مغز انجام میشود.
با دستگاه نوروفیدبک می توانید امواج ناخودآگاه مغز را بطور خودآگاه کنترل و هدایت کنید.
مناسب یا نامناسب بودن کارکرد مغز ما، باعث طبیعی یا غیر طبیعی بودن امواج مغزی تولید شده میشود. بعضی عقیده دارند اختلالات مختلف روانی در حقیقت بخاطر کارکرد نامناسب بخشهای مختلف مغز است. که باعث تولید الگوی نادرست امواج مغزی میشود.
در نتیجه مغز انسان هم مانند هر سیستم پیچیده دیگری نیاز به تنظیم و رفع نواقص دارد. نکته جالب این است که مغز این توانایی را دارد که خود را تنظیم و کارکردش را بهینه کند. تنها کافی است که از وضعیت خود آگاه شود.
دستگاه نوروفیدبک با اطلاعاتی که از امواج مغزی به ما میدهد، به مغز کمک میکند وضعیت خود را شناخته و اشکالات و ناهنجاریهایی که در امواج مغزی دارد را رفع کند.
در واقع نوروفیدبک، برای مغز ما مانند یک آینه عمل میکند. این دستگاه امواج مغزی و عملکردهای فیزیولوژیک مغز را مانند یک آینه پیشرفته به ما نشان میدهد و به ما کمک میکند تا از آن چه در مغز ما در حال رخ دادن است آگاه شویم.
در این روش با انعکاس و نشان دادن این که مغز ما “الان و در این لحظه، در چه وضعیتی به سر میبرد” شخص میآموزد که برای انجام یک کار خاص، به چه آرایشی از امواج مغزی نیاز دارد. این افزایش آگاهی نسبت به وضعیت امواج مغزی باعث میشود، فرد بتواند کنترل بیشتری بر این امواج داشته باشد.
بنا به گفته پژوهشگران، اختلال اضطراب از اولین مواردی بود که به روش درمان با نوروفیدبک پاسخ داد.
برای استفاده ازدستگاه نوروفیدبک، ابتدا شخص روی صندلی مخصوص و راحتی نشسته و سنسورهای که حسگر (الکترود) نامیده میشوند، بر روی نقاط مشخصی از سر او قرار میگیرند.
این سنسورها، فعالیت الکتریکی سلولهای مغز را ثبت و در قالب امواج مغزی به شکلهای مختلف نظیر نمودارهای رنگی، یا در اغلب موارد به شکل شبیهسازی شده در قالب یک بازی کامپیوتری یا فیلم ویدئویی به او نشان می دهند.
از شخص خواسته میشود تا آرام باشد و به صفحه کامپیوتری که جلویش قرار دارد نگاه کند. آنگاه سعی کند، برای مثال پخش یک فیلم یا هدایت یک بازی کامپیوتری را بدون استفاده از دست و تنها با امواج مغزی انجام دهد.
به این شکل، او با دیدن پیشرفت یا توقف بازی، یعنی همان گرفتن پاداش یا از دست دادن امتیاز، یا تغییراتی که در صدا یا پخش فیلم به وجود میآید. از شرایط مطلوب یا نامطلوب امواج مغزی خود آگاه میشود.
اینگونه او سعی میکند وضعیت تولید امواج مغزی خود را اصلاح کند، تا بازی یا فیلم مورد علاقهاش را بتواند ادامه دهد.
در این روش دستگاه الگوهای امواج مغزی شما را پردازش میکند و در صورتی که این الگوها مناسب باشد، شما در بازی به جلو میروید و در غیر این صورت شکست میخورید.
به این ترتیب شما یاد میگیرید که مثلاً در شرایط اضطراب چگونه میتوانید مغز خود را طوری تنظیم کنید که آرامش را جایگزین اضطراب کنید.
مثلا اگر قرار است در یک بیمار مضطرب موج آلفا (موج آرامش بخش) را افزایش دهیم، بازی در صورتی پیش می رود که موج آلفا از یک حد مشخصی بیشتر شود.
اینکه چه امواجی در مغز افزایش و چه امواجی کاهش یابند، کاملاً بستگی به مشکل هر فرد دارد و درمانگر آن را در طول جلسه تنظیم میکند.
از این روش میتوان به منظور بهبود اختلالاتی چون بیشفعالی (کمبود توجه)، ناتوانیهای یادگیری، صرع، هراس و اختلالات اضطرابی، اختلالات مربوط به سوء مصرف مواد، افسردگی، مدیریت استرس، میگرن، سندرم تورت و اختلالات خواب استفاده کرد.
مزایای نوروفیدبک
در انتهای این مطلب به فواید نوروفیدبک میرسیم. نوروفیدبک در واقع یک فرایند آموزشی است، که در آن مغز خود تنظیمی را یاد میگیرد و پس از چندین و چند جلسه تمرین و تکرار، میتواند با آرایش جدیدی از امواج مغزی به فعالیت روزانه خود ادامه دهد.
این نوع آموزش مدت ماندگاری بسیار بالایی دارد. به عنوان مثال بعد از یادگیری دوچرخه سواری شما دیگر آن را فراموش نخواهید کرد.در واقع این شیوه یادگیری هم مانند آموزش دوچرخهسواری در مغز عمل میکند، یعنی بعد از اینکه شما در دوچرخه سواری عمل پدال زدن را یاد گرفتید و به آن مسلط شدید، این آموزش وارد ناخودآگاه مغز شما میشود.پس از آن دیگر نیاز نیست برای هر بار پدال زدن فکر کنید، بلکه به طور ناخودآگاه اینکار را انجام میدهید. زیرا این عمل وارد ناخودآگاه شما شده و شما عمل پدال زدن را به صورت ناخودآگاه و بدون فکر کردن انجام میدهید. در ضمن احتمالاً تا آخر عمر هم آن را فراموش نخواهید کرد.
از مهمترین مزیتهای نوروفیدبک میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
روشی است کاملاً ایمن و بدون هیچ عارضه جانبی توانمندیهای شناختی را افزایش میدهد. اثرات درمانی آن برای مدت طولانی پایدار است. عدم مصرف دارو و تحمل عوارض آن روشی کم تهاجمی بدون درد و خونریزی آسانتر بودن تحمل این روش برای کودکان این درمان خیلی سریع موجب تغییر رفتار فرد خواهد شد. موجب تنظیم کل فعالیتهای مغز خواهد شد.
در انتها باید گفت سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) نیز این درمان را مورد تایید قرار داده است. در ویدیوی زیر خواهید دید، چرا بهتر است در برخی موارد از نوروفیدبک و بیوفیدبک به عنوان جایگزین دارو استفاده کرد. امیدوارم در این مقاله توانسته باشیم، به این سوال جواب دهیم که نوروفیدبک چیست و چه کاربردهایی دارد. برای آشنایی کاملتر با کاربردهای این شیوه درمانی به مقاله کاربرد نوروفیدبک مراجعه کنید.